در باره مکتب باربیزون چه میدانیم؟

نویسنده: ایکاروس، تاریخ: دوشنبه، ۱۶ دی ۱۳۹۸

در اواسط قرن نوزدهم شماری از پیشگامان سبک ناتورالیسم در زیر شاخه نقاشی منظره، حلقه ای را تشکیل دادند که تحت عنوان مکتب باربیزون نامگذاری شد. این گروه تعدادی از نقاشانی بودند که در اطراف دهکده باربیزون فعالیت می کردند. این دهکده در بیرون شهر پاریس و در نزدیکی جنگلی به نام فونتنبلو که اکنون یکی از مناطق شهری پاریس می باشد واقع شده بود. اعضای این گروه با پیش زمینه ای متفاوت و سبک های هنری گوناگون در گرد هم جمع شده بودند. اما در این گروه تمامی این هنرمندان برای به تصویر کشیدن هر چه زیبا تر مناظر طبیعت در تلاش بودند. در این ژانر نقاشی، آنها بعضا تصاویری از مزارع و حیوانات آن و همینطور کشاورزان را به تصویر می کشیدند و مناظر طبیعی و جنگلهای این مناطق، ایده ها و موضوعات مورد علاقه هنرمندان سبک باربیزون را تشکیل میدادند. از هنرمندان نامداری که در این سبک فعالیت می کردند می توان به هنرمندانی چون ژان باتیست کامی کورو ، اتین پیر تئودور روسو و ژان‌ فرانسوا میله اشاره کرد.


یک اثر از کامی کورو منظره جنگل فونتنبلو

یک اثر از کامی کورو منظره جنگل فونتنبلو


در اوایل قرن نوزدهم میلادی، نقاشی منظره توسط قدرت مطلق در دنیای هنر آن دوران در فرانسه، یعنی آکادمی پاریس بسیار محدود شده بود. نقاشان جوان آن دوران به طور وسیع و سختی تحت آموزشهای نقاشی با سبک نئوکلاسیک قرار می گرفتند که این سبک کاملا برگرفته از آموزشها و موضوعات دوران رنسانس و همینطور دوره کلاسیک بود. از نظر آکادمی، نقاشی منظره به طور خالص (بدین معنا که هنرمند نقاش صرفا نقاشی را با موضوع منظره به تصویر بکشد) به هیچ عنوان امتیاز به حساب نمی آمد. در عوض نقاشی هایی با موضوعات تاریخی کاملا مورد توجه آکادمی بود. در بهترین شکل آن یک نقاش منظره می توانست آثاری را با توجه به ادبیات و اشعار دوران باستان به تصویر بکشد. همچنین نقاشی هایی شبیه به آثار نقاشان قرن هفدهم نیز تا حدی مورد پذیرش قرار می گرفت. آثاری از نقاشانی چون نیکولا پوسن مثال خوبی در این زمینه می باشد.


یک اثر از نیکولا پوسن

یک اثر از نیکولا پوسن


در سال 1833 تئودور روسو شروع به گشت و گذار در مناطقی که از منظره طبیعی چشم نواز برخوردار بودند، نمود و در همین حین دست به خلق آثار نقاشی و طراحی می زد. همین موضوع بعدها او را تبدیل به یکی از رهبران حلقه باربیزون نمود. در سال 1824 سالن پاریس آثاری از نقاش انگلیسی جان کانستبل را به نمایش گذاشت. مناظر روستایی که این نقاش به تصویر کشیده بود بر روی برخی از هنرمندان جوان آن دوران تاثیر گذاشت.


اثری از جان کانستبل

اثری از جان کانستبل


آنها تصمیم به ترک نقاشی های متداول و فیگوراتیو گرفته و اقدام به نقاشی با الهام مستقیم از طبیعت نمودند. بنابراین طبیعت تبدیل به سوژه اصلی آنها شد و آنها از کار کردن و به تصویر کشیدن سوژه هایی مانند صحنه های تئاتر گونه و تصاویر دراماتیک که در آن دوران متداول بود پرهیز می کردند. در طول انقلاب سالهای 1848، این گروه از هنرمندان در منطقه باربیزون گرد هم جمع شدند تا از ایده های کانستبل پیروی کرده و آثاری در سبک وی را به تصویر بکشند. دهکده باربیزون مشرف به جنگلهای فونتنبلو بود که به علت بارندگی های بسیار تبدیل به جنگلهایی فشرده و مملو از مناظر مناسب طبیعی شده بود و یک سوژه بسیار عالی را در اختیار هنرمندانی را که در این منطقه گرد هم آمده بودند قرار می داد. این گروه از نقاشان مکتبی را تحت عنوان باربیزون به وجود آوردند که هدف و ایده اصلی آنها به تصویر کشیدن مناظر طبیعی فرانسه شد. اعضای این گروه تخصص های متنوعی در زمینه نقاشی داشتند. ولی در میان این حلقه تقریبا تمام آنها بر روی مناظر طبیعی و صحنه های باز تمرکز کردند و به تعبیر دیگر می توان آنها را پیشگامان مکتب ناتورالیسم نامید. علیرغم تفاوت تکنیکی، سن وسال و پیشینه فرهنگی، تمام این هنرمندان کار و نقاشی با موضوع طبیعت را پذیرفته بودند و به کار در کنار هم پرداختند. آنها به نقاشی طبیعت به مثابه یک موضوع مستقل نگاه میکردند و این امر، در آن دوران که این سبک از نقاشی، در میان جامعه هنری امری پذیرفته شده نبود، خود نوعی شجاعت و نو آوری به حساب می آمد. آلفرد سنسیر دوست صمیمی نقاشان باربیزون و بیوگرافی نویس هنری در مورد این نقاشان می نویسد: آنها به درجه ای از احساسات و هیجان در دل طبیعت رسیده بودند که گاهی مواقع از کار کردن عاجز می شدند. آنها درختان کهنسال را نظاره کرده و آنها را ستایش می کردند و از بوی گلها و بوته های وحشی مست می شدند. به بیان دیگر این هنرمندان با احساسات لطیف و حساسی که داشتند در دل این طبیعت بکر و زیبا غرق شده بودند.


یک نقاشی از چارلز ژاک

یک نقاشی از چارلز ژاک


این گروه از دیدن صخره های بکر در دل جنگل مشعوف و بسیار هیجان زده می شدند. تئودور روسو در میان این جمع به واقع مجذوب و شیفته جنگل و مناظر آن شده بود. این نقاش بیشتر اوقات خود را در محیط باز سپری میکرد و به بیان دیگر روسو از همه نقاشان دیگر این حلقه مصمم تر می نمود و دیگر نقاشان را ترغیب به کار بیشتر در این زمینه می کرد. وی در تمام مناطق این منطقه کار کرد و حتی در زمستانهای سرد نیز دست از کار نمی کشید و به ندرت به شهر پاریس و صرفا برای فروش آثار می آمد. روسو از ورود توریست ها به این مناطق جنگلی ناخرسند بود و ورود انسانها را به این ماطق باعث تخریب و نابودی جنگل می دانست. دلیل ذکر این موضوع در اینجا بدین سبب می باشد که به خواننده تفهیم شود که نقاشی و هنر می تواند یکی از مهمترین زمینه ها برای به وجود آمدن و شکل گرفتن جنبش های مختلف اجتماعی باشد و در اینجا مکتب باربیزون ناخواسته توانسته است انگیزه ای برای محافظت از محیط زیست قلمداد شود. چه بسا که روسو در دیداری از امپراتور فرانسه خواست که جلو تخریب جنگلها را بگیرد و همین امر منجر به دستور رهبر فرانسه برای تاسیس یک مرکز محافظت از درختان بلوط مورد علاقه یاران باربیزون در آن منطقه شد. در میان نقاشانی که با روسو به جنگل می رفتند نارسیس دیاز دلا پنا وفادار ترین آنها بود. آنها اغلب با تهیه وسایل یک پیک نیک برای مدت طولانی به جنگل می رفتند و در جنگل به دنبال مناظر مناسب برای نقاشی می گشتند. نقاشی های دیاز مانند روسو جزییات ظریف و لطیف نداشت. اما سبک ایمپستوی وی که با نقاشی منظره تلفیق شده بود در سالن پاریس تحسین بسیاری را برانگیخت.


یک اثر از دیاز جنگل فونتنبلو

یک اثر از دیاز جنگل فونتنبلو


اما یکی دیگر از چهره های مشهور این سبک ژان‌ فرانسوا میله می باشد که او نیز نقش پر رنگ و بسزایی در مکتب باربیزون ایفا کرد. او با خانواده خویش به منطقه فونتنبلو و دهکده باربیزون نقل مکان نمود و مدتی را به همراه خانواده خویش در آنجا زندگی کرد و دست به خلق آثاری نیز در این دوره زد. آثار وی تصاویری از کشاورزان و مزارع آن منطقه را نیز در بر میگرفت و با رئالیسم منحصر به فرد خود، نقاشی هایی قابل توجه را خلق کرد.


یک اثر از میله

یک اثر از میله


شاید بتوان مشهور ترین و تاثیر گذارترین نقاش سبک منظره قرن نوزدهم در فرانسه را کامی کورو نامید. این نقاش بزرگ هیچ وقت در منطقه فونتنبلو زندگی نکرد. اما گاهی برای نقاشی و به تصویر کشیدن این منطقه به طور کوتاه مدت به باربیزون می آمده است. نقاشی درختان بلوط وی یک نقاشی کاملا منحصر به فرد می باشد. این نقاشی یک نگاه کاملا ساختارگرایانه و دقیق به تفکیک رنگها و همینطور به تصویر کشیدن کنتراست های شدید را در خود دارد که تاثیر آن را در آثار بعدی این نقاش نیز می توان ملاحظه کرد. نکته جالب توجه در مورد آثار این نقاش این است که او آثار خود را غالبا در استودیو به پایان می برده و به اصطلاح قلمهای نهایی را در زیر سقف بر کار خود می زده است.


درختان بلوط

درختان بلوط


از دیگر هنرمندان مشهور در این مکتب چارلز فرانسوا داوبینی است. نقاشی های وی از مردابها و زمینهای پوشیده شده از میوه هایی افتاده از درختان، از وی یک نقاش تمام عیار منظره ساخته بود. این نقاش در سالهای ابتدایی کار در منطقه فونتنبلو فعالیت می کرد. اما پس از مدتی به نقاط دیگری در فرانسه نقل مکان نمود. وی بعدها به نقاشان امپرسیونیسم نزدیک شد.


یک اثر از چارلز فرانسوا داوبینی

یک اثر از چارلز فرانسوا داوبینی


اما اگر بخواهیم در مورد تاثیرات این مکتب بر روی دیگر هنرمندان و مکاتب، صحبت کنیم می توان به رویداد و مکتب هنری که در منطقه پون-آوان پدید آمد، اشاره کرد. این مکتب که با الهام از مکتب باربیزون تشکیل شده بود بیشترین فعالیت خود را در سالهای 1880 و 1890 داشت. زمانی که دو نقاش مشهور به نامهای پل گوگن و پل سروزیه به جنبش پیوستند.

رفته رقته این مکتب کشورهای دیگر را نیز تحت تاثیر خود قرار داد و هنرمندان و نقاشان از سرزمینهای دیگر نیز دست به خلق آثاری در این حوزه زدند. در اواخر قرن نوزدهم بسیاری از هنرمندان از نقاط مختلف اروپا برای یادگیری نقاشی به پاریس آمدند. برای مثال نقاش جوان مجارستانی به نام یانوس تورما برای تحصیل در رشته نقاشی به پاریس آمد و در برگشت به کشور خود یک مرکز آموزش نقاشی مشهور را تاسیس کرد. در سال 2013 نشنال گالری مجارستان این نقاش را به عنوان یکی از هنرمندان حلقه باربیزون معرفی نمود. مکتب باربیزون همچنین تاثیرات عمیقی را در کشور ایالات متحده بر جای گذاشت. در آمریکا مدرسه ای با همین نام توسط ویلیام موریس هانت تاسیس شد. بسیاری از هنرمندان آمریکایی در مراکز آموزشی دیگر، پیرو این سبک از نقاشی شدند. از نمونه های مشهور و بارز نقاشان آمریکایی که از این مکتب الهام گرفته اند می توان به جرج اینِس اشاره کرد. وی بسیار تحت تاثیر نقاش مشهور مکتب باربیزون روسو بود. در انگلستان و در سالهای 1880 مکتب نیولین شکل گرفت که این مکتب نقاشی کاملا از مکتب باربیزون در فرانسه تاثیر گرفته بود. به مانند پیروان باربیزون، آنها نیز در یک منطقه خاص ساکن شده و شروع به خلق آثار هنری کردند. اما ناگفته نماند که هنرمندان این مکتب مانند هنرمندان باربیزون کاملا به نقاشی منظره نمی پرداختند و بعضا دست به نقاشی هایی فیگوراتیو نیز می زدند.


اثر جرج اینِس

اثر جرج اینِس


نقاشان مکتب باربیزون تا اواسط قرن نوزدهم کاملا گمنام بودند و پس از اواسط قرن بود که رفته رفته به شهرت در میان جامعه هنری دست پیدا کردند. آنها به طور رسمی توسط آکادمی هنرهای زیبای فرانسه تایید شدند و کم کم آثار آنها با قیمتهای بالا در مارکت هنر به فروش رفت. این رویدادها تقریبا از اواخر قرن نوزدهم آغاز شد. برخی از نقاشان باربیزون اساتید بلامنازع ترکیب بندی در نقاشی بودند و برخی دیگر از آنها از این نظر در مرتبه پایین تری قرار داشتند. اما به هر حال به وجود آمدن یک ژانر رسمی در هنر فرانسه و بعدا در کل جهان بواسطه تمامی این نقاشان شکل گرفته است.

باربیزون را به واقع می بایست بیش از یک مکان شمرد. به این محل صرف نظر از محیط جغرافیایی که به این اسم خطاب می شود باید نگریست و به درون مایه اصلی و رویدادهایی که در این مکان اتفاق افتاده پرداخت. محیط طبیعی که در این مکان حاکم بود منجر به الهامات بیشماری برای هنرمندان این مکتب شد. از زمستان تا تابستان، طبیعت خاص این منطقه همه و همه منجر به پدید آمدن سبکی شد که سراسر وجود آن را روح زیبا و سبز طبیعت در بر گرفته است. به بیان دیگر باربیزون به این پرسش که جایگاه طبیعت در هنر کجاست به زیبایی هر چه تمام تر پاسخ داد. هنرمندان این مکتب هنری صرف نظر از به تصویر کشیدن طبیعت و زندگی روستایی این هشدار را به ما دادند که جنگلها و زیست روستایی با خطر نابودی و محو شدن روبرو می باشد و این امر (تغییر در اصول و روش زندگی در جامعه) به واقع یکی از اصلی ترین هدفها در هنر است. به بیان دیگر باربیزون در کنار به تصویر کشیدن زیبایی، همانا آگاه سازی جامعه در مورد مسائل مختلف را به زیبایی هر چه تمام تر به تصویر کشید. باربیزون نقاشی منظره را به مثابه یک سبک مستقل از تاریخ جدا ساخت و سبکی نو را در دنیای هنرهای بصری به وجود آورد.


یک اثر از تئودور روسو

یک اثر از تئودور روسو


گرد آوری و تهیه مطالب: جواد اکبر زاده


مطلب قبلی



دیـــدگـــاه


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ارسال نظرات




 


مؤکداً از مراجعه حضوری از ساعت ۱۶ به بعد خودداری نمایید          آموزشگاه هنرهای تجسمی ایکاروس سه شنبه ها تعطیل است