هانری دو تولوز لوترک، نقاش و گرافیست

نویسنده: ایکاروس، تاریخ: یکشنبه، ۲۴ آذر ۱۳۹۸

آنری (هانری) دو تولوز لوترک، نقاش و گرافیست فرانسوی و یکی از چهره های هنری مهم اواخر قرن نوزدهم می باشد. وی نقاش، طراح، چاپگر، کاریکاتوریست و تصویر ساز بود. زندگی تئاتر گونه آن دوران شهر پاریس به لوترک اجازه داد که دست به خلق آثاری زیبا، ظریف و باشکوه بزند. ناگفته نماند که برخی مواقع به دلیل مصلحت جویی و تلاش برای فروش آثار و موفقیت در مارکت دست به تولید آثار تا حدودی سخیف نیز زد. لوتورک را می توان یکی از مهمترین چهره های حلقه دوران پست امپرسیونیسم به شمار آورد. وی را در میان هنرمندانی مانند پل سزان، وینسنت ونگوگ و پل گوگن قرار داده اند. وی را به واقع می توان وامدار امپرسیونیست ها به شمار آورد. خصوصا آن دسته از هنرمندان که دستمایه های فیگوراتیو در آثار آنها مشهود می باشد. لوترک از افرادی مانند مانه و دگاس (یا دگا) بسیار تاثیر گرفته است. همینطور از نقاشان دوره کلاسیک ژاپن تاثیرات مشهودی داشته است. در دوران این هنرمند، نگاه نقاشان زیادی در پاریس به آثار کلاسیک ژاپنی بوده است و تاثیرات زیادی را در آثار خود از این هنرمندان بازتاب داده اند.


هانری دو تولوز لوترک

هانری دو تولوز لوترک


وی با نام کامل آنری ماری رمون دو تولوز- لوترک- مونفا، در 24 نوامبر 1864 در یک قصر خانوادگی در یکی از شهرهای جنوب فرانسه به دنیا آمد. وی در یکی از معتبرترین خانواده های فرانسه به دنیا آمد. نسب این خانواده به یکی از مهمترین خاندان ها در دوران قبل باز می گشته است که ظاهرا برای مدت طولانی در مناطق نسبتا وسیعی از فرانسه فرمانروایی می کرده اند. در این خاندان سربازان نام آوری نیز وجود داشتند. اما با این حال آنها ظاهرا به هنر و خصوصا نقاشی نیز ارج و بها داده و به آن علاقمند بوده اند. تا جایی که جمله ای از مادر بزرگ لوترک باقی مانده که در آن می گوید اگر پسران من به شکار پرنده بروند ممکن است یکی از این سه کار را انجام دهند: یا به آن شلیک می کنند، یا آنرا می خورند و یا آن پرنده را طراحی خواهند کرد. همانطور که قبلا گفته شد خانواده لوترک از خاندانهای سرشناس فرانسه بودند و در منطقه خود کنت به حساب می آمدند. در بین این خاندان ازدواجهای بین فامیلی بسیار مرسوم بوده است. آنها عقیده داشتند که با این روش خون آنها پاک مانده و اصالت آنها حفظ خواهد شد و فرد غریبه ای وارد نسل و خون آنها نخواهد شد. طبیعتا این نوع از ازدواجها عواقب سنگینی داشت. از به خطر افتادن سلامتی فرزند گرفته تا عدم سازگاری دو زوج با همدیگر، چراکه اغلب این ازدواجها از سر اجبار بوده است. پدر لوترک کنت آلفونسه بود. وی انسانی نامتعارف و خوشگذران و عاشق سوارکاری و شکار بود و همینطور وقت گذراندن در هوای آزاد را بسیار دوست می داشت و آنرا مفید می شمرد به طوری که در نامه ای به لوترک اینچنین می گوید: فرزندم به خاطر داشته باش که هیچ چیز مانند هوای آزاد و نور روز برای سلامتی انسان مفید نیست. هر موجود محروم از آزادی به زودی پژمرده شده و مرگ زود هنگام او فرا خواهد رسید. اگر روزی تلخی زندگی به سراغ تو آمد به دل طبیعت برو. اسب، سگ و شاهین به تو کمک خواهند کرد که مصائب را از سر بگذرانی.


لوترک در زمان کودکی

لوترک در زمان کودکی


با وجود اینکه این گفتارها خیلی با خصوصیات اخلاقی و علائق هنری وی سازگار نبود، اما ظاهرا لوترک این کلمات را دوست داشته و در لحظات سخت و ناخوشایند زندگی تسلی بخش وی بوده است. با این حال لوترک زندگی و وقت گذراندن در کافه های تاریک و دود آلود زیر سقف را به هوای آزاد و نور روز ترجیح میداد. رابطه این هنرمند بزرگ با مادر خود دارای تناقضات و پستی و بلندی های زیادی بود. مادرش زنی قدرتمند و در عین حال پرهیزکار و با اخلاق محسوب میگشت. در کنار این خصوصیات، او زنی مهربان و دوست داشتنی نیز به شمار میامد. لوترک با مادر خود عدم تفاهم های بسیاری داشت و بعضا روابط این دو دچار اصطکاک می شد. اما مادر، هرگز فرزند خود را تنها نگذاشت و پیوسته و حتی در شرایط سخت نیز در کنار فرزند خود باقی ماند. کودکی لوترک یک دوران ایده آل و شاد به حساب می آمد. زندگی در یک قصر و یا قلعه، بازی کردن با همسن های خود و همینطور پسر عموها در کنار حیواناتی مانند اسب ها، سگها و شاهین برای یک کودک در سن و سال او بسیار جذاب و شاد می نمود. پدر و مادر توجه زیادی را معطوفش می کردند و با این که این زوج پس از درگذشت فرزند دوم جدا از هم زندگی می کردند، اما این موضوع نتوانست از نظر روحی به لوترک کوچک ضربه بزند. پس از مدتی لوترک با پدر به مشکلاتی خورد و پس از آن بود که محل اقامت پدر را ترک کرده و برای زندگی به نزد مادر خود رفت. زندگی هانری با مادر خود دارای یک نکته اساسی بود و اینکه با توجه به بیماری مادرزادی لوترک مادر هرگز فرزند خود را تنها نگذاشت و همیشه مراقب و پشتیبان بزرگی برای او بود. حتی زمانی که لوترک زندگی سبک بوهمین را برای خود برگزید مادر از مراقبت و سرکشی به فرزند خود فروگذار نکرد. در سال 1872 لوترک به همراه مادرش به پاریس رفت و در آنجا در یک مدرسه هنر مشغول به تحصیل شد. در این محیط با اشخاص مهمی آشنا شد که در زندگی هنری او نقش بسزایی را ایفا نمودند. موریس جویانت که بعدها تبدیل به دوست نزدیکش شد و نقاش حیوانات رنه پرینسئو که از دوستان پدر او نیز بود جزو این افراد بودند. هر دوی این هنرمندان استعداد و پشتکار لوترک را در نقاشی تایید کردند و به تشویق او برای ادامه کار در رشته نقاشی پرداختند. از طرف دیگر لوترک از سن چهار سالگی به کار نقاشی پرداخته بود و کاملا با دنیای هنر آشنا و عجین بود. از سن ده سالگی مشخص شد که لوترک دچار بیماری می باشد و حال جسمانی او رو به وخامت گذاشت. در بدنش نوعی اختلالات استخوانی به وجود آمد که باعث درد شدید در بدن می شد. این، بیماری ای بود که به صورت ژنتیک و ارثی منتقل می شد. این بیماری به نام پیکنودیزوستوزی یا سندروم تولوز لوترک !! نیز شناخته می شود. مادر بسیار نگران وضع سلامت فرزند خود شد و شروع به تلاش در جهت درمانش کرد. مادر لوترک وی را به نزد پزشکان متخصص برد و انواع راهها را در جهت درمان وی امتحان کرد. اما هیچ کدام از درمانها نتیجه ای در پی نداشت و حتی در تسکین درد نیز بی فایده بود. کم کم فیزیک وی نیز دستخوش تغییرات ناخوشایندی شد. فرم لبها به حالت بدی درآمد و تغییراتی در حالات صورت شکل گرفت که باعث بد قیافه شدنش گردید. پس از مدتی مشکل تلفظ کلمات نیز به مشکلات او اضافه شد و در تلفظ لغات دچار سختی و دشواری گردید. این مسائل باعث شد که لوترک در یک بیمارستان به مدت طولانی بستری شود و بدنبال این امر، در آن محیط وقت آزاد زیادی بدست بیاورد و از طرفی چون در این مدت قادر به انجام کار خاصی نبود، بنابراین به طراحی و نقاشی روی آورد و دست به خلق آثار زیادی زد و به تمرین در طراحی و نقاشی پرداخت. آثاری که از این دوره از وی به جا مانده دارای خصوصیات چشمگیری می باشد. خصوصیاتی چون حرکتهای دست آزاد و طراحی های جسورانه. همینطور خطوط محکم و مطمئن. از طرفی دیگر نوعی تکنیک زیبا و ناب در این آثار ملاحظه می شود. موضوع این اولین آثار وی، که تا حدی جنبه تجربی هم داشتند سوارکاری بود. با توجه به شرایط فیزیکی که داشت نمی توانست سوارکاری کند. بنابراین سوارکاری و به تصویر کشیدن اسبها را موضوع نقاشیهایش قرار داد.


یک نقاشی اثر تولوز لوترک

یک نقاشی اثر تولوز لوترک


پدر هانری، همیشه آرزوی یک پسر قوی را داشت که بتواند به سوارکاری و کارهای سخت مردانه دست بزند. اما اکنون پسرش تبدیل به انسانی شده بود در قامت بچه ای که قدش حداکثر به 152 سانتی متر می رسید. سرانجام پدر شرایط موجود را پذیرفت و با آن کنار آمد. پدر با آگاهی به اینکه لوترک به نقاشی علاقمند می باشد شروع به تلاش برای موفقیت فرزند خود کرد. از آنجا که او شخصی با نفوذ بود در میان دوستان خود پسرش را به چند نقاش مشهور معرفی کرد. افرادی چون پرینستئو، جان لوئیز براون و ژان لوئیز فروین او را تشویق به رفتن به آکادمی و فراگیری آموزشهای اصولی کردند. لوترک در ابتدا به کلاسهای الکساندر کابانل تمایل پیدا کرد. این نقاش با نمایش آثار خود در سالن پاریس تمجید همگان را کسب کرده و در میان جامعه هنری شهرت قابل توجهی بدست آورده بود. اما هانری به دلیل درخواست کار زیاد از سوی این استاد از رفتن به کلاسهای وی منصرف شد.


یک طراحی از لوترک

یک طراحی از لوترک


با وجود مهارت نسبتا قابل قبول تکنیکی به این موضوع واقف بود که این حد از دانش و تکنیک برای خلق آثار برتر هنری کافی نیست و حتما می بایست زیر نظر یک استاد خبره دوره آکادمیک را بگذراند. به همین منظور در آپریل 1882 تصمیم به شرکت در کلاسهای لئون بونات کرد. بونات یک نقاش بسیار مشهور در پاریس بود و در تمام جامعه هنری آن دوران شناخته شده بود. کمی بعد ادوارد مونک نیز زیر نظر همین استاد نقاشی دوره آکادمیک خود را گذراند.


پرتره ونگوگ اثر لوترک

پرتره ونگوگ اثر لوترک


برنامه درسی و آموزش بنات متشکل از یک سری تمرینهای طراحی بسیار منظم و دقیق بود. لوترک علیرغم دشواری و سنگینی این برنامه آن را با تلاش و پشتکار بسیار به انجام رسانید. لوترک نقل می کند که استاد یک بار بدین گونه با او صحبت کرده است: نقاشی هایت اصلا بد نیست! این یکی عالیه! اما طراحی هایت افتضاح هستند! احتمالا دلیل اصلی این موضوع تا حد زیادی مضمون گرافیکی گونه طراحی های لوترک می باشد که به مذاق استاد بزرگ آکادمیک خوش نیامده است. لوترک پس از مدتی دوره آکادمیک را رها کرد و دست به تاسیس آتلیه خود در منطقه مون‌مارتر در شمال پاریس زد. این انتخاب هنرمند بزرگ انتخابی معنادار بود. در واقع وی یک منطقه که با ریشه اشرافی وی در تضاد بود را انتخاب کرد و به سراغ محله های اشرافی پاریس نرفت. این هنرمند بزرگ منطقه حومه پاریس را انتخاب کرد، محله ای با جنب جوش بسیار و سرزنده و تا حدی شلوغ. این منطقه مملو از خیاباهای رنگارنگ و کافه های گوناگون و شلوغ بود. در میان همه این موارد در این منطقه می بایست به مکانهایی بد نام و مرموز نیز اشاره کرد که در این قسمت از شهر وجود داشتند.


یک اثر از هانری دو تولوز لوترک

یک اثر از هانری دو تولوز لوترک


این عمل لوترک خانواده وی را خشمگین کرد. مادر به هیچ عنوان زندگی فرزند خود را درچنین محله سطح پایینی تاب نمی آورد و پدر در هراس رفتن آبروی خانواده بود. احتمالا به همین دلیل لوترک اولین آثار خود را با نام اصلی امضا نمی کرد و از نامهای مستعاری مانند تركلائو و لاوتك استفاده می کرد.


تولوز لوترک در استودیوی شخصی

تولوز لوترک در استودیوی شخصی


با شخصیت کاریزماتیک و در عین حال شوخ طبعی که داشت خیلی زود با ساکنین منطقه دوست شد و ارتباط گرفت. خیلی زود شروع به ترسیم آثاری در مورد کافه های آن منطقه کرد و در این آثار به واقع می توان جریان زندگی و شور و حال آنرا مشاهده نمود. لوترک به شرکت در محافل روشنفکری علاقمند بود و پیوسته با این اجتماعات در تماس بود. یکی از دوستان وی نقل می کند که لوترک دارای یک روحیه خاص بود که بواسطه آن می توانست تقریبا با تمام اشخاص پیرامون خود ارتباطی صمیمانه و نزدیک برقرار کند. لوترک هرگز حاضر نبود به قیمت آزار و اذیت کسی، به منفعتی برای خود دست پیدا کند. بدن معیوبش به هیچ عنوان مانع از گوشه گیری نشد و در عین حال شخصی محبوب در میان جمع به حساب می آمد.


در مولن روژ اثر لوترک

در مولن روژ اثر لوترک


اثری که در بالا ملاحظه می نمایید در مولن روژ نام دارد. لوترک در این اثر محلی به نام کاباره مولن‌روژ پاریس را به تصویر کشیده است. خود لوترک نیز در قسمتی از این اثر دیده می شود. لوترک در کنار نقاشی، گرافیست چیره دستی نیز به حساب می آمد. روحیه پر کار و خستگی ناپذیر او باعث شده بود که حجم وسیعی از تکنیکهای گوناگون را به امتحان و آزمایش بگذارد و همین امر از وی یک گرافیست فوق العاده ساخته بود. علاقه بی مثال به طراحی باعث شده بود که از سنین کودکی به این کار اشتغال بورزد و همین موضوع کمک بسیار بزرگی برای فرا گرفتن سریع چاپ دستی و لیتوگرافی بود. هنگامی که با هنر لیتوگرافی آشنا گشت به سرعت توسط نشریات سطح بالا و معتبر آن دوران دعوت به همکاری شد. قدم گذاشتن این هنرمند بزرگ به عرصه پوستر و گرافیک منجر به انقلابی در این حوزه هنری شد. منتقد مشهور هنری جولیو کارلو آرگان در این مورد گفته: لوترک نیز مانند ونگوگ به تحقیق و مطالعه چاپ ژاپنی پرداخت. اما هدف لوترک در این ژانر کاملا متفاوت بود. وی به دنبال خلق یک نوع ریتم خاص بود که بیننده را به خود جذب کرده و به دنبال خود بکشاند. و همین موضوع یک امر بسیار مهم تلقی می شد که خود منجر به به وجود آمدن یک ژانر جدید در صنعت گرافیک شد. طراحی جلد یک مجله که قادر به جذب توده عوام مردم باشد، این کار بسیار متفاوت از به تصویر کشیدن یک تابلوی نقاشی است. در واقع در این ژانر هنرمند به دنبال برقراری نوعی ارتباط ساده و سریع با مخاطب خود می باشد. لوترک برای اولین بار در سطحی بسیار عالی به این هدف نائل شد.


یک پوستر از لوترک

یک پوستر از لوترک


تولوز لوترک یکی از هنرمندان بود که در طول زندگی خود با مشقات فراوانی دست و پنجه نرم کرد. در ابتدای کار موفقیت چشمگیری بدست نیاورد و بسیاری از منتقدین هنری بر آثارش تاختند و نقدهای بسیار منفی و بعضا ناجوانمرادنه ای را نثار وی کردند. سرانجام این هنرمند بزرگ و صاحب سبک در نهم سپتامبر 1901 درگذشت. علیرغم عمر کوتاهی که داشت اما تغییرات بزرگ و عظیمی را در هنر جهان از خود برجای گذاشت. در سال 1922 موزه ای با نام این هنرمند در شهر البی فرانسه تاسیس شد و مجموعه ای از آثارش را در این موزه به نمایش گذاشتند. کمی پس از بازگشایی موزه، لوترک شهرت جهانی پیدا کرد و آثارش مورد توجه قرار گرفت. کمی بعد این هنرمند در زمره بزرگترین هنرمندان قرن نوزدهم دسته بندی شد. پس از آن برگزاری نمایشگهای متوالی از آثار او در اروپا و همینطور ایالات متحده شهرت وی را دوچندان کرد. در سال 1971 کاتالوگی از آثار این هنرمند منتشر شد که شامل 737 نقاشی، 4748 طراحی و 275 اثر آبرنگ بود. تولوز لوترک با عمر کوتاهی که داشت تبدیل به سمبل تلاش یک فرد هنرمند در پایان قرن نوزدهم شد. به واقع می توان او را یک هنرمند نفرین شده پنداشت. این هنرمند بزرگ در کنار نبوغ و مهارت تکنیکی خود، احساسات شدید روحی که در طول زندگی با آن همراه بود را دستمایه آثار خود می کرد. وی علیرغم خانواده ثروتمندی که داشت، اما زندگی ساده و در گوشه تنهایی را برگزید و در میان قشر ثروتمند و بوژوا باقی نماند. لوترک نیز بسان ونگوگ به نوعی با جامعه در هم می پیچید و ساختارهای آنرا در هم می شکست. ونگوگ دهقانان و کشاورزان و مردم محلی را به تصویر می کشید در حالی که لوترک تصاویر بارها و کافه ها و زندگی شبانه را به نمایش می گذاشت. وی در آثار خود انسانهای دست پایین را به نمایش می گذارد و آنها را به صورت با وقار و شرافتمند به تصویر می کشد.


تصویر لوترک

تصویر لوترک


گرد آوری و تهیه مطالب: جواد اکبر زاده





دیـــدگـــاه


دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ارسال نظرات




 


مؤکداً از مراجعه حضوری از ساعت ۱۶ به بعد خودداری نمایید          آموزشگاه هنرهای تجسمی ایکاروس سه شنبه ها تعطیل است