والنتین سرف، زندگینامه نقاش و طراح بزرگ روس

نویسنده: ایکاروس، تاریخ: دو شنبه 11 تیر 1397

والنتین الکساندرویچ سرف در شهر سنت پترزبورگ در 18 ژانویه 1865 در خانواده ای که دغدغه های هنری داشتند و به طور کلی به جامعه هنری آن زمان وصل بودند به دنیا آمد. پدر سرف به نام الکساندر یک آهنگساز یهودی آلمانی با عقبه انگلیسی تبار بود و بعنوان یک منتقد شناخته شده موسیقی، به شدت کارهای واگنر را تحسین می کرد. وی در سن 43 سالگی با مادر والنتین ازدواج کرد، در آن زمان مادر والنتین تنها 17 سال داشت و وی تنها فرزند این زوج شد. دوران کودکی سرف غرق در حال و هوا و فضای هنری بود: نه تنها موسیقی بلکه مجسمه سازی به طوری که ایلیا رپین و مارک آنتوکولسکی به خانه سرف رفت و آمد داشتند. در این شرایط والنتین جوان به دلیل حضور در یک فضای هنری بسیار قوی و با وجود این هنرمندان چیره دست و بزرگ خیلی زود گرایش خود را به هنرهای بصری نشان داد و تمایل شدیدی به دنبال کردن هنر از خود بروز داد. پدر والنتین در حالی که وی شش ساله بود درگذشت، مادر به شدت درگیر ساماندهی رویدادهای موسیقی و مدیریت آن بود و اصلا وقتی برای سرف کوچک نداشت، بنابراین وی به شدت احساس تنهایی و بی کسی می کرد. اما با این حال مادر وی وقتی دید که فرزندش چطور طراحی می کند تصمیم گرفت که به پاریس مهاجرت کند، در آن زمان شهر پاریس مرکز هنر جهان بود و همچنین محل اقامت دوست و نقاش بزرگ روس «ایلیا رپین» که در آن زمان تبدیل به هنرمند و استاد مشهوری شده بود. زیر نظر رپین، والنتین پیشرفتهای چشمگیری داشت و کم کم در طراحی و نقاشی آثار قابل توجهی از خود نشان داد، اما در عین حال شروع به گوشه گیری و درون گرایی کرد.

در سال 1875 یک دوستدار و پشتیبان هنرمندان به نام ساوا مامونتوف، سرف و مادرش را به یک خانه بزرگ در خارج از شهر مسکو برای زندگی دعوت کرد، در جایی که سرف مجدادا با رپین بزرگ ملاقات کرد، و دوباره شانس این را پیدا کرد که زیر نظر این استاد بزرگ و دیگر هنرمندان حلقه مامونتوف آموزش ببیند.

شخصیت هنری سرف به شدت تحت تاثیر آبرامتسوف (محلی در شمال مسکو که مرکز جنبش هنری، فرهنگی، سیاسی بود که بعدها به شدت غرب اروپا را تحت تاثیر و سیطره خود گرفت) قرار گرفت. در عین حال از نظر جغرافیایی او به شدت به قسمت مرکزی روسیه که توسط درختها و جنگلها احاطه شده علاقمند شد، در این قسمت از روسیه برکه ها و دهکده های زیبایی وجود داشت، و همین طبیعت زیبا تاثیرات زیادی بر روی این هنرمند گذاشت و تعدادی از آثارش مانند آبیاری سالانه و زن به همراه اسب را خلق کرد، همینطور تصویر سازی های بسیاری از داستانهای کریلوف را نیز در همین دوران خلق کرد. (کریلوف، بهترین و شناخته شده‌ ترین افسانه ‌پرداز و حکایت ‌نویس اهل روسیه است کهً بزرگترین لطیفه ‌پرداز در میان همه نویسندگان روس نیز بشمار میرود. او در آثارش، اغلب ناکارآمدی بوروکراسی حاکم بر جامعه را که مانع رشد اجتماعی بود نقد می‌کرد.)

در سال 1880 سرف وارد آکادمی هنرهای زیبای سنت پترزبورگ شد، در این دوران زیر نظر نقاش بزرگ و مدرس هنر پاول کیستیاکوف آموزش دید و کمی بعدتر وروبل، سوریکف و دیگر هنرمندان بزرگ روس را نیز ملاقات کرد، همین موضوع برای سرف جوان بسیار ارزشمند بوده و او را در نیل به اهداف هنری خود بیشتر ترغیب کرد. بعد از پنج سال سرف آکادمی را ترک کرد و بعدها خود وی نقل کرد که گذراندن دوره های آموزشی در این آکادمی برای او خسته کننده بوده است. بعد از سالهای 1885 والنتین به خارج از روسیه سفر کرد و با امپرسیونیسم های فرانسوی آشنا شد، و شروع به استفاده از رنگهای روشن در پرتره ها و فیگورهای خود کرد. در پرتره هایی که وی در این دوره خلق کرد میتوان تاثیر مشهود تجربه دیدار امپرسیونیست ها را مشاهده کرد. آثار دختر با هلوها و دختر در زیر آفتاب بهترین نمونه ها از آثار این دوره هنرمند می باشند. همچینین این دو اثر تحسین های زیادی را براگیخت و او را معروف کرد.


دختری در زیر آفتاب - اثر سرف

دختری در زیر آفتاب - اثر سرف


دختری با هلوها - اثر سرف

دختری با هلوها - اثر سرف


دراین دو اثر از سرف هماهنگی بین عناصر طبیعت نور، رنگ و بدن انسان شگفت انگیز است و تحسین بسیاری از منتقدان هنری را برانگیخت. ارتقاء کیفیت بین رنگ و نور و همینطور هارمونی و هماهنگی بازتابهای نور در این آثار، اشباع استادانه رنگها و درک تازه و زیبای هنرمند از جهان، به شکل خیره کننده ای پیشرفت و قدرت هنرمند را به رخ می کشد. این خصوصیات از ترکیب دقت و حساسیت هنر روسی و نورشناسی و رنگ شناسی امپرسیونیسم فرانسوی به وجود آمده است. سرف بعد از اتمام این دو اثر بلافاصله از انجمن دوست داران هنرهای مسکو جایزه ای دریافت کرد، همینطور پرتره دختر با هلو به وسیله میلیونر، تاجر و مجموعه دار هنری معروف روس به نام پاول تریتاکف (گالری معروف هنری نیز به نام این شخص در مسکو وجود دارد) خریداری شد.

از سال 1890 به بعد پرتره، ژانر هنری پایه و اصلی آثار سرف شد، در پرتره های این هنرمند بزرگ کاملا حس های روانشناختی وجود دارد، و تنها عنصر تکنیک در کارهای این هنرمند قدرت نمایی نمی کند، بلکه در این پرتره ها می توان کاملا به کاراکتر مدل نیز پی برد. سرف اغلب ترجیح میدهد که رنگ غالب در آثارش سیاه خاکستری و یا تنهای قهوه ای باشد. بعد از سال 1890 سرف به عنوان یکی از بهترین نقاشان پرتره روسیه در کنار ایلیا رپین استاد و معلم خود، جایگاه خویش را در میان طبقه اشراف و بازیگران تثبیت کرد، و تبدیل به هنرمند مشهوری در بین این طبقات اجتماعی شد. پرتره ای که سرف از کنستانتین کورووین کار کرد، تاثیر بسیار ادگار دگا (هنرمند و نقاشی که سرف در زمان اقامت خود در پاریس با وی آشنا شد) را بر روی کار وی نشان می دهد.


کنستانتین کورووین - اثر سرف

کنستانتین کورووین - اثر سرف


پرتره های سرف تحسین همگان را برانگیخت و سفارشهای هنرمند به شکل چشمگیری افزایش یافت. در سال 1892 به توصیه رپین، سرف از خاندان سلطننتی روسیه سفارشی مبنی بر نقاشی پرتره الکساندر سوم به همراه اعضای خانواده دریافت کرد. این پروژه تقریبا سه سال وقت سرف را گرفت، زیرا وی با کمک گرفتن از عکسهای بی کیفیت آن زمان از امپراتور باید کار را پیش می برد و فقط یک بار موفق به دیدار حضوری پادشاه برای کار شد. مورخان همچنین از نقاشی یک پرتره دیگر از خانواده سلطنتی که توسط سرف به اجرا در آمد نیز یاد می کنند که آن پرتره نیکولای دوم بود. همسر نیکولای، پوز مورد نظر را انتخاب کرد که یک پوز کاملا عادی و معمولی بود، در حین کار ملکه مرتب در کار استاد دخالت می کرد و نظرات عجیب غریب می داد، استاد با متانت گوش می داد اما بعد از مدتی با احترام به ملکه گفت که اگر مایل هستید خودتان کار پرتره را به انجام برسانید! در این لحظه نیکولای وارد ماجرا شد و از استاد معذرت خواهی کرد.

سرف معمولا اصرار داشت که کار در نه نشست و در سه ماه به پایان ببرد، و این موضوع باعث می شد که مدل مجبور باشد ساعتها بی حرکت و ثابت در یک حالت خاص باقی بماند، طبیعتا این کار برای مدل بسیار سنگین و طاقت فرسا می نمود و کوچکترین حرکت مدل، استاد نقاشی را ناخشنود و عصبانی می ساخت. بعضی از مدلها حتی از نشستن روبروی سرف بزرگ وحشت داشتند اما با این وجود آنها تمایل و علاقه شدید به کشیده شدن توسط این استاد بزرگ را داشتند. سرف هرگز و در هیچ پروژه ای مشتریان خود را نا امید نساخت و همیشه در پایان کار سفارش دهندگان از زیبایی و قدرت کار غافلگیر می شدند. نکته جالب توجه در کار این هنرمند و نقاش بزرگ این است که وی نه تنها کاراکتر مدل را به خوبی اجرا میکرد بلکه دخل و تصرفاتی که در شکل پرتره انجام می داد باعث تاثیر گذارتر و احساسی تر شدن کار می شد. در سال 1894 او به جنبش مسافرین که یک حرکت هنری روسی متشکل از هنرمندان بزرگ آن دوران بود پیوست، این گروه هنری که گرایشهای رئالیست اجتماعی داشتند بر محدودیت های آکادمیک آن دوران اعتراض داشتند. به طور کلی این گروه از اعتبار خاصی در جامعه هنری آن دوران برخوردار بود. وی با استفاده از نام این گروه سفارشهای جدید و بسیار مهمی مانند پرتره دوک الکساندرویچ و تعدادی از فعال های اجتماعی آن دوران را گرفت.

از سال 1897 تا سال 1909 سرف در مدرسه نقاشی مسکو به تدریس نقاشی پرداخت، و نقاشانی مانند پاول کوزنتسوف، مارتینوس سارویان و ... را تربیت کرد. هرچند که وی همچنان ساکن مسکو بود اما در کنار آن از سال 1900 به بعد به سنت پترزبورگ نیز رفت و آمد داشت و در آنجا به انجمن جهانی هنر که یک گروه هنری تاثیر گذار که مجله ای هم تحت این نام داشتند پیوست. تحت تاثیر این گروه سرف دست به خلق آثاری با تم و موضاعت تاریخی زد.


یکی از آثار سرف با تم تاریخی

یکی از آثار سرف با تم تاریخی


در سالهای پایانی عمر سرف به همراه لئون باکست (هنرمند یهودی روس که در طراحی صحنه و لباس نمایش‌ها، انقلابی ایجاد کرد. طرح‌های او برای باله روس در سال‌های اوج فعالیت آن یعنی ۱۹۰۹، نوآورانه، چشمگیر و تأثیرگذار بودند) به یونان و جزیره کرت سفر کرد، جایی که این دو هنرمند از ویرانه های باستانی کنوسوس بازدید کردند. (کنوسوس منطقه‌ای باستانی ‌است در کرت که بزرگترین بخش مربوط به عصر برنز نیز در این منطقه می‌باشد. شواهد تاریخی چنین می نماید که کنوسوس مرکز سیاسی، فرهنگی و آیینی تمدن مینوسی بوده ‌باشد. امروزه این منطقه گردشگاه توریست‌هاست. این شهر را لابورینت هم خوانده‌اند) بعد از بازگشت به خانه سرف شروع به طراحی قصرها و مکانهای باستانی غربی کرد و در کنار این طراحی ها به میتولوژی های تاریخی نیز علاقمند شد.

ولنتین سرف را میتوان در زمره بهترین نقاشان رئالیست جهان قرار داد. وی در سال آخر عمر نقاشی به نام حرکت سلطان برای شکار که تحت سرپرستی سرگئی پاولویچ دیاگیلِف (منتقد هنری اهل روسیه که به عنوان بنیان‌گذار، پشتیبان و مدیر باله روسی شهرت یافت) بر روی یک پرده به صورت یک حکایت بصری به مرحله اجرا رسانید.

ولنتین سرف در پنجم دسامبر 1911 در شهر مسکو درگذشت و در قبرستان نووودویچی به خاک سپرده شد.


گرد آوری و تهیه مطالب: جواد اکبر زاده


مؤکداً از مراجعه حضوری از ساعت ۱۶ به بعد خودداری نمایید          آموزشگاه هنرهای تجسمی ایکاروس سه شنبه ها تعطیل است