سر گذشت رامبراند ، نقاش نور و سایه

نویسنده: ایکاروس، تاریخ: سه شنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۸

رامبراند هارمنزون فان راین در پانزدهم جولای سال 1606 در لیدن هلند به دنیا آمده است. وی یکی از بزرگترین نقاشان و چاپگران سبک باروک در جهان می باشد. همچنین یکی از نقاشان سبک روایت گری است که توانایی بسیار بالایی در به تصویر کشیدن انسانها در حالات گوناگون را دارا می باشد. رامبراند را همچنین نقاش نور و سایه نیز می شناسند که در نقاشی واقع گرایی یک استاد مسلم و برتر می باشد. همچنین از وی به عنوان هنرمندی یاد می شود که به تصویر کشیدن زشتی ها را به زیبایی ها ترجیح می داده است.

رامبراند فرزند پنجم از ده فرزند خانواده بود که چهار نفر از آنها مرده بودند. برعکسِ تعداد بسیاری از نقاشان و هنرمندان آن دوران، وی از یک خانواده هنرمند و یا صنعت گر نبود. پدر وی یک آسیابان بود. مادرش در یک خانواده نانوا به دنیا آمده بود. نام رامبراند در هلند خیلی متداول نبود و اسم این هنرمند در دوران خود بسیار کم مورد استفاده برای نام گذاری افراد قرار می گرفت. وی در امضای آثار خود در دوران ابتدایی هنری بسیار محطاطانه از اسمش استفاده میکرد و در دوران جوانی با حروف مخفف (RH) آثار خود را امضا مینمود. اما در سن 26 سالگی شروع به امضای آثار خود با نام کامل رامبراند کرد. در این کار از هنرمندان بزرگ قرن پانزدهم و شانزدهم مانند میکل آنژ، تیسین و رافائل تقلید نمود. این هنرمندان نیز آثار خود را با اسم کوچک خود امضا میکردند.

به مانند بسیاری از کودکان هلندی آن دوران رامبراند نیز به مدرسه ابتدایی رفت. پس از چهار سال تحصیل به مدرسه لاتین در شهر لیدن رفته و در آنجا از سال 1616 تا 1620 به تحصیل متون کتاب مقدس و موضوعات کلاسیک پرداخت. در این دوران مدرسه روی افکارش تاثیراتی گذاشت و شاید سرمنشاء برخی از موضوعات نقاشی های تاریخی وی نیز همین مطالب و تحصیلات در این دوران بوده است. اولین بیوگرافیست رامبراند به نام جان جانسون اورللس در یک بیوگرافی نیم صفحه ای از او چنین نوشته است:

رامبراند پیش از پایان تحصیلات خود از مدرسه خارج شد و درخواستی را برای دیدن آموزش نقاشی ارسال کرد. احتمالا در 20 می سال 1620 در دانشگاه لیدن پذیرفته شده است. از حدود سال 1620 تا سالهای 1624 یا 25 به عنوان هنرجو شروع به فراگیری هنر کرد. رامبراند به عنوان یک هنرجو دو استاد داشت. اولین استاد او یک نقاش از شهر لیدن به نام جیکوب ون سوانبورگ بود که از پایه های ابتدایی هنر را از وی آموخت و سه سال نزد این استاد نقاشی شاگردی کرد. از محضر این استاد نقاشی قوانین پایه و آکادمیک هنر را در جهت تبدیل شدن به یک نقاش حرفه ای آموخت. جیکوب، استاد به تصویر کشیدن مناظر معماری بود و در عین حال مناظر جهنم و زیر زمین و همچنین مناظری شلوغ با المانهای بسیار را به تصویر می کشید. جیکوب به نقاش آتش ملقب گشته بود. در دوران رامبراند اینگونه نقاشی، طرفداران قابل توجهی داشت. شاید آموزش اولیه رامبراند توسط این نقاش و سبک خاص نقاشیهایش بود که بعدها باعث شد وی توجه خاصی به نور و سایه را در کارهای خود بروز دهد. اما دومین استاد رامبراند پیتر لاستمن می باشد. لاستمن یک نقاش اهل آمستردام بود و رامبراند به مدت شش ماه نزد وی آموزش دید. تقریبا به مانند استاد اول، لاستمن نیز مبانی نقاشی را آموزش میداد. اما از طرف دیگر این استاد جدید به او در فراگیری نقاشی سبک تاریخی نیز کمک شایانی کرد. رامبراند در کنار لاستمن به فراگیری و نقاشی کردن موضوعات کتاب مقدس و میتولوژی و تاریخی پرداخت. در قرن هفدهم میلادی، نقاشی، شامل ژانرها و طبقه بندی های گوناگونی می شد. یکی از پیچیده ترین و قابل توجه ترین سبکها، سبک نقاشی تاریخی بود که در بالاترین مرتبه نقاشی قرار داشت. دلیل این امر لزوم تبحر نقاش در حیطه وسیعی از تخصص ها بود. در این سبک از نقاشی هنرمند نقاش می بایست به نقاشی منظره، نقاشی طبیعت بیجان، معماری، نقاشی از حیوانات و انسان و همچنین به تصویر کشیدن لباسهای گوناگون تسلط و اشراف داشته باشد. اما در زمینه تاثیر پذیری اولیه رامبراند، نظریه ای نیز وجود دارد که بر اساس آن، نقاش نسبتا مشهوری به نام یان لیونس که همدوره و همکار رامبراند نیز بوده است بر آثار وی تاثیراتی داشته است. لیونس یک سال از رامبراند کوچکتر بود اما یک هنرمند با پشتکار بالا و فعالیت زیاد بود و به طور کل یک سال قبل از تصمیم رامبراند به انتخاب حرفه نقاشی، یک نقاش کامل به حساب می آمد.

رامبراند در طول دوران ابتدایی فعالیت هنری خود تعداد قابل توجهی پرتره مطالعاتی را به تصویر کشید. همینطور در طول فعالیت حرفه ای خود، زمانی که تبدیل به یک هنرمند شناخته شده و بزرگ شده بود نیز به این کار ادامه داد و در قالب چاپ دستی و نقاشی و همینطور در برخی موارد طراحی، دست به خلق پرتره های بسیاری زد که تعداد قابل توجه ای از این پرتره ها، سلف پرتره خود هنرمند می باشد که بعدها دستمایه مطالعاتی بسیاری از هنرمندان بزرگ دورانهای آینده گردید.


رامبراند ، سلف پرتره

رامبراند ، سلف پرتره


اگر بخواهیم از نظر موضوعی آثار وی را مورد بررسی و دسته بندی قرار دهیم میتوان آنها را به بخشهایی از قبیل موضوعات کتاب مقدس، تعداد نسبتا قلیلی آثار تاریخی، آثار اسطوره ای و نقاشی تمثیل گری دسته بندی کرد. وی در تکنیکهای نسبتا وسیعی مانند کار با رنگ روغن، چاپ دستی، جوهر و گچ به مهارت استادی دست یافت. رویکرد بسیار قابل توجه، زیبا و خاصی نسبت به فضا سازی و نور و همینطور طراحی های خطی، فرم و رنگ داشت. طراحی ها و چاپهای دستی اش، دارای تُنهای نوری بسیار زیبایی می باشد که در برخی موارد به صورت آرام و ملایم از تاریکی به روشنی رفته و گاهی اوقات نیز به صورت دراماتیک و اغراق شده دارای تضادهای نوری می باشند. یکی از آثار قابل توجه ای که میتوان بازی نور و سایه را به زیبایی در آن مشاهده کرد اثریست به نام نگهبان شب که در سالهای 1640 تا 1642 خلق شده است.


نگهبان شب اثر رامبراند

نگهبان شب اثر رامبراند


در حوالی سال 1628 رامبراند اولین کار چاپ دستی خود را خلق کرد. برعکس طراحی، چاپ دستی ارتباط خیلی نزدیکی با نقاشی ندارد. بدین معنا که نمیتوان چاپ دستی را به عنوان یک نوع تمرین و پیش طرح برای نقاشی در نظر گرفت. بنابراین شروع کار استاد هلندی در حوزه چاپ دستی می تواند تحولی معنا دار برای او باشد. از این رو می توان این رویداد را فصلی جدید در آثار این هنرمند تلقی نمود. وی در طول حیات هنری خود در حدود 300 اثر چاپ دستی خلق کرد. تجزیه و تحلیل آثار متقدم رامبراند در چاپ دستی ما را به این نتیجه خواهد رساند که وی در این رشته هنری، هنرمندی خودآموخته می باشد. اگر در آثار چاپ دستی هنرمندان مختلف این رشته در آن دوران کنکاش نماییم در خواهیم یافت که آنها از قوانین یکسانی در هاشور زدن و سایه روشن و نور و سایه در کارهای خود استفاده می کردند. همچینین خطوط در آثار آنها از نظم و قانون خاصی پیروی می کرده است. اما در آثار رامبراند خطوط بسیار آزادانه رسم شده اند و به بیان دیگر وی در این رشته هنری از قوانین خاص خود پیروی می کرده است.


یک نمونه از آثار چاپ دستی رامبراند

یک نمونه از آثار چاپ دستی رامبراند


وی به لطف تکنیک جدیدی که در چاپ دستی خلق کرد موفق به تولید آثاری بسیار منحصر به فرد و چشمگیر شد. با تلفیق تکنیک طراحی در چاپ و تولید فضاهای نقاشی گونه آثاری جدید و زیبا را خلق نمود. با توجه به اینکه اکثر این آثار دارای فضا می باشند وی با تلفیق این فضاها با نور و سایه های خاص خود دست به خلق آثاری بی همتا و چشم نواز زد. بازی نور و سایه در این آثار منجر به خلق یک اتمسفر کاملا خاص و منحصر به فرد شده است. در اوایل قرن هجدهم متخصصان شروع به مطالعه و جمع آوری آثار چاپ دستی رامبراند کردند و در این تحقیقات دریافتند که احتمالا وی کار چاپ این آثار را نیز شخصا برعهده می گرفته است. بسیاری از هنردوستان علاقه و تمایل بیشتری به چاپ دستی های رامبراند نسبت به نقاشی هایش نشان می دهند. گوئرچینو نقاش بزرگ ایتالیایی درباره رامبراند می گوید: به واقع من او را یک هنرمند بزرگ به حساب می آورم که در هنر چاپ استادی مسلم و بزرگ می باشد. در هنر معاصر نیز چاپهای دستی رامبراند کاملا قابل درک و مورد پذیرش می باشند و به هیچ عنوان به عنوان یک هنر قدیمی و تاریخی به حساب نمی آیند. در دوران پس از او با وجود ظهور ابزار جدید و امکانات بیشتر هرگز آثار وی فراموش نشد و کمتر اثری را می توان در چاپ دستی قوی تر از آثار وی سراغ گرفت.


موزه اَنّی گونی

موزه اَنّی گونی


در سال 1631 رامبراند به آمستردام نقل مکان کرد و در آنجا با مارکتیست آثار هنری به نام هنریک اولنبرگ آشنا شد. وی دارای ورکشاپهای بزرگ و کارگاههای مجهز در این شهر بود. ظاهرا یکی از دلایل اصلی که رامبراند را ترغیب به نقل مکان به آمستردام کرد همین فرد می باشد. به طور قطع کار کردن در شهر بزرگی مانند آمستردام و تبدیل شدن به استاد اصلی آن شهر کار ساده ای نبود. به همین علت رامبراند تصمیم گرفت که مدتی را در کارگاههای اولنبرگ به کار مشغول شود. به بیان دیگر وی به مدت چهار سال برای این تاجر آثار هنری کار کرد. وی احتمالا در طی این مدت سرپرست کارگاه اولنبرگ بود. رامبراند مدت نسبتا طولانی را مابین شهر لیدن و آمستردام مسافرت می کرد. با این حال وی تبدیل به یکی از اساتید اصلی شهر آمستردام شد و در سال 1634 با دختر برادر اولنبرگ ازدواج کرد.


کلاس درس آناتومی اثر رامبراند در استودیوی متعلق به اولنبرگ

کلاس درس آناتومی اثر رامبراند در استودیوی متعلق به اولنبرگ


در طول اقامت رامبراند در آمستردام همیشه حضور پررنگ روبنس در آثار وی احساس میشد. به بیان دیگر بسیاری از محققین آثار رامبراند، بر تاثیر آثار روبنس بر کارهای این نقاش بزرگ هلندی اذعان داشته اند. اگر بخواهیم در این زمیینه مثالی برای آثار رامبراند را ذکر کنیم میتوانیم به اثر فرود از صلیب اشاره نماییم. در این تصویر میتوان مشاهده کرد که رامبراند حالات میتولوژی و ابرقهرمانی روبنس در این اثر را به نوعی واقع گرایی زیبا و چشم نواز تبدیل کرده است. در این اثر بیننده رنج عمیق مسیح را توسط هنرنمایی رئالیستی استاد بزرگ به وضوح احساس می نماید.


فرود از صلیب اثر روبنس

فرود از صلیب اثر روبنس


فرود از صلیب اثر رامبراند

فرود از صلیب اثر رامبراند


به هر حال تاثیرات عمیقی که از آثار روبنس در کارهای خود گرفته است را نمیتوان انکار کرد. اما رامبراند در سالهای پایانی زندگی با شرایط سختی روبرو شد. او در این سالها به فقر و ورشکستگی مالی دچار شد. فقر مالی او مصادف با فقر و ورشکستگی بسیاری دیگر از هنرمندان بود. احتمالا یک بحران مالی شدید که به دلیل جنگ میان انگلستان و هلند در آن سالها پدید آمد عامل این بحرانهای مالی و ورشکستگی ها بوده است. این بحران بیش از دیگران به تولید کنندگان کالاهای لوکس ضربه زد و نقاشی های با شکوه و گرانقیمت رامبراند نیز از این قائده مستثنی نبوده اند. وی در سال 1658 خانه خود را فروخت و یک خانه در منطقه رازنگراخت اجاره کرد.


سنت ماتئو و فرشته اثر رامبراند

سنت ماتئو و فرشته اثر رامبراند


فقر به هیچ عنوان از احترام و بزرگی این هنرمند در زمان حیات وی کم نکرد. به طوری که در تمام محافل هنری و اشرافی از احترام بسیاری برخوردار بود. برای مثال دوک آینده توسکانا به نام کوزیمو د مدیچی به ملاقات وی میرود و در سفرنامه خود از وی به نام نقاش بزرگ و مشهور نام می برد. مدیچی فقط از دو هنرمند دیگر به غیر از رامبراند از این عنوان برای خطاب آنها استفاده می کند. مدیچی دو بار به ملاقات رامبراند رفت و در مرتبه دوم احتمالا یکی از سلف پرتره های هنرمند را خریداری کرده است. ظاهرا این اتفاق اندکی قبل از مرگ این هنرمند بزرگ روی داده است.


سنت ماتئو و فرشته اثر رامبراند

سنت ماتئو و فرشته اثر رامبراند


رامبراند به خاطر توانایی های برجسته اش برای شکل دادن به شخصیت انسان و احساساتش مشهور است. همانطور که قبلا نیز ذکر شد وی در حیطه وسیعی از متریال های گوناگون مانند گچ، مداد، سوزن، قلمو و... از تبحر و تسلط بالایی برخوردار بود. آثار وی دارای حس بسیار قوی و خلاقیت های خیره کننده ای می باشند. رامبراند به واقع استاد مسلم تصویر می باشد. وی همینطور تبحر خیره کننده ای در ایجاد هماهنگی زیبا بین نور، رنگ و سایه روشنهای مختلف را دارا می باشد و از این توانایی ها به طرز استادانه ای در جهت خلق صحنه های زیبا و تاثیر گذار بهره می برد. یکی دیگر از نقاط بارز این نابغه بزرگ و ستودنی مهارت خاص وی در شهود و کشف خصوصیات اشیاء اطراف خود بود. وی آنها را به طرز خارق العاده ای با بازی نور و رنگ به تصویر می کشید. ساخت و ساز رنگی وی در به تصویر کشیدن انسانها، حیوانات و اشیاء پیرامون به ما درک قدرتمند و بسیار عمیق وی را از جزییات و بافتهای خاص آنها را نشان می دهد. اما وی تمام این خصوصیات را به شکلی نوآورانه و جدید به نمایش می گذارد. به طوری که اثارش برای مدتها سرمشق و سرآمد هنرمندان دوران آینده شده است. به واقع میتوان او را در دایره اولین هنرمندان مدرن جهان قرار داد. در واقع رامبراند تنها یک نقاش نبود. او مبتکر نوعی جدید از نقاشی بود که تبدیل به یکی از سبکهای سرآمد نقاشی در جهان شد. وی در هنر نقاشی انقلابی ایجاد کرد که تا مدتها بعد پیروان و دنبال کنندگان بسیاری در هنرهای بصری و تصویری پیدا کرد. به راستی اگر بخواهیم وی را در دنیای نقاشی با هنرمندانی مقایسه نماییم میتوانیم از فرانسیس گویا و تیسین نام ببریم. همینطور اگر بخواهیم از مشابه وی در دنیای موسیقی نام ببریم میتوان از وردی و بتهوون یاد کرد.


اثر زیبای رامبراند با عنوان انجمن صنایع دستی

اثر زیبای رامبراند با عنوان انجمن صنایع دستی



گرد آوری و تهیه مطالب: جواد اکبر زاده


>

مؤکداً از مراجعه حضوری از ساعت ۱۶ به بعد خودداری نمایید          آموزشگاه هنرهای تجسمی ایکاروس سه شنبه ها تعطیل است