بررسی تابلوی مونالیزا (لبخند ژکوند) داوینچی

نویسنده: ایکاروس، تاریخ: چهارشنبه، ۱۴ اسفند ۱۳۹۸

تابلوی نقاشی لبخند ژکوند که به نام مونالیزا نیز شهرت دارد، به عنوان بزرگ ترین و پر اهمیت ترین اثر هنری جهان شناخته شده و اثر لئوناردو داوینچی میباشد. این تابلوی نقاشی به همراه مجسمه داوود میکل آنژ به عنوان دو شاهکار هنری در تمام دوران ها شناخته می شوند. مونالیزا علاوه بر زیبایی مثال زدنی و ارزش بالای آکادمیک، یک اثر هنری رمز آلود و با نکات مخفی بسیار زیاد به حساب می آید. این اثر در ابعاد 77 در 53 سانتیمتر بوده و متریال مورد استفاده آن رنگ روغن است. لئوناردو نقاشی را در حدود سالهای 1503 تا 1504 آغاز کرد. استاد بزرگ در سال 1452 به دنیا آمده است و بنابراین آغاز کار مونالیزا در سن پنجاه سالگی لئوناردو اتفاق افتاده است. هنرمند بزرگ برای سومین بار بود که به فلورانس میاید و در خانه ای در نزدیکی قصر گوندی در فلورانس سکنی گزید. این خانه اکنون وجود ندارد. خانه لئوناردو بسیار نزدیک به میدان سینوریای فلورانس بوده است و این منطقه در آن دوران جزو املاک خانواده گراردینی بوده است. جاکومو کاپروتی شاگرد لئوناردو نقل می کند که این اثر هنری تا پایان عمر در نزد لئوناردو بوده است. علاوه براین جورجو وازاری تاریخ نویس بزرگ ایتالیایی در نوشته های خود از یک اثر هنری خارق العاده سخن می گوید که توسط هیات هنرشناس فرانسوی به نام ژکوند نامگذاری شده است. به گفته وازاری کار این اثر در فلورانس آغاز شد. اما استاد بزرگ کار تکمیل اثر را برای چهار سال متوقف کرد و آنرا با خود از فلورانس به میلان برد. وازاری اینطور می گوید که لئوناردو پیوسته این نقاشی را در همه مکانها با خود به همراه داشته است و مرتبا بر روی آن کار می کرده و بنابراین این تابلو پیوسته دستخوش تغییرات می شده است. وازاری همچنین نقل می کند که این تابلو در ابتدا بسیار متفاوت از چیزی بوده است که اکنون آنرا می بینیم، ظاهرا حالات گونه ها دستخوش تغییرات عمیقی شده است. امروزه این شاهکار را با اشعه ایکس مورد بررسی قرار داده اند و محققان می گویند که حداقل سه ورژن دیگر از این پرتره بر زیر اثر حاضر، کار شده است.

زنی که در این نقاشی به تصویر کشیده شده است در ترکیب بندی این نقاشی به سمت چپ متمایل است. نگاه چهره تقریبا رو به جلو می باشد و جهت نگاه چشمان تقریبا به طرف بیننده می باشد. البسه مونالیزا مربوط به دوران خودش است و به مد آن دوران لباس بر تن کرده است. وی یک لباس تزئین شده بر تن دارد که در قسمت قفسه سینه کمی باز می باشد و همین امر زیبایی زنانه او را به تصویر می کشد. در عین حال بر روی شانه ها یک پارچه به رنگ تیره انداخته شده است. آستینها با پارچه زیبایی به تصویر کشیده شده اند و کمی چسبان بوده و به طور مشخص از پارچه ای ضخیم دوخته شده اند به طوری که کاملا بازوها را پوشانده اند. بازوی سمت چپ به صورت کاملا موازی با دسته صندلی قرار گرفته است. دست سمت راست بر روی دست سمت چپ قرار گرفته است و انگشتهای این دست به حالت باز شده می باشند. به طور کل فرم قرار گرفتن دستها حالت با شکوه و با وقاری را به بیننده منتقل می نماید. موها در مرکز سر از هم جدا شده اند (فرق از وسط) و به شکل بسیار نرم و زیبایی به طرف شانه های پیچ و تاب می خورند. علاوه بر این یک روسری زیبا و نازک که به شکل استادانه ای به تصویر کشیده شد است که موهای او را می پوشاند ، همین امر زیبایی و فریبندگی موها را دو چندان کرده است. در پشت مدل و در واقع صحنه بک گراند یک دریاچه راز گونه و زیبا به تصویر کشیده شده است که این دریاچه به واسطه تپه ها و صخره ها احاطه شده است. در سمت چپ بک گراند یک جاده مارپیچ در میان دو کوه ناپدید می شود. در سمت راست اما یک رودخانه وجود دارد که از دریاچه انشعاب گرفته و دو طرف آن توسط یک پل قوس دار به یکدیگر متصل می شوند.


تابلوی مونالیزا (لبخند ژکوند) داوینچی

تابلوی مونالیزا (لبخند ژکوند) داوینچی


بر اساس اسناد به دست آمده احتمالا مونالیزا چهره لیزا گراردینی می باشد. این زن همسر فرانچسکو دل ژکوندو است و به همین دلیل نیز این زن نام فامیلی همسر خود را دارد و تابلوی مونالیزا نیز به لبخند ژکوند معروف شده است. خواننده گرامی توجه داشته باشد که ژکوند نام فرانسوی این اثر می باشد و اگر بخواهیم تلفط ایتالیایی آنرا به کار ببریم باید این کلمه را جوکوندا تلفظ نماییم. برخی دیگر این زن را کاترینا اسفورتزا می پندارند که یکی از زنان طبقه بالا شهر ایمولا بوده است. برخی دیگر مونالیزا را چهره مادر لئوناردو که زنی با نام کاترینا بوتی دل واکا می باشد به شمار می آورند. دسته ای دیگر بر این عقیده هستند که این چهره ایزابلا دا آراگونا دوکس میلان می باشد. عده ای دیگر شخصیت تابلو را به بیانکا جوانا اسفورتزا نامزد جولیانو دی مدیچی دوک قدرتمند فلورانس نسبت می دهند.

همانطور که قبلا گفته شد این اثر هنری بزرگ یکی از مهمترین آثار هنری جهان و حتی می توان گفت که مهمترین آنها می باشد. از طرف دیگر این اثر را می توان سمبل هنر غرب و شناسنامه آن به حساب آورد. در پیرامون این شاهکار هنری تمام دوران، قصه ها و افسانه های زیادی وجود دارند که این افسانه ها از قرن نوزدهم میلادی قوت و قدرت بیشتری گرفته اند. در اینکه لئوناردو در هنر و مفاهیم هنری جهان انقلاب عظیمی ایجاد کرد شکی نیست. اما این تابلو خود به تنهایی نیز یک انقلاب بزرگ در هنر نقاشی و خصوصا هنر پرتره به حساب می آید. همینطور شخصیت اسرار آمیز و غریب این زن در تابلو به عظمت و زیبایی این اثر می افزاید. اما یکی از نکات بسیار شگفت انگیز و زیبای این تابلو لبخند مبهم و اسرار آمیز ژکوند می باشد. مورد دیگر در این اثر نگاه خاص و اسرار آمیز مونالیزا می باشد که پنداری خیره به تماشاگر اثر نگاه می کند و حتی با تغییر جای تماشاگر این نگاه به شکل غریبی او را دنبال می کند. مورد دیگر که یک تعریف کلی می باشد غریب و اسرار آمیز بودن مونالیزا می باشد که بسیاری از تصویر شناسان بر این اعتقاد هستند که از نظر فرم صورت و آناتومی این اثر ورژن زن صورت خود لئوناردو می باشد.

تکنیکی که توسط این هنرمند بزرگ در این اثر به کار برده شده یک تاثیر قوی و عمیق روانی را به بیننده القاء می نماید. در حقیقت این صورت یک حالت عمیق آرام و متین و مهربان را در خود جای داده و در عین داشتن این خصوصیات یک حالت جدی و مصمم را نیز می توان در این چهره ملاحظه کرد. همانطور که قبلا گفته شد نگاه این صورت به طرف بیننده می باشد و این نگاه این تصور را به بیننده القاء می نماید که گویی مونالیزا از درون شخص نظاره گر، آگاه است. و همین خصوصیات باعث شده که این اثر هنری بزرگ متعلق به تمام دورانها باشد و هر انسانی در هر عصری لب به تحسین این اثر بگشاید.

این اثر هنری به قدری ستودنی و قابل اهمیت است که حتی روانشناس بزرگ زیگموند فروید نیز نظریاتی را در مورد این شاهکار ارائه کرده که در اینجا به نقل آن می پردازیم. فروید که از وی به عنوان پدر روانکاوی نیز یاد می شود در سالهای 1909 تا 1910 از نظر روانشناختی لئوناردو را مورد تجزیه و تحلیل قرار داده است و در این تجزیه تحلیل نظریاتی را نیز در مورد مونالیزا مطرح نموده است. کتابی نیز تحت عنوان فروید و حافظه کودکی لئوناردو داوینچی نوشته این روانکاو بزرگ موجود می باشد.


کتاب فروید و حافظه کودکی لئوناردو داوینچی

کتاب فروید و حافظه کودکی لئوناردو داوینچی


در مورد این اثر هنری زیبا، فروید عنوان کرده که لئوناردو مجذوب لبخند مدل خود شده و این لبخند را در آثار دیگر خود نیز به تصویر کشیده است. اگر بخواهیم از آثاری که این لبخند در آنها به وضوح مشخص است نام ببریم، می توان به سنت جیوانی باتیستا، و نقاشی باکره و کودک به‌همراه حنای قدیس را نام برد. فروید از طرف دیگر صورت این زن و این لبخند را به کودکی لئوناردو نیز ربط می دهد جایی که وی تصویر مبهم و ضعیفی از مادر خود در ذهن داشته است.


سنت جوانی باتیستا (بخشی از اثر)

سنت جوانی باتیستا (بخشی از اثر)


باکره و کودک به ‌همراه حنای قدیس

باکره و کودک به ‌همراه حنای قدیس


اما اگر بخواهیم از دید تکنیکی به این اثر نگاه کنیم و آنرا مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم می توان از دو نکته مورد توجه در این اثر یاد کرد که پرسپکتیو جوی و سایه روشن (chiaroscuro) می باشد، که دومی بعدها توسط بزرگانی چون کاراواجو و رامبراند به کار گرفته شد. توجه داشته باشید که روابط نور و سایه در نقاشی توسط لئوناردو به درجه آکادمیک و پیشرفته رسید و پیش از او این مبحث در مرتبه ای نسبتا ابتدایی قرار داشت. سایه روشن های زیبا و ظریف در این اثر افسانه ای باعث هر چه زیبا تر شدن کار شده و در منظره پشت سر مونالیزا به واقع هارمونی بسیار زیبا و هماهنگی را با پرتره ایجاد کرده است. به بیان دیگر در این نقاشی یک هماهنگی مناسب و چشم نواز بین نقاشی منظره و پرتره وجود دارد. لئوناردو به قدری با مهارت و استادانه در این اثر به کار سایه روشن پرداخته است که تمام خطوط در یکدیگر حل شده اند و منظره ای زیبا و موسیقیایی را برای بیننده به وجود آورده است. به طوری که تمام مرزهای سایه روشن به شکل شگفت آوری با یکدیگر در هماهنگی و هارمونی قرار گرفته اند. این سایه روشنهای لطیف و نور پردازی نرم با لبخند پرتره به شکل شگفت آوری هماهنگ شده و هر کدام از این عناصر با قدرتمندی هر چه تمام تر بر یکدیگر تاثیر می گذارند. از طرف دیگر اگر به نقاشی دقت شود مشخص خواهد شد که به هیچ عنوان در دهان و چشمهای پرتره زوایای تیز و جدا شده وجود ندارد و تمام این زوایا حالت محو گونه دارند. این امر منجر می شود که بیننده نتواند یک جهت نگاه ثابت برای پرتره در ذهن خود در نظر بگیرد و پنداری که او زنده است و هر لحظه به یک نقطه متفاوت نگاه می کند. همانطور که قبلا گفته شد به نظر می رسد که او با نگاه خود بیننده را تعقیب می نماید. از طرف دیگر این طرز از به تصویر کشیدن دهان و چشمها باعث می شود که بیننده در لبخند زدن مونالیزا دچار تردید شود و این سوال را در ذهن بیننده ایجاد کند که آیا او واقعا در حال لبخند زدن است؟ تمام این عوامل تکنیکی دست به دست هم می دهند که بیننده، نظاره گر یک تصویر اسرار آمیز بوده و در عمق این چهره زوایای تاریک و سر به مهر روانشناختی را مشاهده کند.

در رنگ گذاری لئوناردو در نیمه پایینی اثر از رنگهای گرم و تیره استفاده کرده است. در قسمت پشت ژکوند و در بخش منظره رنگها برعکس سرد هستند و غالب رنگها به طرف سبز و آبی متمایل است. اما خود چهره با دو المان مهم، برجسته تر و زیبا تر می شود، صورت ژکوند در مقایسه با منظره و قسمت پایین، روشن تر کار شده که این امر به برجسته شدن و حجم گرفتن آن کمک شایانی کرده است. از طرف دیگر دستها و قسمت گردن و سینه (نیم تنه) در مقایسه با تیره گی های لباس و موها بسیار روشن تر هستند و همین امر کنتراست بسیار زیبا و چشم نوازی را خلق کرده است. بنابراین در قسمت پرتره و به طور کل قسمت جلو، رنگها دارای کنتراستهای شدید می باشند و در قسمت عقبی و بک گراند برعکس کنتراستها بسیار ملایم تر هستند. همینطور در قسمت بک گراند سایه ها ملایم تر بوده و همینطور نور پردازی درخشش کمتری دارد. به طور کلی می توان گفت که در میان قسمت جلویی کار که شامل خود ژکوند می باشد و قسمت بک گراند که شامل نقاشی منتظره است نوعی کنتراست در درجه گرمی و سردی رنگها وجود دارد. به طور کلی لئوناردو صورت ژکوند را با نور گرم و طلایی آفتاب نور پردازی کرده است و این نور از قسمت چپ و زاویه بالایی به صورت ژکوند برخورد می کند. برعکس استاد بزرگ در قسمت بک گراند از رنگهای سرد و با درجه اشباع کمتر استفاده کرده است و حالت آبی گونه ای را در قسمت منظره پدید آورده است.

اما اگر بخواهیم ترکیب بندی و حالات قرار گیری این اثر را مورد تجزیه و تحلیل قرار دهیم می توان گفت که این نقاشی در یک بوم مستطیل به تصویر کشیده شده است و نوع اجرای آن شکل عمودی دارد. تصویر صورت مونالیزا در مرکز کار قرار گرفته است و یک فضای عمقی با استفاده از پرسپکتیو جوی صورت را احاطه کرده است. همچنین در قسمت پایین کار یک فضای تیره دستهای ژکوند را احاطه کرده که این امر منجر به جدا شدن فیگور از متن تصویر می شود. تمام این عناصر با دقت و ظرافت خاصی در کنار هم قرار گرفته اند که در نهایت منجر به تولد یک اثر خارق العاده شده است.

در پایان باید گفت مونالیزا به واقع تنها یک نقاشی نیست این تابلو واقعا یک افسانه است که رنگ واقعیت به خود گرفته. لئوناردو داوینچی این ابر انسان تمام دوران بارها و بارها با آثار و مطالب و تحقیقات خود بشریت را بهت زده کرده است، اما مونالیزا را به جرات می توان گل سرسبد هنر داوینچی به حساب آورد. در تمام تاریخ هنر و بلکه در تمام تاریخ فرهنگ انسان نمی توان یک اثر ساخته شده دست انسان را به اندازه مونالیزا پر ارزش به حساب آورد. این اثر هنری به مانند خالقش حالاتی چند وجهی و ترکیبی را در خود دارد. از جنبه های روانشناختی اثر گرفته تا کاراکتر شناسی آن ، قدرت نمایی لئوناردو در شناخت آناتومی و نور شناسی و همه و همه منجر به خلق این شگفتی تمام دورانها شده است. هنرمندان و اندیشمندان بسیاری از این اثر الهام گرفته و یا آنرا موشکافی و تجزیه و تحلیل کرده اند. با این حال نکات مبهم و اسرار آمیز بسیاری همچنان در این اثر بزرگ هنری باقی مانده است. ما در این مقاله تنها به گوشه ای از داستان پر رمز و راز مونالیزا پرداختیم.


گرد آوری و تهیه مطالب: جواد اکبر زاده





دیـــدگـــاه


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ارسال نظرات




 


مؤکداً از مراجعه حضوری از ساعت ۱۶ به بعد خودداری نمایید          آموزشگاه هنرهای تجسمی ایکاروس سه شنبه ها تعطیل است