ایلیا رپین، زندگینامه نقاش برجسته روس

نویسنده: ایکاروس، تاریخ: یک شنبه 17 تیر 1397

یکی از مشهورترین نقاشان رئالیست قرن نوزدهم ایلیا یفیمویچ رپین می باشد. جایگاه هنری وی را در دنیای هنرهای بصری به واقع می توان با لئون تولستوی در دنیای ادبیات مقایسه کرد. او یکی از اصلی ترین چهره های هنری بود که هنر روسیه را وارد مسیر مناسب و اصلی خود در فرهنگ اروپایی کرد.

رپین در شهر چوهوئیف شهری در اوکراین امروزی واقع در یک خانواده مهاجر نظامی متولد شد، معمولا در این خانواده ها پسر به صورت ارثی شغل نظامی پدر را ادامه می داد، او به صورت قانونی زیر نظر دولت ایالتی پروورش می یافت. رپین در یک خانواده فقیر زندگی می کرد و به همین دلیل موفق به گذراندن مدرسه ابتدایی نشد، وی توسط مادر، خواندن و نوشتن را آموخت، مادر رپین برای فرزند خود و دیگر بچه های فقیر آن منطقه کلاس درس ترتیب می داد. پدر رپین اکثرا از خانه دور بود و وی تحت تاثیر تمایلات و آموزش مادر قرار گرفت. مادر ایلیا شخصی مذهبی بود و او را برای آموزشهای مذهبی به کلیسای ارتودوکس می برد. بعدها رپین همیشه مباحث فلسفی هنر را با آموزه های دینی مقایسه می کرد. چندی بعد مادر ایلیا وی را در سن یازده سالگی برای آموزش خوشنویسی و نقشه برداری به مدرسه نظامی فرستاد. دو سال بعد مدرسه فعالیت خود را متوقف کرد و پدر رپین وی را برای آموزش تحت نظر یک نقاش محلی به نام ایوان بوناکوف فرستاد. بوناکوف یک نقاش تمثال (شمایل‌ها معمولاً در کلیساهای ارتودکس شرقی و به ویژه در مراسم مذهبی کلیسای ارتودکس بیزانس دیده می‌شوند) بود که پرتره شخصیت های مذهبی را به تصویر می کشید، جایی که وی شروع به نقاشی های تمثال و یا مرمت آنها کرد و در عین حال برای کمیسیون های محلی نیز نقاشی می کرد. در سن پانزده سالگی رپین به عنوان یک نقاش تمثال مستقل شروع به فعالیت کرد. در سال 1861 ایلیا وارد گروهی از نقاشان تمثال شده و شروع به مسافرت به اطراف برای دکور و تزئین کردن کلیساهای محلی کرد. در 1863 وی به گروه هنرمندان شمالی پیوست و به سنت پترزبورگ مهاجرت نمود، او امیدوار بود تحت لوای این گروه به آکادمی سلطنتی راه پیدا کند. در صورتی که ایلیای جوان می توانست به آکادمی راه پیدا کند از قانون ایالتی مبنی بر جایگزینی پسر به جای پدر در شغل نظامی رها می شد. اما او به شرطی میتوانست وارد آکادمی شود که والدین ایلیا قادر به پرداخت تمام خسارتها و هزینه های ایلیا برای خروج و لغو قانون ایالتی برای فرزندشان میبودند.


سنت نیکلاس اثر رپین

سنت نیکلاس اثر رپین


در سال 1863 رپین با پنجاه روبل در جیب به سنت پترزبورگ رسید، اولین اقدام رپین به محض رسیدن ثبت نام برای امتحان ورودی آکادمی سلطنتی بود، اما وی پذیرفته نشد! بعد از این اتفاق به او توصیه شد که در مدرسه کرامسکوی که یک مدرسه آماده سازی هنرمندان بود ثبت نام کند. این مدرسه هر شخصی که از خود اشتیاق یا توانایی در زمینه هنر بروز می داد را می پذیرفت. کلاسهای این مدرسه سه روز در هفته و بعد از ظهرها برگزار می شد و شهریه آن مبلغ بسیار ناچیز سه روبل در سال بود.

بعد از یک ماه رپین پیشرفت بسیار چشمگیری از خود نشان داد و از تمام هم دوره ای های خود پیش افتاد و در ژانویه 1864 او امتحان ورودی آکادمی را پشت سر گذاشت و به عنوان مستمع آزاد پذیرفته شد. بعد از مدتی و در ماه سپتامبر او به عنوان دانش آموز اصلی و تمام وقت پذیرفته شد. در سال 1865 رپین یک مدال هنری نقره کوچک را به عنوان جایزه برنده شد. این جایزه پایین ترین سطح جایزه آکادمی بود، اما همین جایزه ناچیز باعث دریافت شهروندی درجه یک شد و همین عنوان مشکل او برای خدمت نظامی که از پدر به ارث برده بود را لغو کرد. در این زمان رپین عنوان هنرمند آزاد را دریافت کرد و این عنوان به او آزادی عمل بسیار در جهت نیل به اهداف هنری خود بخشید. رپین در آکادمی سلطنتی زیر نظر استادی به نام پائول چیستااکوف آموزش می دید، شخصی که به شناخت از روانشناسی رنگ و مهارت در اشباع رنگها از نظر تکنیک معروف بود. رپین جوان بسیار تحت تاثیر این استاد قرار گرفت و شروع به تلاش و مطالعه روانشناختی در زمینه نقاشی و رنگ پرداخت. تمهای اجتماعی، از جمله آزار و اذیت نخبگان و محکومیت انقلابیون کارهای رپین را در سالهای 1870 تا اوایل 1880 تحت تاثیر خود قرار داد. او به خاطر همین مضامین و تکنیکهای خاصی که در کارهای خود استفاده می کرد مشهور شد.


فرقه مذهبی در گورستان کورک رنگ روغن روی بوم

فرقه مذهبی در گورستان کورک رنگ روغن روی بوم


رپین در سبک خود مردم عادی و طبقه متوسط و فقیر را به نمایش می گذاشت، همینطور وی تحت تاثیر گروه کرامسکوی که یک گروه از نقاشان رئال بودند و بر علیه قوانین سخت و سنتی آکادمی فعالیت میکردند قرار گرفت. تقاشی وی تحت نام «فرقه مذهبی» که در ابعاد بزرگ کار شده و دارای تکنیک بسیار تحسین برانگیز می باشد یکی از شاهکارهای این استاد بزرگ است که یکی از طبقات اجتماعی روسیه را به تصویر می کشد. رپین مرد تضادها بود، مانند اکثر هنرمندان روس وی نیز شخصیت هنری دوگانه داشت. از طرفی دست به نقاشی و به تصویر کشیدن طبقات اجتماعی محروم و عوام می زد و سوژه های انتقادی و اجتماعی را به تصویر می کشید و از طرفی دیگر به کار در زمینه نقاشی های پرتره افراد ثروتمند و مشور نیز علاقمند بود و در این زمینه نیز از تبحر چشمگیری برخوردار بود.

در سال 1883 رپین یکی از تاثیرگذارترین آثار خود را به پایان رسانید که ریشه و سبقه تاریخی دارد تابلویی با عنوان «ایوان مخوف پسر خود را می کشد». این تابلو صحنه دلخراشی از مرگ پسر را به تصویر می کشد، ایوان با چهره ای پشیمان و وحشت زده در این اثر نمایان است که در لحظه ای از خشم پسر خود را مورد جراحت قرار می دهد. رپین این تابلو را به الکساندر دوم که دو سال قبل از اتمام این کار توسط یک گروه تندرو انقلابی ترور شده بود تقدیم کرد، به همراه این تابلو رپین همیشه این جمله را به کار می برد: مراقب اعمالی که در زمان خشم انجام می دهی باش! تو میتوانی در لحظه خشم پایانی فاجعه بار را رقم بزنی! الکساندر دوم برای ملت روسیه تشکیل پارلمان را خواستار بود و یک روز قبل از مرگ این پروژه را به نتیجه رسانده بود. اما هنوز این نقشه را برای مردم روسیه علنی نکرده بود. بنابراین این نقشه شکست خورد، شاید اگر این تزار 48 ساعت بیشتر عمر می کرد سرنوشت ملت روسیه تغییر می کرد، اما الکساندر سوم بعد از به تخت نشستن بلافاصله نقشه پارلمان را پاره کرد و جلوی دموکراسی و آرامش احتمالی را در روسیه گرفت.

در سال 1891 ناگهان رپین تغییر مسیر داد و از تمایلات و عقاید گروه کرامسکوی فاصله گرفت. او به آکادمی سلطنتی بازگشت و در آنجا سمت استادی را در دست گرفت و چندی بعد نیز پست رئیس آکادمی را تسخیر کرد.


ایوان مخوف

ایوان مخوف


تزار نیکولاس دوم

تزار نیکولاس دوم


کم کم رپین نقاش وفادار تزارها شد و پرتره های زیادی از آنها به تصویر کشید، بعد از انقلاب 1917 رپین کشور را ترک کرد و هرگز به سنت پترزبورگ بازنگشت. رپین هرگز موضوعی در ارتباط با انقلاب 1917 و یا دولت شوروی نقاشی نکرد.

ایلیا رپین را شاید بتوان معروف ترین استاد نقاشی روسیه نامید، او پرتره هاییی از مردمان و از اشخاص را از همه جنبه های زندگیشان به تصویر می کشید، از اشراف گرفته تا دهقانان. وی از یک طبقه بسیار ضعیف و فقیر سربرآورد و تا موفقیت های بسیار بالا پیش رفت. همین موضوع قدرت برقرای ارتباط با تمامی طبقات جامعه را به او داد. سبک کار او بسیار به اساتید اروپای قدیم خصوصا رامبراند نزدیک بود، و به خاطر همین در برخی محافل به وی لقب رامبراند روسی داده اند.


اثر دیگری از رپین

اثر دیگری از رپین


نکته جالب در مورد این استاد بزرگ این است که وی معلمهای نسبتا زیادی در مقایسه با دیگر اساتید روسی مثلا والتین سرف داشت، و از اکثر آنها تاثیرات زیادی در کارهایش گرفت. او طراحی و نقاشی فرم بدن انسان را از ایوان کرومسکوی فرا گرفت، هر چند که در رنگ آمیزی به واقع سبک سیاق منحصر به فرد خود را داشت. رپین در پرتره های خود از رنگهای قوی و اشباء شده استفاده میکرد. اما هر دو هنرمند از ترکیب بندی های ساده در کار استفاده می کردند. پائول چیستااکوف به او یاد داد که چگونه احساسات و تم های روانشاختی را در کار خود بگنجاند و همین امر باعث تاثیر گذاری بیشتر کارهای وی در طبقات اجتماعی گوناگون شد، و از رپین یک نقاش نه صرفا واقع نگار ساخت. در پس پرتره های ساده ای که وی به تصویر می کشید در عین حال نقل و حکایتی وجود داشت این استاد بزرگ هرگز اثری را بدون پیام خلق نکرد.

رپین نقاش بسیار سریعی بود، او توان این را داشت که یک نقاشی پرتره را در عرض چند روز به پایان رساند. او اغلب کشیدن جزییات بسیار ساده را در آثارش به عهده شاگردان خود می گذاشت. رپین آخرین اثر نقاشی خود را با عنوان هوپاک در سال 1930 به تصویر کشید، این استاد بزرگ در 29 سپتامبر 1930 در خانه شخصی خود در فلاند در گذشت.


گرد آوری و تهیه مطالب: جواد اکبر زاده


مؤکداً از مراجعه حضوری از ساعت ۱۶ به بعد خودداری نمایید          آموزشگاه هنرهای تجسمی ایکاروس سه شنبه ها تعطیل است