در باره نقاشی

نویسنده: ایکاروس، تاریخ بروز رسانی: چهار شنبه ۲۴ بهمن ۱۳۹۷

نقاشی از آغاز تا امروز

اگر بخواهیم تعریفی از نقاشی ارائه دهیم میتوان گفت، خلق یک تصویر بر روی یک ساپورت به وسیله رنگ را نقاشی می گویند. سابقه نقاشی تقریبا با تاریخ به وجود آمدن بشر همزمان می باشد. در تحقیقات و جستجوهایی که در غارها انجام شده، نقاشی هایی از اشکال و موضوعات که در زندگی روزانه بشر غار نشین مهم بوده اند کشف شده است. اولین آثار نقاشی و همینطور قدیمی ترین آنها در غارهای آفریقا کشف شده است. آثاری از نقاشی غارها مربوط به حدود سی هزار سال پیش در قاره آفریقا و در کشور نامیبیا وجود دارد. اما قابل فهم ترین و بیشترین آثار نقاشی ماقبل تاریخ مربوط به غارهای جنوب فرانسه و شمال اسپانیا می باشد. در این مناطق حدود 150 غار کشف شده که در آنها آثار نقاشی وجود دارند.


یک نقاشی از غارهای لاسکو

یک نقاشی از غارهای لاسکو


اما پس از نقاشی های ماقبل تاریخ، دوره دیگری که در نقاشی قابل مطالعه و مهم می باشد دوره مصریان باستان است. مصریان اولین تمدن قابل شناسایی هستند که فعالیت های هنری آنها امروز نیز قابل مشاهده میباشد. سبک نقاشی های مصری ها کمی عجیب است. نقاشی این تمدن بیشتر در مقبره ها و قبرها وجود دارد و به دنیای پس از مرگ می پردازد. هدف این هنر، تامین کردن جزییات و تصاویر مقدس برای سفر آخرت می باشد. یکی از بهترین مکانها برای بازدید از نقاشی مصر، آرامگاه و مقبره رامسس دوم می باشد. در این مقبره می توان تصویر ملکه مصر «نِفِر تی تی» را مشاهده کرد.

اما اگر بخواهیم یک نمونه قابل توجه دیگر از تمدن های دنیای باستان را ذکر کنیم می توان به تمدن مینوسی اشاره کرد. در زمانی که مصریان برای دنیای باستان دست به نقاشی می زدند، مینوسی ها برای اتاقهای پذیرایی و سالنها نقاشی می کردند. نقاشی های فرسک مربوط به 1600 پیش از میلاد، در کاخ کنوسوس در جزیره کرت یافت شده است.

یکی از مهمترین تمدنهای جهان که تاثیرات شگرفی در آینده بر هنر جهان بصورت کلی و خصوصا جهان غرب داشت هنر یونان می باشد. ناگفته پیداست که قطعا نقاشی نیز از این تاثیر پذیری مستنی نمی باشد. نقاشی های دوران ایده آلیسم و کلاسیک یونان نوعی رئالیست سلحشوری و قهرمانی می باشد. نقاشان آن دوران تمرکز بسیاری را روی بدن انسان داشتند، و تمام سعی آنها به تصویر کشیدن ایده آل ترین اندامها از بدن انسان بود. متاسفانه از دوران یونان باستان نقاشی چندانی بر جای نمانده و تمام آثار کپی هایی می باشد که هنرمندان رم از روی آثار آنها به تصویر کشیده اند. یکی از مهمترین دوره های یونان دوره «هلنیسم» می باشد که در واقع پایه های نقاشی رئال از همین دوره ریخته شد. این دوران یکی از معدود دوره هایی در دنیای باستان می باشد که مردم و موضوعات روزمره اجتماعی در نقاشی به تصویر کشیده می شود.

اما پس از دوره یونان یکی از مهمترین دوره های هنری و نقاشی، دوران رم باستان می باشد. تقریبا تمام نقاشی های برجای مانده از دوران رم، نقاشی های دیواری هستند. همانطور که در بالا ذکر شد، نقاشان و هنرمندان رم تاثیر بسیار زیادی را از دوران یونان گرفته و موضوعات و نقاشی های آنها شباهت زیادی به دوره یونان دارند. حتی برخی از آثار به جای مانده عینا کپی یونانی آثار می باشند. یکی دیگر از دوره های قابل توجه و تاثیر گذار در نقاشی، دوره «بیزانس» می باشد. شاید بتوان گفت ابتدایی ترین نقاشی های دوران مذهبی مسیح، متعلق به همین دوران می باشد. در این دوره تصاویر مقدس به صورت دکوراتیو بر روی موزاییک ها و دیوارهای کلیساها به تصویر کشیده می شد.

اگر به مطالب بالا توجه کنید خواهید دید تمام مواردی که در مورد نقاشی ذکر شد نقاشی های روی دیوارها، موزاییک و در غارها بوده و هیچ کدام از این نقاشی ها آثار قابل حمل نیستند. اولین نقاشی هایی که بر روی ساپورتی غیر از دیوار انجام شده مربوط به دوره بیزانس بوده و بر روی ساپورت چوب اجرا شده است. «نقاشی بر روی پنل از دوران بیزانس آغاز شد» و در دوره «رنسانس متقدم» بسط و گسترش پیدا کرد. این نوع از نقاشی با اختراع پارچه بوم، درقرن پانزدهم میلادی و در شمال ایتالیا پیشرفت بیشتری کرده و جنبه همگانی تری پیدا کرد.

اگر بخواهیم یکی از مهمترین اشخاصی که تاثیر بسیاری در به وجود آمدن نقاشی به شکل امروزی داشت را نام ببریم می توان از «جوتو» نام برد. در تمام نقاشی های بیزانس و قبل از جوتو فیگورهای انسان حالت بسیار خشک، تخت و ایستا داشتند، اما وی جزو اولین اشخاصی بود که فیگورها را به شکل داینامیک تر و پویا تر با اندامی که به حالت سه بعدی نزدیکتر بود به تصویر کشید. وی تا حدودی توانست آغاز گرِ بخشیدن حس عمق و حجم در نقاشی باشد. اگر بخواهیم به آخرین سبکی که در دوران قرون وسطی به وجود آمد و پایان آن ختم به آغاز رنسانس متقدم شد اشاره نماییم، باید از دورا ن «گوتیک» نام ببریم. این سبک بین سالهای 1375 تا 1425 میلادی وجود داشت. در این سبک فیگورها را به شکل کشیده و بلند با حالتی پر شکوه به تصویر می کشیدند. اما پس از پایان این دوره دوران رنسانس متقدم آغاز می شود که پیشرفتهای خیره کننده ای در نقاشی به وجود می آید. بزرگانی همچون لئوناردو داوینچی، رافائل، لئون باتیستا آلبرتی، میکل آنجلو و بسیاری از بزرگان دیگر ظهور کرده و دنیای هنر را دستخوش تغییر و تحولات عظیمی نمودند. در این دوره قوانین «پرسپکتیو» کشف شد. علم «آناتومی» به صورت آکادمیک ظهور کرد و نقاشی رنگ روغن توسط این هنرمندان بزرگ تبدیل به تکنیک رسمی شد. لئوناردو با خلق تابلوی مونالیزا در نقاشی پرتره انقلاب عظیمی خلق کرد. مجسمه داوود میکل آنجلو تبدیل به عالی ترین نماد بدن مرد، و تناسبات آن عالی ترین نوع تناسبات برای تمرین هنرجویان شد. تابلوی تولد ونوس اثر ساندرو بوتیچلی نماد توازن و زیبایی آناتومی زن گردید. رافائل با خلق سبک جدیدی که بر گرفته از رم باستان بود خالق شاهکارهای ابدی شد. مدرسه آتن وی نماد زیبایی از یک اثر نقاشی فلسفی و در عین حال نماد توازن و پرسپکتیو فضا شد.


مدرسه آتن رافائل

مدرسه آتن رافائل


پس از این دوران طلایی سبک متاخر رنسانسی، به نام «منریسم» ظهور کرد. این سبک هنری بسیار ایده آل گرا بود و در زبان فارسی آن را «شیوه گرایی» ترجمه کرده اند. این سبک کاملا ایتالیایی بوده که پایه و اساس آن هم از آثار متاخر میکل آنجلو الهام می گرفت. فیگورها در این سبک حالتی ایستا، محکم و با شکوه داشتند. در این سبک پیکره ها کمی دراز به تصویر کشیده می شدند. از بزرگان این سبک می توان به «پارمیجانینو»، «رُسو فیورنتینو»، «پونتورومئو» و «وازاری» اشاره کرد.


قسمتی از یکی از مشهور ترین آثار منریسم اثر پارمیجانینو: مریم گردن دراز

قسمتی از یکی از مشهور ترین آثار منریسم اثر پارمیجانینو: «مریم گردن دراز»


اما در قرنهای چهاردهم تا شانزدهم میلادی، در ایران یکی از مهمترین سبکهای نقاشی جهان سر برآورد و آن مینیاتور ایرانی بود. از این سبک برای نقاشی و تزئین کتب خطی و رمانها استفاده می شد. در این آثار صحنه های جنگ و نبرد به تصویر کشیده می شدند. دوره متقدم در این سبک از قرن چهاردهم میلادی آغاز شد، این دوره مصادف بود با استیلای مغول بر ایران. همین امر باعث شد که نقاشی های منظره چینی نیز بر این سبک در ایران تاثیر گذارد. در این دوران تبریز یکی از مراکز اصلی و مهم این سبک بشمار می رفت. در سال 1392 میلادی تیمور تبریز را فتح کرد. تیمور علاقه وافری به هنر داشت و خصوصا مینیاتور را تحسین می کرد. در قرن پانزدهم میلادی پسر تیمور، شاهرخ ،هنر مینیاتور را در تبریز بسط داد و پس از او پسرش، بایسنقر میرزا به شدت علاقمند به هنر و فرهنگ گشت. وی کتابخانه و آکادمی هنری در تبریز ساخت و بسیاری از نقاشان و هنرمندان آن دوران را در آنجا گرد آورد و این هنرمندان به تولید آثار هنری مشغول شدند. بعد از این دوران هنرمند بزرگی به نام کمال الدین بهزاد ظهور کرد و سبک آکادمی را دستخوش تغییر نمود. وی یکی از بزرگترین نقاشان سنتی تاریخ در ایران می باشد.


یک اثر از کمال الدین بهزاد

یک اثر از کمال الدین بهزاد


در قرن هفدهم میلادی سبکی به نام «باروک» از دل هنر سر برآورد. تاثیرات این سبک بیشتر بر روی نقاشی، مجسمه سازی و بیشتر از این دو بر روی معماری بود. این سبک به کلیسای کاتولیک وابستگی داشت. اما آثاری نیز خارج از موضوعات مذهبی خلق شد. این سبک از سبکهایی که در دوران رنسانس به وجود آمد بسیار متفاوت بود. اسم باروک در ابتدا به جهت مذمت این سبک مورد استفاده قرار گرفت. اسم باروک از زبان پرتقالی استخراج شده است و به معنی مرواریدی با شکل نامتعارف می باشد. هنرمندان این سبک، هنر خود را نامتوازن و با عدم تعادل ارائه می کردند و همین امر بعدها تبدیل به نقطه قوت و شناسنامه این سبک شد. از هنرمندان بزرگ این سبک می توان به «کاراواجو» اشاره کرد. وی آثاری بسیار منحصر به فرد خلق کرد و تاثیرات بسیاری را بر نور پردازی در دنیای هنر از خود بر جای گذاشت.


یک اثر از کاراواجو

یک اثر از کاراواجو


اما اگر بخواهیم یکی از آخرین سبک هایی که در دنیای هنر کلاسیک وجود داشت را نام ببریم می بایست به سبک «نئوکلاسیک» اشاره کنیم. این سبک در قرنهای هجده و نوزده سر بر آورد. این جنبش هنری به لطف «یوهان یواخیم وینکِلمان» تاریخ نگار هنر و دیرینه شناس آلمانی به وجود آمد. وی یکی از متفکرین بزرگ نئوکلاسیسم بود که هنرمندان و نقاشان بسیاری از وی تاثیر گرفتند. این جنبش در دوران روشنگری اروپا به وجود آمد و تا اوایل قرن نوزدهم و با شروع جنبش رمانتیسم به پایان رسید.

آخرین جنبش هنری که با سبکهای کلاسیک ارتباط داشت سبک رمانتیسم بود و پس از این سبک جنبشهای مدرن هنری با ظهور سبک امپرسیونیسم آغاز می شوند. پس از رمانتیسم جنبش هنری آوانگارد آغاز شده و تمام دنیای نقاشی را دستخوش تغییر و تحولات بسیاری کرد. سبکهایی مانند کوبیسم، اکسپرسیونیسم، آبستره و بسیاری از سبکهای دیگر هنری از دل جنبش آوانگارد سر برآرود. هنرمندان این دوره ها آثاری جدید و ساختار شکن را خلق کردند. برخی از این آثار شباهتی با نقاشی در دوران گذشته نداشتند و از این رو منجر به در گرفتن بحثها و بعضا انتقادات شدیدی شدند.

روند تکامل نقاشی و تاثیر آن بر دیگر هنرها

در تکمیل تعریف نقاشی که در ابتدای مقاله ذکر شد، میتوان گفت که «بیان یک ایده و یا یک احساس با استفاده از ابزارهای زیبایی شناسی و خلق تصاویر بصری دو بعدی (که آن را نوعی زبان بصری نیز می نامند) را نقاشی گویند». عناصر اصلی این زبان بصری (نقاشی) فرم، رنگ، خط، بافت و تنالیته می باشند. هنرمند نقاش از این المانها برای ایجاد و القای احساسات، تولید نور، فضا و حرکت بر روی یک سطح تخت استفاده می نماید.

این عناصر که بیانگر حالات و احساسات هنرمند خالق می باشد منجر به ترسیم و بتصویر کشیدن یک پدیده واقعی و یا فراواقعی می گردد. بدین مفهوم که موضوع به تصویر کشیده شده می تواند در جهان واقعی دارای سابقه بوده باشد و یا بدون ارجاع به جهان واقعی خلق شود. برای مثال به تصویر کشیدن یک درخت دارای سابقه در جهان پیرامون است، اما برای مثال آثار گروتسک (گروتسک نوعی سبک هنری می باشد که صورتها و فیگور را به شکل زشت و بعضا ترسناک تغییر می دهد. یکی از پایه گذاران سبک گروتسک را می توان هیرونیموس بوش نامید) دارای خصوصیات عینی در جهان پیرامون نمی باشد. بدین مفهوم که ما نمیتوانیم موضوعات نقاشی هنرمندی مانند هیرونیموس بوش را دنیای واقع بیابیم. از طرف دیگر نقاشی می تواند یک اتفاق (نه لزوما رئال و واقعی) را شرح و بیان نماید و یا می تواند به طور کل یک اثر انتزاعی و مفهومی باشد. که به طور مستقیم و عیان به بیان یک پدیده ملموس در جهان پیرامون نمی پردازد. برای خلق یک اثر هنری، هنرمند گزینه های زیادی را پیش روی دارد و انتخاب تکنیک و اجرا بستگی به سلیقه ، نوع کار هنرمند و پیشینه آموزشی او دارد. اگر بخواهیم نقاشی با ابزارهای متداول را مورد بررسی قرار دهیم می توان از ابزارهایی مانند تمپرا، نقاشی فرسک، رنگ روغن، اکلریک، آبرنگ و یا دیگر رنگهایی که بر پایه آب قرار دارند، مانند: جوهر و گواش، نام برد. در کنار این ابزارها انتخاب ساپورت نیز بخش مهمی از پروسه نقاشی به حساب می آید. اگر بخواهیم ساپورت را تعریف کنیم می توان آنرا بدین گونه تعریف کرد: سطح یا محیطی که هنرمند ایده و اثر هنری خود را در آن اجرا و پیاده سازی می کند. ساپورت می تواند بوم نقاشی، پنل چوبی، دیوار و ... باشد. نتیجه این فرایند منجر به خلق یک تصویر بصری منحصر به فرد گشته که معمولا همتای آن وجود ندارد و به بیان یک ایده شخصی می پردازد. در دورانهای گذشته معمولا کلیساها، دولتها، ادیان و گروهای سیاسی قدرتمند، هنر و تصاویر بصری را مورد کنترل خود قرار می دادند. نقاشان عمدتا به عنوان هنرمندانی به استخدام افراد قدرتمند در می آمدند تا سفارشهای آنها را به اجرا در بیاورند. در دورانهای بعد و خصوصا بعد از رنسانس نقاشان هویت جدیدی پیدا کردند و تبدیل به یک طبقه اجتماعی خاص شدند، آنها شروع به تولید آثار شخصی با توجه به عوالم درونی خود کردند، همینطور امضای اثر هنری از اهمیت خاصی برخوردار شد و بدین گونه کم کم اثر هنری تبدیل به شناسنامه و هویت یک هنرمند شد.

در قرن نوزدهم میلادی نقاشها نسبت به دورانهای گذشته تبدیل به هنرمندانی مستقل تر شدند و همین امر باعث تولید آثار شخصی تر شد. اما این موضوع علیرغم نکات مثبت، سختی هایی را نیز برای آنها به ارمغان آورد. برای مثال آنها حمایت مالی طبقه ثروتمند و سیاسی جامعه را از دست دادند و این موضوع باعث شد که آنها به طور مستقل اقدام به برگزاری نمایشگاه در جهت معرفی و فروش آثار هنری خود به توده جامعه نمایند. بدین صورت هنرمندان در کنار تولید آثار شخصی شروع به فکر کردن در مورد مشکلات جامعه و بیان آنها در غالب آثار خود نمودند. در این دوره هنرمندان نقاش آثار خود را در گالری های خصوصی و نمایشگاهها و موزه ها به نمایش میگذاشتند و این آثار حاوی پیامهای اجتماعی بود که تاثیر بسزایی نیز در فرهنگ و رفتار جامعه می گذاشت. از سوی دیگر این رویداد باعث به وجود آمدن سبکهای گوناگون در جامعه هنری گردید و بدین صورت دوره های نقاشی در سبکهای مختلف پدید آمد. کم کم نقاشی تبدیل به هنری تجاری شد و مارکت هنر و نقاشی تبدیل به یک صنعت سود آور در دنیای اقتصاد گردید. در این بین هنرمندان از آزادی نسبی در بیان و به نمایش گذاردن آثار خود برخوردار شدند و زبانهای بصری گوناگون در سبکهای مختلف نقاشی پای به عصره گذاشتند. این امر باعث تاثیر بسیار در هنرهای دیگر شد، به طوری که نقاشی به عنوان یک هنر پایه تاثیر و استیلای قدرتمند خود در هنرهای دیگر را به رخ کشید. به تصاویر زیر دقت کنید:


صحنه ای از فیلم رؤیاهای آکیرا کوروساوا

صحنه ای از فیلم رؤیاهای آکیرا کوروساوا شناخته شده با نام رؤیاها فیلمی ژاپنی آمریکایی محصول ۱۹۹۰ به کارگردانی آکیرا کوروساوا است.



تابلوی «گندم‌زار با کلاغ‌ها» که در ژوئیه ۱۸۹۰ کشیده شده اثر ون گوگ

تابلوی «گندم‌زار با کلاغ‌ها» که در ژوئیه ۱۸۹۰ کشیده شده اثر ون گوگ



فیلم Shirley: Visions of Reality

فیلم Shirley: Visions of Reality (2013) اثر کارگردان اتریشی Gustav Deutsch محصول اتریش سال 2013



تابلوی نقاشی اثر ادوارد هاپر با عنوان فیلم در نیویورک سال 1939

تابلوی نقاشی اثر ادوارد هاپر با عنوان فیلم در نیویورک سال 1939



با مقایسه دو تصویر اول، تاثیر پذیری آکیرا کوروساوا را از ونگوگ، در خلق صحنه ای از فیلم رویاها مشاهده مینماییم و در دو تصویر دوم، تاثیر پذیری کارگردان اتریشی از تابلوی ادوارد هاپر، مشهود است.

همینطور که در تصاویر بالا ملاحضه می کنید نقاشی باعث متولد شدن هنرهای ترکیبی شد، برای مثال بعضی از نقاشان از هنر مجسمه سازی در آثار خود بهره گرفتند به این صورت که قسمتی از مجسمه را با نقاشی ترکیب کرده و باعث به وجود آمدن سبک جدیدی شدند. برخی دیگر از هنرمندان با چسباندن قطعه هایی بر روی بوم باعث به وجود آمدن زبان بصری کلاژ شدند، برخی دیگر با استفاده از انرژی برق و نورهای خاص بر روی یک ساپورت دست به خلق آثار بصری زدند.


یک اثر از جیمز تارل

یک اثر از جیمز تارل


هر چند به اعتقاد بسیاری از نقاشان سنتی این آثار در دسته نقاشی قرار نمی گیرند اما در دنیای هنر معاصر تمام این سبکها و متریالها را می توان در دسته آثار نقاشی قرار داد.

اما فلسفه نقاشی امروزی نتیجه تاثیرات نقاشی در دوران های گذشته می باشد، دوره های رنسانس، باروک، روکوکو و نئوکلاسیک در غرب تاثیرات بسیار عمیقی را در نقاشی که ما امروزه می شناسیم داشته اند.

میکل آنجلو و لئوناردو داوینچی مثالهای بسیار بارزی در نقاشی هستند، می توان گفت این دو هنرمند بزرگ فقط نقاش نبوده اند، بلکه هر دو اینها مجسمه ساز و معمار نیز بوده اند. در موارد دیگری مشاهده میشود که هنرمندی مانند سالوادور دالی که در اصل نقاش بوده، با کارگردان مشهوری مانند لوئیس بونوئل در ساخت فیلم سگ آندلوسی مشارکت کرده است. پیکاسو یکی از ارکان طراحی صحنه نمایشنامه و هنر ترکیبی رقصندگان روس بود. دیوید هاکنی یکی از قدرتمند ترین طراحهای صحنه تئاتر می باشد. عباس کیارستمی کارگردان بزرگ ایرانی هنر سینما را با نقاشی آغاز کرد. مثالهایی از این دست بسیار می باشند، طبیعتا متخصصان هنرهای دیگر نیز در رشته های متفاوت فعالیتهایی داشته اند، اما این رخداد در نقاشی بسیار بارزتر و شایع تر می باشد. و از طرف دیگر نقاشانی که در هنرهای دیگر دست به فعالیت زده اند در مقایسه با دیگران بسیار موفق تر و نامی تر شده اند.

نقاشی یکی از مهمترین رشته های هنرهای بصری می باشد و به بیان دیگر می توان گفت این هنر یک هنر پایه و مادر هنرهای دیگر می باشد. از سویی دیگر اصولا این رشته را نمیتوان هنر عوام پنداشت زیرا این رشته پیچیدگی ها و دشواری های خاص خود را دارا می باشد و ارتباط تنگاتنگ آن با فلسفه، این زبان بصری را تبدیل به هنری دیر فهم که نیاز به مطالعات گسترده زیر نظر متخصصان این رشته دارد، تبدیل کرده است.

پس از توضیح هنر نقاشی، در اینجا مختصری در باره مواد و مصالح مورد استفاده در این هنر نیز مطالبی ارائه میگردد.


در باره مواد پر کاربرد در نقاشی


رنگ روغن

رنگ روغن، از اصلی ترین مواد بکار رفته در نقاشی بشمار میرود که از دیرباز تا کنون مورد استفاده نقاشان بوده است. رنگ روغن بدلیل خاصیت پوشانندگی رنگها و فراهم کردن امکان رنگ گذاری چندباره، تبدیل به یکی از مطالعاتی ترین و نتیجه بخش ترین وسایل تجربه گری برای نقاشان جستجوگر و خلاق جهان گردیده است. چنانچه متداول است میگویند کسی که کار کردن با رنگ روغن را آموخته باشد میتواند سایر تکنیکهای نقاشی مانند آکریلیک و آبرنگ و پاستل و مداد رنگی و ... را هم انجام دهد، ولی برفرض کسی که فقط آبرنگ کار کرده باشد برای اجرای نقاشی رنگ روغن به زحمت می افتد.

نقاشی رنگ روغن

نقاشی رنگ روغن اثر سیاوش مهویس

نقاشی رنگ روغن:

رنگ روغن نقاشی تشکیل شده از پیگمنت (ماده رنگی) و رابط روغنی. بعضی از رنگهای روغنی از قدرت پوشانندگی خوبی برخوردارند و برخی دیگر قشری نازک ایجاد میکنند. خمیر رنگهای روغنی در لوله هایی با اندازه های متفاوت عرضه میشوند و از نظر غلظت باید در حدی باشند که نقاش بتواند براحتی با آنها کار کند. رنگ روغن نقاشی نباید آنقدر شل باشد که شره کند و نیز نباید آنقدر سفت باشد که قلم موی نقاشی نتواند راحت حرکت کند.

رنگ روغن نقاشی

رنگ روغن


رنگ نقاشی که کیفیت خوبی نداشته باشد معمولا با جدا شدن روغن داخل لوله هنگام برداشتن سر لوله تشخیص داده میشود. برای اینکه یک تابلوی نقاشی کیفیت خوب و عمر دراز داشته باشد نقاش باید در جریان کار خود یک سری اصول ابتدایی و اساسی را مراعات کند. نقاشی رنگ روغن را معمولا با دو روش کار میکنند: روش رنگ گذاری تر روی تر و رنگ گذاری چند قشری. روش تر روی تر آن است که تابلوی نقاشی در یک یا دو جلسه و قبل از خشک شدن رنگها به پایان میرسد. نقاشی اجرا شده با این روش دوام زیادتری دارد زیرا رنگها همزمان خشک میشوند و احتمال بوجود آمدن ترک و ریزش رنگ و غیره نیز در آن کم است.
در روش چند قشری، رنگها لایه لایه بروی هم مینشینند و هر لایه و پس از خشک شدن کامل لایه قبلی بروی بوم نقاشی قرار میگیرد. نقاشی های اجرا شده با این روش طی چندین جلسه به پایان میرسند.

نقاشی آبرنگ:

بعنوان شکلی مستقل در نقاشی از قرن هفدهم بطور وسیع رایج شد. آب حلال اصلی آبرنگ است. نقاشی آبرنگی خالص یعنی نقاشی با رنگهای شفاف. سفید در آبرنگ استعمال نمیشود. آبرنگ نیز مانند نقاشی رنگ روغن به دو روش چند قشری و تر روی تر اجرا میشود که در روش تر روی تر رنگها شفافیت بیشتری را حفظ میکنند.


نقاشی آبرنگ

نقاشی آبرنگ اثر زبوکویچ

گواش:

مانند آبرنک از رنگهایی است که رابط اصلی آن آب است. گواش بدو شکل هنری و پوستری تهیه میشود. نوع اول بطور عمده برای نقاشی سه پایه ای (کارگاهی) و نوع دوم برای مصارف عمومی چون پلاکارت، پوستر، آفیش، خط نویسی و غیره عرضه میشود. از خصوصیات گواش، مات بودن رنگها و مخملی بودن سطح آنهاست. رنگهای گواش بر خلاف آبرنگ از پوشانندگی خوبی برخوردار میباشند.

تمپرا:

از رنگهایی است که ماده رابط آن از انواع امولوسیون است. تمپرا یکی از قدیمی ترین وسایل نقاشی است که در قرون وسطی کاربرد وسیعی داشت. مزیت تمپرا این است که پس از خشک شدن، دوباره در آب حل نمیشود و توسط آن شسته نمیشود. تمپرا معمولا به نام موادی که امولوسیون آن را تشکیل میدهند نامگذاری میشود. مانند تمپرای تخم مرغی، تمپرای کازئینی - روغنی، تمپرای صمغ عربی. تمپرا در مقایسه با رنگ روغن کمتر دچار تیرگی به مرور زمان میشود و زرد شدن آن نیز نسبت به رنگ روغن کمتر است. نقاشان گاهی به تمپرای تخم مرغی روغن هم میزنند و در نقاشی های رنگ روغن و بویژه در آستر زدنها از این رنگ استفاده میکنند.


گرد آوری و تهیه مطالب: جواد اکبر زاده




مؤکداً از مراجعه حضوری از ساعت ۱۶ به بعد خودداری نمایید          آموزشگاه هنرهای تجسمی ایکاروس سه شنبه ها تعطیل است