سبک هنری و نقاشی کوبیسم

نویسنده: ایکاروس، تاریخ: سه شنبه ۱۲ آذر ۱۳۹۸

کوبیسم از جنبشهای هنری اوایل قرن بیستم می باشد و در قالب حرکتهای هنری آوانگارد دسته بندی می شود. حرکتهایی که در اروپا در هنرهای نقاشی، مجسمه سازی، معماری، موسیقی و ادبیات انقلابی ایجاد کرد. کوبیسم در رده یکی از تاثیرگذارترین و پر نفوذترین سبکهای هنری مدرن قرار می گیرد و بسیاری منتقدان هنر، کوبیسم را مهمترین جنبش هنری قرن بیستم قلمداد کرده اند. این اصطلاح هنری به صورت بسیار گسترده در بسیاری از سبکهای هنری در مناطق مون‌ مارتر و مون‌ پارناس فرانسه که در شهر پاریس قرار دارند مورد استفاده قرار گرفته است. این موضوع مشخصا مربوط به سالهای 1910 و 1920 میلادی می باشد. این جنبش توسط پابلو پیکاسو و ژرژ براک پایه گذاری شد و در ادامه هنرمندانی همچون ژان متزینگر، آلبر گلز، روبر دولونه، هنری لو فاكنیه و ژوزف فرنان هانری لژه به آنها اضافه شدند. یکی از عوامل تاثیرگذار در این مکتب هنری، آثار متاخر پل سزان و تفسیر جدید منحصر به فرد از احجام سه بعدی در آثار او بوده است. آثار این نقاش در سال 1904 در سالن پاییز پاریس و همینطور در سالهای 1905 و 1906 به نمایش گذاشته شد. همینطور در سالهای 1907 و پس از درگذشت این هنرمند مجددا آثارش به جهت یادبود در همان سالن به نمایش درآمد. در سبک کوبیسم، اشیاء آنالیز شده و درهم می شکنند و در ادامه مجددا به شکل آبستره روی هم سوار می شوند. همچنین به جای تعریف یک نقطه دید ثابت برای موضوع مورد نظر هنرمند از چند کانون دید برای نظاره کردن موضوع استفاده می نماید و به بیان دیگر پنداری که بیننده از چند جهت مختلف، نظاره گر موضوع به تصویر کشیده شده می باشد.


یک نقاشی کوبیسم اثر فرنان لژه

یک نقاشی کوبیسم اثر فرنان لژه


کوبیسم متقدم یا سزانیسم

مرحله اول در این سبک، کوبیسم متقدم می باشد که به این مرحله سزانیسم نیز اطلاق می گردد و از سال 1908 تا 1910 ادامه یافت. همانطور که قبلا گفته شد هنرمندان این سبک تاثیرات زیادی را از نقاش بزرگ، پل سزان گرفته بودند. هنر افریقایی و المانهای بکار رفته در آن، در شکل گیری این سبک بسیار دخیل بود. پابلو پیکاسو بسیار از هنر افریقا در آثارش تاثیر گرفته بود. در سال 1908 یک منتقد هنری به نام واکسلز در مورد نمایشگاه نقاشی ژرژ براک نقدی می نویسد. وی براک را مردی جسور خطاب می نماید که از فرم متنفر است و همه چیز را ساده سازی می نماید. از مکانها، فیگورها و خانه ها گرفته تا اشکال هندسی که آنها را تبدیل به مکعب می نماید. واکسلز در نوشته اش نقل می کند که ماتیس در مورد یک اثر هنری از براک به او چنین گفته: براک یک نقاشی خلق کرده و آن را به سالن پاییز فرستاده که از تعدادی مکعب تشکیل شده است! یک منتقد هنری دیگر، به نام چارلز موریس حرفهای ماتیس را تکرار می کند و اثر براک را مکعب های کوچک خطاب می نماید. این اثر از براک از نقوش ساده شده هندسی بعلاوه تغییراتی در نوع پرسپکتیو استفاده شده، تشکیل شده بود. کم کم این ادعا به وجود آمد این سبک، فضا، حجم و زمان را به تصویر می کشد. این تئوری ها توسط کانوایلر معامله گر هنری مطرح شد. اما بعدها مورد نقد تند منتقدین خصوصا کلمنت گرینبرگ قرار گرفت.


کوبیسم آنالیتیک

مرحله دوم به کوبیسم تحلیلی یا آنالیتیک مشهور شده است. این جنبش در بین سالهای 1910 تا 1912 به وجود آمده و در آن از شکلهای بسیار ابتدایی و همینطور انداختن صفحه های رنگی بر روی هم استفاده شده است. (منظور از صفحات رنگی ایجاد اشکال مختلف با استفاده از رنگ بر روی بوم می باشد.) استفاده از این روش منجر به خلق فرمهای گوناگون در اثر هنری می گردد. منبع خلق این تصاویر اشیاء واقعی هستند و به طور طبیعی بیننده قادر به تشخیص آنها میباشد. به بیان دیگر این فرمها هنوز به قدری آبستره نشده اند که تبدیل به فرمهای غیر قابل تشخیص در نقاشی شوند. مورد دیگری که در این مرحله قابل ذکر می باشد المان تکرار در اثر هنری است، بدین معنی که معمولا اشیاء به تصویر کشیده شده در کار هنری تکرار می گردند. نقاشی ویولون اثر براک مثال خوبی برای این مرحله از کوبیسم می باشد.


یک نقاشی کوبیسم آنالیتیک بنام ویولون اثر براک

یک نقاشی کوبیسم آنالیتیک بنام ویولون اثر براک


کوبیسم ترکیبی

مرحله بعدی کوبیسم ترکیبی بود که از سال 1912 به بعد ظهور کرد. طبق معمول این سبک نیز توسط دو بزرگ این جنبش، یعنی پیکاسو و براک رهبری شد. بسیاری از تحلیل گران و تاریخ نویسان هنر، مجموعه گیتار پیکاسو را پلی برای گذار از سبک آنالیتیک به سبک ترکیبی به حساب می آورند. پیکاسو و براک دریافتند که با تکرار عناصر و المانهای کوبیسم تحلیلی اثر آنها کلی تر، و از نظر هندسی ساده تر و همینطور تخت تر به نظر می آید. این موارد باعث شد که آنها در پی خلق نوع جدیدی از این سبک بر آیند که تفسیر جدیدی از تصاویر سه بعدی و عمق دار را ارائه نماید و به بیان دیگر نوع سنتی عمق و پرسپکتیو را زیر سوال ببرد. اولین فاکتوری که در این مرحله بسیار به چشم می آید پالت رنگ این هنرمندان می باشد. در مرحله قبل (تحلیلی) رنگهای خاموش و تُنهای خاکی بر اثر حاکم بودند. حال آنکه در این مرحله از (ترکیبی) رنگها بسیار جسورانه تر مورد استفاده قرار می گرفتند. قرمزهای شاداب، آبی و سبز درخشان، بسیار در این مرحله مورد استفاده قرار گرفت. نکته جالب توجه دیگر این است که تکنیک کلاژ نیز در این مرحله از کوبیسم متولد شد.


توضیحاتی در باره کوبیسم سالن 41

در پاریس یک گالری دائمی در سال 1903 بنا شد که بعدها به نام سالن پاییز نام گرفت و از شهرت و اعتبار بسیار زیادی برخوردار شده و تبدیل به محل نمایش آثار بسیاری از هنرمندان مشهور آن دوران گشت. کمی بعد سالن به اتاقهای متعددی تقسیم شد. اتاقهای 7 و 8 پذیرای آثار هنرمندان متعددی چون یوژف چاکی و الکساندر آرکیپنکو بودند. کمی بعد اتاق دیگری در این گالری به وجود آمد که سالن 41 نام گرفت. هنرمندانی چون فرانسیس پیکابیا، ژاک ویلون، ریموند دوشان و مارسل دوشان گروهی از هنرمندانی بودند که در این اتاق آثار خود را به نمایش گذاشتند. این سالن محل نمایش آثار آن دسته از هنرمندانی شد که از سبک پیکاسو و براک جدا گشته و خود نوع جدیدی از کوبیسم را بنا نهاده بودند. هنرمندان سالن 41 دست به برگزاری نمایشگاهی در سال 1911 زدند که در میان جامعه هنری بازخورد وسیعی داشت. این رویدادها منجر به پدید آمدن نوعی نگاه بسیار پیچیده در سبک کوبیسم شد. این سبک و دیدگاه پیچیده در پاسخ به سبک پیکاسو و براک قرار گرفت. متد براک و پیکاسو با این گروه از هنرمندان بسیار متفاوت بود. تقابل بین این دو گروه بود که باعث شد تفسیر ثانویه ای از سبک کوبیسم متولد شود. کم کم این تفسیر وسعت بیشتری پیدا کرد و هنرمندان دیگری نیز به هنرمندان سالن 41 اضافه شدند.


اثری از فرانسیس پیکابیا نقاش سبک کوبیسم

اثری از فرانسیس پیکابیا نقاش سبک کوبیسم


کوبیسم و شاخه های آن

در اینجا به توضیح مختصری از سبکهایی که از دل جنبش کوبیسم متولد شدند خواهیم پرداخت. خواننده عزیز توجه داشته باشد که توضیح کامل و مفصل برخی از این سبکها خود به تنهایی یک مقاله کامل را طلب می نماید. ما صرفا به دلیل نشان دادن اهمیت این جنبش و آشنایی با سبکهای زیر شاخه آن به توضیح در مورد این سبکها خواهیم پرداخت.

در فرانسه زیر شاخه های نسبتا متعددی برای این جنبش ایجاد شد و بازخوردها و تاثیرات آن بسیار وسیع و گسترده بود. زیرشاخه هایی مانند اُرفیسم ، آبستره و کمی دیرتر سبک پوریسم یا ناب گرایی از این دسته بودند. در کشورهای دیگر این جنبش به شکل و قالب های دیگر ظهور کرد. جنبش هایی چون فوتوریسم، سوپره‌ماتیسم، دادائیسم، کانستراکتیویسم، دِ استَیْل یا نئوپلاستیسیسم و آرت دکو از این دسته بوده اند. فوتوریسم را شاید بتوان شبیه ترین این گرایش ها به کوبیسم قلمداد کرد. آثار متقدم این فوتوریستها بسیار مشابه سبک کوبیستها بود و به نوعی این دو سبک در هم ذوب شدند. نقاط دید چند کانونی، پرسپکتیو های چند وجهی، تلفیق بُعدها و زمانها در یکدیگر، از خصوصیات مشترک این دوسبک به حساب می آید. در حالی که سبک کانستراکتیویسم بسیار و منحصرا از تکنیک های پیکاسو در مجسمه سازی الهام گرفته بود.


خوان گریس پرتره پیکاسو، کوبیسم میانی

خوان گریس پرتره پیکاسو، کوبیسم میانی


در سالهای بعد، جنبش کوبیسم به دو قسمت تقسیم شد. قسمت اول، سالن کانوایلر بود و بخش دوم، سالن 41. بین دو قطب، تفاوت های فاحشی وجود داشت. قبل از سالهای 1914 پیکاسو، براک، گریس و لژه پشتیبانی تضمین شده معامله گر مشهور و قدرتمند پاریس کانوایلر را بهمراه داشتند و او به آنها تضمین خرید سالیانه آثارشان را داده بود. پشتیبانی این شخص به این هنرمندان اعتماد به نفس و آزادی خاصی داده بود. در مقابل هنرمندان کوبیسم سالن قرار داشتند. آنها آثارشان را در سالن پاییز و یا در سالن هنرمندان مستقل به نمایش می گذاشتند و این امر باعث شده بود که حریم خصوصی که هنرمندان حلقه کانوایلر داشتند را نداشته باشند. این دو سالن مراکز آکادمیک هنری نبودند و طبیعتا عموم از این مراکز دیدن می کردند. بنابراین هنرمندان ناگزیر به برقراری ارتباط با مردم بودند. از نکات جالب در دنیای رویدادهای هنری این است که اولین بحث و جدل عمومی در زمینه هنر با سبک کوبیسم توام شد. این اتفاق در بهار سال 1911 و درسالن 41 که ذکر آن گذشت و در حال برگزاری نمایشگاه هنرمندان این سبک بود، روی داد. این نمایشگاه و در کنار آن، شویی که به صورت مناظره برگزار شد توجه عموم و توده را به سمت این جنبش جلب کرد. در بین آثار ارائه شده، روبر دولونه اثر برج ایفل را ارائه کرد.


برج ایفل اثر روبر دولونه

برج ایفل اثر روبر دولونه


در بین سالهای 1914 تا 1916 تغییر معنادار و قابل ملاحظه ای در جنبش کوبیسم به وجود آمد. دراین دوره بر روی لایه های بزرگ هندسی و سطح های تخت بر روی بوم تاکید زیادی می شد. این سبک و سیاق خاص، در سالهای ذکر شده به وجود آمد و در سالهای پیش بعد (1917 تا 1920) توسط هنرمندان زیادی اجرا شد. خصوصا آن دسته از هنرمندانی که با معامله گر هنری لئونس روزنبرگ قرارداد داشتند. ترکیب بندی های سفت و سخت، پاکیزه و شفاف بودن سطوح، و تاکید هنرمند بر نظم محکم در آثار منجر به آن شد که منتقد هنری به نام موریس رینال این سبک را تاحدی از شیوه های متعارف آن جدا کرده و اصطلاح کوبیسم کریستال را برای آن انتخاب نماید. مفاهیمی که توسط کوبیست های متقدم قبل از جنگ جهانی اول رایج شده بود، مانند بعد چهارم و یا پویایی زندگی مدرن، معنا و کارایی خود را از دست داد و با مفهوم جدید جایگزین شد.



ارتباط فلسفه با سبک کوبیسم

جان برگر منتقد و فیلمنامه نویس بریتانیایی ذات کوبیسم را با یک نمودار خاص تفسیر می نماید. مدل تشبیهی وی از این سبک، آن را در قالب یک پروسه و نیروی نامرئی که ساختارمند شده و تشکیل میگردد، ارائه مینماید. این قالب و ساختار از یک شکل مشخص و قابل رویت پرهیز می نماید. اما پدیدآورندگان آن به شدت از تقلید و اجرای عناصر تکراری دوری می گزینند. همانطور که قبلا نیز ذکر آن گذشت سبکی که پیکاسو و براک در پی آن بودند صرفا یک مبحث یا یک تکنیک خاص و تعریف شده نبود و ابعاد آن فراتر از این بوده است. این دو در سبک خود پیرو آراء و نظریات فلسفی بودند. همینطور باید گفت که به طور کلی سبک کوبیسم دارای گرایشات گوناگونی بوده است و گروه های مختلفی از هنرمندان دنباله رو سبکهای مختلف و متمایزی بودند. کریستوفر گرین تاریخ شناس انگلیسی در مورد این سبکها می گوید: به هیچ عنوان نمی توان اینگونه ادعا کرد که تمام هنرمندان، کاملا از براک و یا پیکاسو تاثیر پذیرفته بودند، بلکه بسیاری از آنها را می توان هنرمندانی مستقل در این حوزه به حساب آورد. از طرف دیگر بسیاری از این هنرمندان برای پیشرفت در مبانی این سبک، نگاهشان معطوف به پل سزان بوده است.

از نظر آراء و نظریات فلسفی می توان سبک کوبیسم را تا حدودی برگرفته از نظریات هنری برگسون فیلسوف فرانسوی دانست. نظریه او از نوعی ارتباط گذشته با حال و حال با آینده صحبت می کند و در این بین نوعی تجربه تکراری بر شخص مشهود شده و در همه ابعاد زندگی او تاثیر می گذارد. از اندیشمندان و بزرگان دیگری که از نقطه نظر تئوری بر روی این جنبش هنری تاثیر داشتند می توان به ارنست ماخ، فیلسوف و فیزیکدان بزرگ و آنری پوانکاره ریاضیدان مشهور نام برد. تئوری های این اندیشمندان بزرگ نوع تفسیر را از زمان و مکان دستخوش تغییرات بنیادین کرد و همین امر نیز در زایش و پیش رفتن این جنبش هنری نقش عمیق و بسزایی را ایفا نمود.


ارنست ماخ فیلسوف اثر گذار بر کوبیسم

ارنست ماخ فیلسوف اثر گذار بر کوبیسم


آنری پوانکاره ریاضیدان اثر گذار بر کوبیسم

آنری پوانکاره ریاضیدان اثر گذار بر کوبیسم


یکی از مهمترین نکاتی که در کوبیسم بسیار قابل توجه می باشد شکستن پرسپکتیوی است که از دوران رنسانس برای قرنها بر نقاشی استیلا و سیطره پیدا کرده بود، و پس از مدتها این استیلا را درهم شکسته میشد. اما کوبیسم به خارج از مرزهای اروپا نیز نفود پیدا کرد. در سال 1913 در رویداد بزرگ و افسانه ای هارمونی شو در نیویورک آثاری از هنرمندان آن به نمایش در آمد و به سرعت موج آن به شهرهای دیگر آمریکا از جمله شیکاگو و بوستون نیز سرایت کرد. در هارمونی شو پیکاسو با اثر زن با ظرف خردل شرکت کرد. و در ادامه مجسمه سر زن و دو درخت را به نمایش گذاشت.


دو درخت اثر پیکاسو

دو درخت اثر پیکاسو


زن با ظرف خردل اثر پیکاسو

زن با ظرف خردل اثر پیکاسو


در هارمونی شو، دوشان با یک اثر نقاشی بدون لباس جامعه هنری آمریکا را شوکه کرد. در ادامه در این رویداد بزرگ نقاشان بزرگ دیگری چون فرانسیس پیکابیا، آلبرگلیز، ژرژ براک آثار کوبیستی خود را به نمایش گذاشتند. این جنبش هنری، در بسیاری دیگر از حوزه های هنر نیز تاثیرات عمیقی را بر جای گذاشت. در ادبیات، بسیاری از بزرگان این رشته از آن تاثیرات زیادی گرفتند. نویسنده بزرگ و مشهور گرترود استاین تاثیرات عمیقی را از پابلو پیکاسو در آثار خود گرفت و در مضامین ادبی وی می توان به کرات عباراتی همچون تکرار بلوک های ساختمانی در جهات مختلف را که بسیار شباهت به تصاویر نقاشی های کوبیسم دارند ملاحظه کرد.


پرتره گروت اشتاین اثر پیکاسو

پرتره گروت اشتاین اثر پیکاسو


شاعران بزرگ و مشهوری مانند گیوم آپولینر، بلز ساندرار، ژان کوکتو، ماکس ژاکوب و آندره سالمون را میتوان از آن دسته از شاعرانی شمرد که در آثار خود از این سبک تاثیرات زیادی گرفته اند. میتوان گفت که این شاعران بعدها تاثیرات عمیقی را بر سبکهای دیگری نظیر دادائیسم و سورئالیسم نیز بر جای گذاشتند. این جنبش بزرگ هنری به واقع دنیای هنر را برای همیشه دستخوش تغییر و تحولات عمیقی کرد که بازخورد این زلزله بزرگ هنری همچنان در دنیای هنر باقی مانده است. به جرات میتوان آن را یکی از سه جنبش بزرگ و پر عظمت در تمام تاریخ هنر به حساب آرود. این حرکت هنری به هنرمندان دیگر دنیای هنر مدرن جرات و شهامت ساختارشکنی را بخشید و سرآغاز تولد و ظهور بسیاری از جنبش های تاثیرگذار هنری در طول تاریخ هنر مدرن شد. علاوه بر این در مارکت هنر نیز، از اقبال نسبتا بالایی برخوردار بود و در زمان خود نیز آثار هنرمندان آن در حد نسبتا خوب و قابل توجه ای به فروش می رفت. امروزه نیز آثار هنرمندان قدیمی در این سبک با مبالغ بسیار بالا و نجومی به فروش می روند و در مارکت هنر از جایگاه بسیار استوار و محکمی برخوردار می باشد.

یکی از گرانقیمت ترین نقاشی های جهان اثر پیکاسو در سبک کوبیسم

یکی از گرانقیمت ترین نقاشی های جهان اثر پیکاسو در سبک کوبیسم


گرد آوری و تهیه مطالب: جواد اکبر زاده


مطلب قبلی



دیـــدگـــاه


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ارسال نظرات




 


مؤکداً از مراجعه حضوری از ساعت ۱۶ به بعد خودداری نمایید          آموزشگاه هنرهای تجسمی ایکاروس سه شنبه ها تعطیل است