نقاشی رمانتیسم

نویسنده: ایکاروس، تاریخ: شنبه ۲۲ دی ۱۳۹۷

در اواخر قرن هجدهم میلادی و اوایل قرن نوزدهم، جنبش رمانتیسم به سرعت سرتاسر اروپا و آمریکا را فرا گرفت. این حرکت هنری در تقابل با ایده آلیسم دوران روشنگری سر برآورد. هنرمندان در این سبک تمرکز خود را بر روی احساس گرایی می گذاشتند، و تنها به نظم و منطق در کار هنری نمی پرداختند. در این سبک در کنار توجه به تناسبات و رعایت قوانین آکادمیک، درک و پرداختن به شهود و تجربیات احساسی نیز بسیار مهم بود. در طول دوران روشنگری با پیشرفت علم و علوم اجتماعی، توجه به رعایت حریم شخصی و آزادی های اجتماعی نیز قوت گرفت، و بازخورد این رویدادها باعث سر برآوردن جنبش هنری به نام رمانتیسم شد. از دل همین جنبش بعدها جنبشهای بزرگ هنری قرن بیستم که در مجموع آوانگارد نامیده شدند سر برآورد. جنبش رمانتیسم تقریبا بر روی همه هنرها تاثیر داشت، هنرهایی مانند ادبیات، نقاشی، مجسمه سازی و موسیقی از این جنبش تاثیرات بسیاری گرفتند. این جنبش خصوصا در تقابل و رویارویی با سبک نئوکلاسیسم که در آکادمی ها و مراکز معتبر جهان دارای قدرت و استیلای زیادی بود قد علم کرد. این حرکت خیلی سریع تبدیل به یک سبک هنری بین المللی شد، و در دنیای آنروز که به سمت صنعتی شدن و شهری شدن جوامع پیش می رفت این حرکت دست به تاکید بر طبیعت گرایی و دوری جستن از شهرهای شلوغ و آلوده زد. همینطور پیروان این مکتب در تلاش برای متوقف کردن صنعت گرایی از طبیعت گرایی کمک می گرفتند.


سرگردان بر فراز دریای مه اثر کاسپار داوید فریدریش

سرگردان بر فراز دریای مه اثر کاسپار داوید فریدریش


اگر بخواهیم به بیان اهداف دقیق این جنبش بپردازیم این حرکت هنری نیز به مانند بسیاری از جنبش های هنری، درون مایه های اعتراضی داشت. رمانتیسم با انقلاب فرانسه جان گرفت و به اعتراض در برابر ناعدالتی ها و ظلمهایی که در آن دوران رخ میداد پرداخت. هنرمندان این سبک با استفاده از نورهای دراماتیک و اغراق شده صحنه ها را به تصویر می کشیدند، در آثار این هنرمندان ترکیب بندی های خاص و منحصر به این سبک وجود داشت. آنها در تقابل با هنر آکادمیک و نئوکلاسیک که صحنه های تاریخی را به نمایش می گذاشت، شروع به خلق تصاویری کردند که بیان گر اوضاع و احوال وقایع اجتماعی آن دوران بود.

رمانتیسم در برابر منطق گرایی بی احساس و خشک می ایستد، این سبک هنری بر موضوع گرایی (subjectivity) و فردیت محوری (individuality) تاکید می نماید.هنرمندان شروع به تحقیق و کنکاش بر روی احوالات درونی و روانشناختی انسانها کردند، این موضوعات باعث شکل گرفتن نوع زیبایی از هنر شد که در برابر نظم خشک دانشگاهی و آکادمیک مقاومت می کرد. چارلز بوللر رمانتیسم را این گونه تفسیر می کرد که رمانتیسیسم نه دقیقا انتخاب موضوع و یا پرداختن به حقیقت بلکه بیان احساسات درونی فرد می باشد. و این سبک راهی برای بیان و به تصویر کشیدن درون یک فرد می باشد.

در بسیاری از کشورها توجه نقاشان رمانتیسم به طبیعت و نقاشی در فضای باز معطوف گشت، این نقاشان با خلق کادرهای خاص و به تصویر کشیدن آسمان و مناظر طبیعی در کنار هم دست به خلق تصاویر زیبا و سرشار از احساس زدند.


گاری علوفه اثر جان کانستبل

گاری علوفه اثر جان کانستبل


برخی دیگر از این هنرمندان به بدن انسان نیز توجه می کردند و فیگور انسان را در کنار طبیعت به تصویر می کشیدند. برخی دیگر حوادث طبیعی را نقاشی می کردند و در پی این کار، به تصویر گری عظمت و قدرت طبیعت می پرداختند، یکی از مفاهیم فلسفی که در دوران رمانتیسم قوت گرفت مفهوم «والا» بود. شاید ترجمه کلمه والا برای این عبارت فلسفی ترجمه مناسبی نباشد، بنابراین در اینجا به توضیح مختصری از این موضوع خواهیم پرداخت: در دنیای هنرهای بصری و فلسفه، کلمه والا از کلمه لاتین (sublimis) می آید، تعریف مختصر این عبارت بدین صورت می باشد که یک طوفان عظیم دریایی، از دید بیننده ناظر، دارای زیبایی و ترس در کنار هم می باشد، صحنه هولناک غرق شدن یک کشتی در دل امواج سیاه و هولناک دریا، به بیننده ای که از دور نظاره گر صحنه می باشد احساس در امان بودن و وحشت را در یک زمان القاء می کند، عظمت و ویرانگری طبیعت در کنار هولناک بودن دارای زیبایی بصری نیز می باشد و از این مفهوم در فلسفه هنر با کلمه (sublimis) یاد می شود. توجه داشته باشید که این مفهوم فلسفی بحث طولانی و مفصلی را می طلبد و در اینجا ما تنها به توضیح بسیار مختصر و کوچکی در مورد آن پرداختیم. یادآوری این نکته نیز ضروری می نماید که در سبکهای هنری سبک رمانتیسیسم ارتباط بسیار روشن و قوی با این مفهوم فلسفی برقرار کرد.


یک نقاشی از کانسپت sublimis اثر ویلیام ترنر

یک نقاشی از کانسپت sublimis اثر ویلیام ترنر


کلمه رمانتیسم برای اولین بار در آلمان در سالهای 1700 به کار برده شد. فردریک و آگوست سگال از این عبارت در شعری با نام «شعر رمانتیک» استفاده کردند. مادام دو استائل یکی از بزرگترین رهبران فکری و هنری فرانسه بعد از مسافرتی که به آلمان داشت این عبارت را در فرانسه بسط داد، ویلیام وُردزوُرث شاعر مشهور انگلیسی نیز تبدیل به یکی از مظاهر مهم جنبش رمانتیسم شد. وی معتقد بود که شعر باید لبریز از احساس بوده و به بیان حالات درونی فرد بپردازد. به طور خلاصه هنرمندان در این سبک هنری به تکنیک بی توجه نیستند اما بیان احساسات و نمایش حالات روحی را فدای تکنیک نمی نمایند و به بیان دیگر احساسات برای این دسته از هنرمندان از ارجحیت برخوردار می باشد. در اینجا به توضیح کوتاه در مورد برخی آثار مشهور در این سبک می پردازیم:


کابوس اثر یوهان هاینریش فوسلی

کابوس اثر یوهان هاینریش فوسلی


اثر بالا یکی از مشهور ترین آثار نقاشی سبک رمانتیسم می باشد، این نقاشی اثر یوهان هاینریش فوسلی نقاش و منتقد هنری سوئیسی ساکن انگلستان می باشد. همانطور که در این اثر ملاحظه می نمایید این سبک هنری همیشه و لزوما به تصویر کشیدن زیبایی های پیرامون را در اولویت موضوعی قرار نمیدهد و در بسیاری از مواقع از وحشت و حالات ترسناک درونی انسان نیز پرده بر می دارد. بک گراند مبهم و وهم آلود، و موجود پشم آلود نشسته بر سینه یک زن سفید پوش که با نگاهی خیره به بیننده نظاره می کند و همینطور پرده قرمز با موجودی شبیه به اسب که در حال وارد شدن به صحنه می باشد همه بیانگر وقوع کابوسی از طرف زن در خواب می باشد.


ابارد اثر توماس جونز

بارد اثر توماس جونز


نقاشی بالا اثر توماس جونز نقاشی ولزی می باشد، شعر یکی از تاثیر گذارترین رشته های هنری بر روی مکتب رمانتیسیسم می باشد و این نقاش ولزی نیز این اثر را با الهام از یکی از آثار توماس گری شاعر و نویسنده انگلیسی خلق کرده است.

در پایان باید یادآور شد که این سبک هنری تاثیرات عمیقی را برروی جنبشهای هنری بعد از خود داشت و یکی از پلهای بسیار مهم برای گذار هنر کلاسیک به هنر مدرن به شمار می آید.


گرد آوری و تهیه مطالب: جواد اکبر زاده




مؤکداً از مراجعه حضوری از ساعت ۱۶ به بعد خودداری نمایید          آموزشگاه هنرهای تجسمی ایکاروس سه شنبه ها تعطیل است