ژرژ براک، زندگینامه نقاش فرانسوی

نویسنده: ایکاروس، تاریخ: سه شنبه ۱۴ آبان ۱۳۹۸

ژرژبراک نقاش فرانسوی و یکی از مهمترین چهره های هنر انقلابی قرن بیستم می باشد. براک به همراه پیکاسو یکی از پایه گذاران و بسط دهندگان سبک کوبیسم می باشد. نقاشی های وی عمدتا از جنس طبیعت بیجان است و در اکثر آنها ساختارهای قوی و ترکیب بندی های مناسب به چشم می خورد. هارمونی هایی با درصد اشباع پایین رنگ در آثارش خودنمایی می کند و رنگها عمدتا حالات ملایمی دارند و همینطور در پس این آثار بیشتر تفکرات و مفاهیم نهفته می باشند.

این هنرمند را به واقع می توان یکی از آغاز گران هنر ساختار شکن در دنیای نقاشی شمرد. وی یک نقاش رادیکال بود که با نبوغ و درایت خود توانست سبک و جنبش جدیدی را در حلقه دیگر هنرمندان نظیر خود به وجود آورد. در پی ابداع و ابتکار این نقاشان بود که تفسیر و تعریف جدیدی از حجم و نورپردازی در دنیای هنر به وجود آمد. سبک هنری این نقاش تا حد زیادی نیز به مفهومهای فلسفی ارتباط پیدا می کند. برداشت منحصر به فرد و خاص این دسته از هنرمندان از فضا نیز در سبک آنها از نکات جالب توجه و مورد اهمیت می باشد.


ژرژ براک، نقاش فرانسوی

ژرژ براک، نقاش فرانسوی


براک تنها هفت ماه از پیکاسو کوچکتر بود. وی در یک محله نزدیک رود سن پاریس به دنیا آمد. این منطقه یکی از مراکز جنبش امپرسیونیسم در سالهای 1870 بوده است. پدر و پدربزرگش هر دو هنرمندانی آماتور و در شهر خود صاحب یک مرکز هنر نقاشی کوچک اما نسبتا موفق بوده اند. در سال 1890 خانواده به شهر لو آور نقل مکان کردند. در آن زمان کلود مونه نیز در آن شهر سکونت داشت و مدتی بود که این شهر تبدیل به مرکز امپرسیونیسم ها شده بود. براک کوچک به یک مدرسه در همان منطقه رفت و همزمان توجهش توسط پدر به نقاشی نیز جلب می شد. وی به ورزش نیز علاقه نشان می داد و در رشته بوکس نیز فعالیت می کرد که همین امر باعث شد که او به عنوان یک ورزشکار حرفه ای فعالیت نماید. براک همچنین نواختن فلوت را نیز فرا گرفت. در سن پانزده سالگی در آکادمی هنرهای زیبای لو آور ثبت نام کرد. البته این دوره یک دوره آموزشی عصرانه بود. وی در هفده سالگی مدرسه را رها کرد و برای یک سال تبدیل به نقاش منازل و دکوراتور در شهر خود و همینطور پاریس شد. در این دوره متریالهای زیادی را شناخت و در تکنیک نیز تبحر پیدا کرد. برای مثال تکستچر سازی چوب را آموخت که بعدها در آثار کوبیسم وی این تکنیک به چشم می خورد. به طور کل در این مدت با ترفندهای صنعتگری آشنا گشت. پس از یک سال خدمت سربازی، وی با کمک مقدار پولی که به عنوان خرجی از خانواده دریافت می کرد تصمیم گرفت که به یک هنرمند تمام وقت تبدیل شود. در سالهای 1902 تا 1904 در یک آکادمی خصوصی در پاریس تحصیل کرد و مدت بسیار کوتاهی را نیز در اکول ده بوزار که یکی از اثرگذارترین مدارس هنر در فرانسه می باشد، گذراند. وی وقت آزاد خود را در موزه لوور سپری میکرد. در این موزه عمدتا به بازدید از هنر مصر باستان و همینطور آثار هنر قدیم یونان می پرداخت. نقاشی های متقدم براک به عقیده منتقدین هنر با تاثیر از دوران کودکی در منطقه نرماندی خلق شده اند. این نقاشی ها همینطور از امپرسیونیست های آن دوران مانند کلود مونه و کامی پیسارو نیز تاثیراتی را گرفته بودند. کمی بعد ساختار و ترکیبات رنگ و به طور کلی مبانی رنگ و تنالیته های رنگی را که تحت تئوری های پل سزان بود مورد مطالعه قرار داد. می توان گفت که براک در سال 1905 وقتی که در پاریس به بازدید سالن پاییز که نمایشگاهی در آن دایر بود رفت راه خود را پیدا کرد. در این سالن او به واقع انفجاری از رنگهایی که توسط هنرمندانی خارج از عرف آکادمیک به تصویر کشیده شده بود را ملاحظه کرد. این گروه برای خود نام جانوران وحشی را برگزیده بودند. در دو سال آینده به فوویست ها متمایل شد، اگرچه این تمایل توام با نوعی احتیاط در هنر سنتی بود. مدتی را در آنتروب، بلژیک و سپس در سواحل مدیترانه فرانسه مشغول به کار شد.


یکی از آثار متقدم براک

یکی از آثار متقدم براک


در بهار سال 1907 براک یک نمایشگاه در سالن هنرمندان مستقل پاریس برگزار کرد. در این نمایشگاه شش اثر ارائه کرد که هر شش اثر نیز به فروش رفت. سال بعد از آن وی با یک معامله گر آثار هنری به نام دانیل هنری كانوایلر قراردادی را امضا کرد. این شخص در همان دوران یک گالری کوچک هنری در پاریس تاسیس کرده بود که بعدها نقش بسیار مهمی را در تاریخ هنر مدرن ایفا کرد. کانوایلر، براک را به یک شاعر و منتقد هنری مهم آن دوران به نام گیوم آپولینر معرفی کرد. از طرف دیگر آپولینر، براک را به پیکاسو معرفی کرد. براک در ابتدا با دیدن اثری که پیکاسو اخیرا به نام دوشیزگان آوینیون خلق کرده بود مبهوت و تا حدی از خود ناامید شد.


براک و پیکاسو

براک و پیکاسو


وی در مورد اثر پیکاسو اینطور می گوید ظاهرا شما با توضیحاتتان در مورد این نقاشی می خواهید که ما بنزین بنوشیم و آتش پس دهیم! با این وجود براک شروع به کار کرد و دست به خلق یک فیگور نسبتا بزرگ در سال 1908 زد. این اثر نسبت به کار دوشیزگان آوینیون پیکاسو کمتر رادیکال بود و به طور کل کمتر به تخریب پرسپکتیو و بر هم زدن قوانین فیگوراتیو در آن پرداخته بود. کمی بعد این دو هنرمند تبدیل به دوستانی نزدیک شدند و تاثیرات عمیقی را به واسطه جنبش کوبیسم بر روی هنر مدرن گذاشتند.

تاثیر براک بر جنبش کوبیسم به حدی بود که به واقع نسبت دادن مبتکر جنبش کوبیسم به براک یا پیکاسو به طور مستقیم بسیار مشکل می نماید. این دو با همکاری یکدیگر این جنبش را ساختند و با همفکری هم روز به روز به تغییر ایده ها و خلق مفهومهای جدید در این سبک می پرداختند. پیکاسو با سبک کوبیسم اولیه خود که به آن پروتو کوبیسم اطلاق می گشت شوک اولیه را به دنیای هنر مدرن وارد کرد. اما از طرف دیگر این براک بود که به واسطه تمایل زیاد و تحسین سبک سزان به هندسی کردن اشکال در نقاشی می پرداخت. در طول تابستان 1908 وی دست به خلق آثاری بر روی بوم زد که بسیار نوآورانه و جدید بودند. یکی از جالب توجه ترین این آثار خانه ها در استک بود. سزان به طور یقین بت براک بود و این اثر را نیز براک کاملا تحت تاثیر این نقاش بزرگ و تاثیر گذار خلق کرد. منطقه استک جزو مناطق مورد علاقه پل سزان برای نقاشی بود و اثر نسبتا مشهوری را نیز تحت همین نام خلق کرده است.


استک پل سزان

استک پل سزان


خانه های استک ژرژ براک

خانه های استک ژرژ براک


دراینکه سزان نقاش مورد علاقه براک بود و از وی بسیار تاثیر گرفت شکی نیست. اما در عین حال براک علاقه خاصی به سبک نقاشان قدیمی که در آثار خود از قسمت های وسیع رنگی و حالت برش خورده استفاده می کردند داشت. وی فرمهای هندسی و حالت سیلندرگونه را می پسندید و در اجسامی که به تصویر می کشید این خصوصیات به وفور دیده می شدند. به بیان دیگر میتوان آثار این هنرمند را نوعی نسخه آبستره آثار سزان پنداشت. لایه های تخت، رنگهای نسبتا خالص و پرسپکتیوهای مواج در این دوره از نقاشی های وی خود نمایی می نماید. این دوره را دوره آنالیتیک کوبیسم در آثار این هنرمند نامگذاری کرده اند؛ دوره زمانی که هنرمند به تجربه و تجزیه و تحلیل در این سبک پرداخته است. بعد از خلق این آثار ساختارشکن و رادیکال که توسط سالن پاییز پاریس رد شدند، براک آثار را به گالری كانوایلر نشان داد و آنها روی آثار شروع به تبلیغات کردند. از طرف دیگر یک منتقد هنری مشهور به نام لوئیس واکسلز نقد جالب توجهی در مورد مکعب ها در نقاشی نوشت که همه این موارد منجر به استقبال و شکوفا شدن این سبک هنری شد.

در اوایل سال 1911 براک با پیکاسو یک تیم تشکیل داد و همانطور که بعدها خود نقل می کند آن دو به همراه هم به نوک قله سبک کوبیسم آنالیتیک رسیدند. آثار براک و پیکاسو در طول این سالها به طور کلی شباهت های بسیاری با هم دارند. این دوهنرمند تمام زیرساختهای هنر سنتی را برانداختند و همینطور به طور کل ساختار پرسپکتیو سنتی در نقاشی را از میان بردند. نتیجه این کارها به بومهایی بسیار شلوغ و با موضوعات و سوژه های بسیار منتج شد. این آثار به قدری شلوغ و پیچیده شدند که باعث گیج شدن بیننده گشته و گاها سردر آوردن از موضوع اثر غیر ممکن می شد. این شکست و تغییر شدید فرم و فضا در کارها منجر به وجود آمدن یک پالت رنگی بسیار خاص و شوک آور در میان این هنرمندان شد. تمام این عوامل دست به دست هم دادند که نوعی هنر انتزاعی بسیار پیچیده و سخت فهم به وجود بیاید که نمونه آن در تاریخ هنر نقاشی مشاهده نشده بود. یکی از بارزترین این آثار که میتوان آنرا یک مثال خوب در این ژانر قلمداد کرد اثر مرد با گیتار براک می باشد. رنگهای غالب در این اثر قهوه ای، خاکستری و سبز می باشند. حالت بصری فضا در کار تقریبا تخت می باشد (عاری از هر نوع پرسپکتیو مرسوم). نقطه دید و منابع نور در اثر، چندگانه و متعدد هستند. دورگیری خطوط کاملا در هم کوبیده شده و شکسته اند. لایه های رنگی در اثر غالبا ترانسپرنت می باشند و اشکال در این نقاشی به طور غیر منطقی دیده می شوند؛ پنداری که بیننده همزمان در جهات مختلف نظاره گر اشیاء در صحنه می باشد.


ژرژ براک مرد با گیتار

ژرژ براک مرد با گیتار


در حالی که بسیاری از هنرمندان با گرایش کوبیسم آنالیتیک به طرف هنر انتزاعی متمایل شده بودند اما در زیر پوسته این سبک، به واقع نوعی گرایش بسیار قدرتمند رئالیسم وجود داشت. همین امر بود که هنرمندان سبک کوبیسم آنالیتیک را در حوزه انتزاعی از دیگر هنرمندان این گرایش متمایز می ساخت. ویولون و پالت اثر براک مثال خوبی در این حوزه می باشد. براک ویولون خود را با نوعی نقاشی ساخت و ساز قوی در میان یک بک گراند کاملا انتزاعی به تصویر کشیده است، به طوری که این ویولون حالت سه بعدی به خود گرفته است.


ویولون و پالت اثر براک

ویولون و پالت اثر براک


در سال 1912 براک وارد سبک کوبیسم ترکیبی شد. در این مرحله بود که موضوع در اثر هنری از اولویت بیشتری برخوردار شد و تابلوهای نقاشی در سبک کوبیسم از حالت سردرگمی و گیج کنندگی خارج شد. در همین سال بود که او دست به خلق اولین اثر کلاژ خود در سبک کوبیسم که به آن papier collé خطاب می شد زد. در این اثر او یک تکه کاغذ را به یک نقاشی که حاوی لیوانها و ظرف میوه بود چسباند. وی همین طور از متریالهای ابتکاری و جدیدی مانند شن و خاک اره در آثار خود استفاده کرد. این اثر به واقع بر اساس هنر مفهومی و ایده به جلو می رفت و تاثیرات چشمگیری را بر آینده هنر مدرن بر جای گذاشت. این اثر به اعتقاد بسیاری می توانست یک سبک خود مختار و مستقل نیز به حساب بیاید.


ظرف میوه و لیوان ها

ظرف میوه و لیوان ها


در اوایل به وجود آمدن سبک کوبیسم براک یک استودیو در مون‌مارتر (نام محله ای در منطقه 18 پاریس) داشت. اما اغلب اوقات در مکانهای دیگری به کار مشغول می شد. در سال 1912 ازدواج کرد و در آن هنگام خانه ای را در یک شهرک کوچک در نزدیکی منطقه آوینگتون اجاره کرد. با آغاز جنگ جهانی اول براک به عنوان گروهبان پیاده نظام وارد ارتش شد و به دلیل شجاعت نشان لیاقت دریافت کرد. در سال 1915 دچار جراحت جدی در سر شد که همین امر باعث شد که ماه ها را در بیمارستان بستری بوده و یک دوره طولانی نقاهت را نیز در خانه سپری نماید. در طول این دوران جمله های کوتاه ادبی که در حاشیه طراحی های خود می نوشت را جمع آوری و مرتب کرد و در سال 1917 این مجموعه گفتارهای کوتاه را با دوست شاعر خود پیر روردی در مجله شمال و جنوب تحت عنوان تفکر و انعکاس آن در نقاشی به چاپ رسانید. حتی یک نگاه گذرا و کوتاه به این متنها می تواند تفکر شاعرانه و در عین حال منطقی براک که در پس سبک کوبیسم وی وجود دارد را به نمایش گذارد. به قسمتی از این نوشته ها توجه کنید : معنی جدید، موضوع جدید... هدف بازسازی یک واقعیت که از قبل وجود داشته نیست بلکه هدف به وجود آوردن یک حقیقت تصویری می باشد. کار طبیعت بداهه سرایی است. احساس، دفرمه است اما تفکر، دارای فرم است. من قانونی که احساسات را تصحیح می کند دوست می دارم.

در سال 1917 از خدمت ارتش خارج شد و مجددا به جنبش کوبیسم پیوست. اما براک دیگر هرگز با پیکاسو همکاری نکرد. در سالهای 1917 و 1918 تحت تاثیر دوست نقاش خود خوان گریس (خوان گری هم گفته میشود) دست به خلق آثار جدید زد. گریس یک استاد سبک کوبیسم قلمداد می شد که گرایش شدیدی به کوبیسم ترکیبی داشت. در آثارش از اشکال هندسی و رنگهای بسیار قوی استفاده می کرد. سبک این نقاش به سبک انتزاعی نیز بسیار نزدیک بود. با این حال وی به سرعت از این خطوط تیز و هندسی دوری کرد و آنها را با خطوط نرم و منحنی تر جایگزین نمود. یکی از آثار بارز در این دوره کارت های بازی می باشد.


کارتهای بازی

کارتهای بازی


از این مرحله به بعد سبک وی شروع به تغییر و تحول کرد و به یک کوبیسم شخصی تر تبدیل شد. در حدود سالهای 1920 براک به واقع تبدیل به یک نقاش موفق و یک استاد نقاشی مدرن شد. و در حلقه افراد مشهور و موفق پاریسی قرار گرفت و اکثر اوقات خود را به خلق آثار هنری در پاریس صرف می کرد. در سال 1922 استودیوی خود را از مون‌مارتر به مون‌پارناس منتقل کرد. سه سال بعد از این محل نیز نقل مکان کرد و به خانه ای در همان منطقه که توسط معمار مشهور فرانسوی آگوست پرت طراحی شده بود رفت. در سال 1923 و 1925 توسط سرگئی پاولویچ دیاگیلِف منتقد و کیوریتور مشهور روس به عنوان طراح صحنه سالن باله انتخاب شد. در سال 1930 مجموعه ای از نقاشی های فیگوراتیو را آغاز کرد. از مثالهای بارز این دوره می توان به نقاشی دوئت (دو نفری) و نقاش و مدل او اشاره کرد.


دو نفری اثر براک

دو نفری اثر براک


به واقع ژرژ براک را می توان در زمره بزرگترین و تاثیر گذارترین نقاشان دوره آوانگارد و یکی از هنرمندان پیشرو به حساب آورد. وی با سبک خود تغییرات و تاثیرات عمیقی را بر نقاشی و هنر مدرن بر جای گذاشت. این هنرمند بزرگ در سالهای پایانی عمر خود به برگزاری نمایشگاههای متعدد در نقاط مختلف جهان و از جمله موزه لوور پرداخت.


گرد آوری و تهیه مطالب: جواد اکبر زاده





دیـــدگـــاه


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ارسال نظرات




 


مؤکداً از مراجعه حضوری از ساعت ۱۶ به بعد خودداری نمایید          آموزشگاه هنرهای تجسمی ایکاروس سه شنبه ها تعطیل است