اعترافات تکان دهنده پیکاسو

نویسنده: سیاوش مهویس، تاریخ: چهار شنبه 24 خرداد 1396

یادداشتی از سیاوش مهویس

پیکاسو در اواخر زندگی در باره آثار خود چه گفته بود؟ آیا حقیقت دارد که مردمان هم عصرش را به خاطر پذیرش و پیروی از سبکش، به سبک مغزی انتساب داده بود؟
سالها پیش و در ایام هنر جویی از کسی شنیدم که پیکاسو در اواخر عمرش طی نامه یا یادداشتی اظهار و اعتراف نموده که با استفاده از نفهمی و سبک مغزی معاصرانش سبک هنری خود را به جامعه قبولانده و به شهرت و ثروت فراوان رسیده است. آن زمان هیچ منبع و reference معتبر یا غیر معتبری برای بررسی صحت مطالبی که از این و آن میشنیدی وجود نداشت و هرگاه در محافل هنری آن زمان این نقل قول پیکاسو را مطرح میکردم، اهالی هنر یا منکر این قضیه میشدند و یا اظهار مینمودند که حتی اگر خود پیکاسو هم چنین مطلبی را گفته باشد چیزی از بزرگی و هنرمندی وی و از برتری و استیلای سبک هنریش کم نمیشود.
امروزه، با آن زمان که ما هنرجو بوده و شنیده ها را میبایست یا در بست رد میکردیم و یا در بست میپذیرفتیم، تفاوت بسیار کرده است و به لطف پیشرفتهای علمی و تکنولوژیکی بشر و امکان دسترسی به گردش آزاد اطلاعات، میتوان در باره صحت یا عدم صحت شنیده ها و گفته ها با مراجعه به منابع و مراجع مربوطه تحقیق کرده و با اطمینان خاطر بیشتری مطلبی را پذیرفت و یا رد کرد.
در خصوص اعتراف دردناک پیکاسوکه در گذشته ها شنیده بودم، روز نامه گاردین در ۱۲ دسامبر ۲۰۱۰ طی مقاله ای که در باره پیکاسو به چاپ رسانده، اتفاقا به همین بخش از سخنان پیکاسو که جنجالی در آن دوران به پا کرده بود، اشاره نموده است:


اعترافات پیکاسو

اعترافات دردناک پیکاسو، روز نامه گاردین ۱۲ دسامبر ۲۰۱۰


در قسمت پایانی و انتهای این مقاله اشاره میشود که پیکاسو طی سخنانی به «جوانی پانینی» Giovanni Panini که در این مقاله بعنوان writer از ایشان نام میبرد، اظهار نموده که: «من زمان خود را به خوبی درک کرده و به بهترین نحو از سبک مغزی و بیهودگی و طمع مردمان دوره معاصر خود بهره برداری نموده و به ثروت و شهرت رسیده ام.»
پیکاسو از این سخنان بعنوان اعترافاتی تلخ و دردناک یاد میکند که با بیان آنها میخواهد شایستگی خود را بعنوان فردی صادق و راستگو به اثبات برساند. متن دقیق ترجمه این قسمت از مقاله در ذیل می آید:

شاید شرح خیال پرستی پیکاسو را در گفته خودش به نویسنده ای بنام جوانی پانینی در سال ۱۹۵۲ بتوان یافت: «امروزه همانطور که میدانید من معروف و ثروتمند هستم با این وجود در تنهایی خود، خود را هنرمندی به معنای اصیل کلمه نمیدانم. نقاشان بر جسته و بزرگ مانند جوتو، تیسین، رامبراند و یا گویا هنرمندان واقعی هستند و من تنها سر گرم کننده ای برای مردم زمانم بودم. کسی که زمان خود را به خوبی درک کرده و به بهترین نحواز سبک مغزی و بیهودگی و طمع مردمان دوره معاصر خود بهره برداری کرده است. اقرار من اعترافی تلخ است. دردناکتر از آنچه بنظر میرسد. اما حداقل این شایستگی را دارد که مخلصانه و از روی صداقت است.»

شاید بتوان سخنان پیکاسو را سخنانی از سر تواضع و فروتنی در مقابل نقاشانی که از آنها نام میبرد تلقی نمود. حتی در این صورت هم باز جای سئوال است که چرا هنرمندی باید جهت تواضع در برابر پیشینیان، فهم و شعور مخاطبان معاصر را تحقیر و خوار نماید. راه های بسیاری برای اظهار فروتنی وتواضع بدون توهین به دیگران میتواند وجود داشته باشد. آنچه مسلم است پیکاسو در این سخنان و این واژه ها حقایقی ژرف را بیان نموده. اگر با دقت و بدون پیشداوری، کلمه به کلمه و دقیق سخنان وی را بخوانیم و در باره آن فکر کنیم قطعا حقایق بسیاری برایمان آشکار میگردد. پیکاسو در این سخنان خیلی چیزها را بسیار دقیق و بدون هیچگونه نکته ابهام بر انگیزی برای آیندگانش بیان نموده است.
من هیچ قضاوتی در باره ایشان و پیروان ایشان نخواهم کرد و هدفم از انتشار این مطالب این نیست که بخواهیم به پیکاسو ناسزا بگوییم و یا از ایشان جانبداری نماییم و بحث بر حق بودن یا بر حق نبودن پیکاسو را ایجاد نماییم. فقط هدفم این است که نشان دهم دوره پذیرفتن در بست و بی چون و چرای مطالبی که مخصوصا در محیطهای هنری بصورت سینه به سینه در باره باید ها و نباید های آثار هنری و اشخاص و سبکها و رویه ها گفته میشود، سپری شده است. امروز ما باید جستجوگر باشیم و از تسلیم محض بودن و پذیرش بی تعقل و اندیشه آنچه در محیطهای هنری ترویج میشود، اجتناب نماییم. امروزه میبایست از ابزارهای زمان که در اختیارمان است بیشتر بهره برداری نموده و از نگاه مریدوار به پیشینیان دست بر داریم. من یکی که به نوبه خودم بروی تمام چیزهای غلط و اشتباهی که در زمان دانشجویی و در محیطهای کاملا بسته هنری آن زمان بخوردمان میدادند خط بطلان کشیده ام. اما این فضاهای بسته هنری با پز و ژست کاملا روشنفکرمآبانه هنوز هم وجود دارند و ما میتوانیم مظاهری از تکاپوی این طرز فکرهایی که دیگر واقعا پوسیده و نخ نما شده به نظر می آیند را، گه گاه در اینجا و آنجا مشاهده نماییم.
بنوعی هدفم از این پست که انتشار میدهم فراتر از شخص پیکاسو و انکار یا اثبات ایشان است. این تنها نمونه ای از آنچه امروزه به نا روا، رواج دارد میباشد و ما میبایست بیش از پیش جستجوگری را، بدور از هر گونه تعصب هنری سر لوحه اقدامات و تلاشهایمان در هر زمینه ای قرار دهیم.

مؤکداً از مراجعه حضوری از ساعت ۱۶ به بعد خودداری نمایید          آموزشگاه هنرهای تجسمی ایکاروس سه شنبه ها تعطیل است