در باره سبک پست امپرسیونیسم

نویسنده: ایکاروس، تاریخ: سه شنبه 23 مرداد 1397

پست امپرسیونیسم طیف گسترده ای از سبک های هنری متمایز را در بر می گیرد، که در همه آنها یک انگیزه اصلی وجود دارد، که همانا مطالعه و تمرکز بر روی نور می باشد. این نکته ارتباط مستقیم و قوی با سبک امپرسیونیسم کلاسیک را دارا می باشد. این طیف گسترده از سبکها، در زیر پرچمی به نام پست امپرسیونیسم قرار می گیرد، در این گروه نئوامپرسیونیسم هایی مانند ژرژ پیر سورا، تا سبملیسم با شکوه پل گوگن قرار می گیرند. این جنبش در زمانی رخ داد که هنرمندان سنتی تلقی خود از هنر را تغییر داده و درگیر موضوعات اجتماعی که ارتباط مستقیم با توده مردم عادی داشت شدند. این هنر بر روی جنبشهای هنری بسیاری در قرن بیستم مانند جنبش هنری اکسپرسیونیسم و جنبشهای فمینیست هنری تاثیرات زیادی گذاشت. سمبل گرایی و پرداختن به مفهموم در نقاشی در این سبک هنری از اهمیت زیادی برخوردار شد، هنرمندانی مانند پل گوگن و ونسون ونگوگ مثالهای خوبی در این زمینه می باشند. بینش و مشاهده خاص جهان پیرامون و به تصویر کشیدن آن در یک بعد ذهنی با تفسیر روانشناختی خاص از رنگها و نورهای به کار برده شده از آن را می توان از خصایص این سبک هنری پیچیده نام برد. به بیان دیگر در پست امپرسیونیسم نقاشی به تصویر کشیده شده یک واسط و یک رابط بین احساسات درونی هنرمند و بیننده می باشد، هرچند شاید بتوان گفت که این پدیده در تمام سبکهای هنری کم و بیش موجود می باشد اما در این سبک بر این نکته پافشاری و تاکید بیشتری می شود.


اثری از پل گوگن

اثری از پل گوگن


ساختارگرایی، نظم، و افکتهای رنگی و نوری و ظرافتهای تصویری در کارهای نقاشان پست امپرسیونیسمی مانند سزان ، ژرژ پیر سورا، پل ویکتور ژولس سینیاک به چشم می خورد. تاکید آنها برای به تصویر کشیدن محیط اطراف، بیشتر با استفاده از نشان دادن رابطه رنگها و اجسام با یکدیگر بود تا به تصویر کشیدن مستقیم فضا و اجسام. به طوری که این هنرمندان بیشتر به موضوع اصلی در کار می پرداختند و وقت کمتری را به نقاشی اجسام و المانهای اطراف موضوع اختصاص میدادند. نکته دیگری که در این سبک حائز اهمیت می باشد این است که با وجود سر برآوردن بسیاری از سبکها و گرایشات شخصی از دل سبک پست امپرسیونیسم، بسیاری از هنرمندان این سبک گرایش نسبتا زیادی به فکوس کردن بر روی بافتها و فرمهای آبستره پیدا کردند. آنها به سرعت به فرمهای آبستره در روی سطح بوم و به تصویر کشیدن اشیاء با استفاده از این روش علاقمند شدند.

منتقدان هنری در این سبک به دو دسته بزرگ تقسیم شدند: یک دسته گرایشات هندسی در به تصویر کشیدن اجسام و موضوعات داشتند، که گرایشات این گروه منجر به متولد شدن سبک کوبیسم شد و دسته دیگر تمایلی به هندسی کردن نداشتند، که این دسته به طرف اکسپرسیونیسم انتزاعی گرایش پیدا کردند.


اثری از ونگوگ

اثری از ونگوگ


بعد از یکی از آخرین نمایشگاههای امپرسیونیست ها در سال 1886 هنرمندان جوان و منتقدان، گرایش هایی به تغییر در سبک های هنری سنتی پیدا کردند. آنها احساس کردند که سبک امپرسیونیسم پاسخگوی گرایشات آنها به مطالعه و تمرکز بر روی نور طبیعی و همینطور دید مفهومی تر نسبت به هنر می باشد. در نهایت سبک جدیدی از این گرایشات سر برآورد که سبک پست امپرسیونیسم نامیده شد. مطمئنا به مانند جنبش امپرسیونیست خواستگاه سبک پست امپرسیونیست نیز پاریس بود، اما هنرمندان این سبک جدید تمایلی برای به تصویر کشیدن صحنه های شهری نداشتند، بنابراین این هنرمندان به طرف محیط های خارج از شهر و مناظر طبیعی گرایش پیدا کردند. به طوری که سزان به طرف پرون که یک روستا با مناظر طبیعی زیاد بود رفت، ونگوگ برای نقاشی به جنوب فرانسه رفت و گوگن به کشور تاهیتی سفر کرد. به طور کلی برای این سبک نمی توان تاریخ شروع بسیار دقیق در نظر گرفت، زیرا این سبک از دل امپرسیونیسم کلاسیک سر برآورد و آرام آرام به طرف کامل شدن و تبدیل شدن به یک سبک مستقل پیش رفت.

اما اصطلاح پست امپرسیونیسم به طور رسمی در سال 1906 استفاده شد، و بار دیگر در سال 1910 توسط نقاش معروف و استاد دانشگاه کمبریج راجر الیوت فرای مورد استفاده قرار گرفت. این اتفاق در یک نمایشگاه در گالری گرافتون لندن که توسط فرای برنامه ریزی شده بود افتاد، او عنوان این نمایشگاه را مانه و پست امپرسیونیست گذاشت.


پوستر مربوط به نمایشگاه پست امپرسیونیست در لندن

پوستر مربوط به نمایشگاه پست امپرسیونیست در لندن


سه هفته قبل از نمایشگاه فرای منتقد هنری به نام فرانک روتر در یک مجله هنری خبری در تاریخ 15 اکتبر 1910 از عنوان پست امپرسیونیسم استفاده کرد، این اتفاق زمانی روی داد که این منتقد هنری به مرور آثاری در سالن پاییز پاریس پرداخته بود و در آنجا نقاش سبک فوویسم به نام اتون فریس را یکی از رهبران سبک پست امپرسیونیسم نامید. اغلب هنرمندان نمایشگاه فرای، جوان بودند، وی در شرح این نمایشگاه چنین عنوان می کند: به عقیده من نام بردن از این هنرمندان ضروری بود، زیرا من نمیخواستم که نمایشگاهی که من برپا ساخته ام زیر عنوان امپرسیونیسم قرار گیرد، اکثر این هنرمندان جوانتر از آن هستند که ما بخواهیم آنها را هنرمند امپرسیونیسم خطاب کنیم! از طرف دیگر من به این دلیل نام «پست امپرسیونیسم» را برای نمایشگاه انتخاب کردم که از هر گونه تعهد و ارتباط با سبک امپرسیونیزم پرهیز کنم.


ثر پل سیناک

اثر پل سیناک، تصویر فلیکس فلئون یکی از اولین کیوریتورهای تاریخ هنر جهان


جان روالد تاریخ نویس هنری آمریکایی قلمرو پیشگامان پست امپرسیونیست را بین سالهای 1886 تا 1892 می داند. او دوره اول پست امپرسیونیسم ها را از ونگوگ تا گوگن می داند و نیمه دوم آنرا بین گوگن و ماتیس مشخص می کند. او می گوید که این دوره ها به طور کامل جنبش پست امپرسیونیسم را پوشش می دهد که در قرن نوزدهم و بیستم قرار دارند. روالد بر روی فعالیتهای چهار نقاش معروف (ونگوگ،گوگن، سورا و اودیلون ردون) تاکید می نماید.

هر چند که خواستگاه اصلی این سبک فرانسه بود اما این جنبش هنری به سرعت به خارج از فرانسه نیز سرایت کرد. به طوری که نقاشان قدرتمند خارجی به غنای این سبک افزودند و تئوری های هنری قابل توجهی را به این سبک اضافه کردند. در نروژ نقاش بزرگ این کشور (ادوارد مونش) تاثیر بسیاری در کمال و تحول این سبک داشت، و از دل این سبک هنری روش و سبک شخصی خود را استخراج کرد. وی با استفاده از رنگهای تاثیر گذار این سبک و تلفیق آن با نقاشی های آبستره به سبک بسیار قابل توجهی در بیان احساسات درونی رسید که این موضوع تاثیر بسیاری بر هنرمندان سبک اکسپرسیونیسم بر جای گذاشت. مثال بارز دیگر در استفاده از تکنیکهای پست امپرسیونیستی و تلفیق آنها با سبکهای شخصی، نقاش بلژیکی معروف «جیمز انسور» می باشد، او از اشباع های رنگی که در دنیای پست امپرسیونها به وفور به چشم میخورد در کارهای خود بهره های بسیاری برد. و با این کار سبک شخصی و بسیار تاثیر گذار خود را خلق کرد.


بخشی از تابلوی ادوارد مونش

بخشی از تابلوی ادوارد مونش


همانطور که قبلا ذکر آن گذشت افراد نسبتا زیادی در ابداع اصطلاح پست امپرسیونیزم نقش داشتند اما یکی از مهمترین چهرها در ثبت این نام در متون تاریخ هنر، تاریخ نویس مشهور آمریکایی جان روالد می باشد. همانطور که از نام این سبک بر می آید طبیعتا این جنبش از دل سبک امپرسیونیسم سر برآورد و مطمعنا هنرمندانی امثال آگوست رنوار و کامیل پیسارو نیز در آن نقش تعیین کننده و به سزایی داشته اند. این جنبش هنری یکی از مهم ترین و تاثیر گذار ترین جنبش های هنری قرن نوزدهم و بیستم می باشد، به طوری که تا مدتها و حتی تا امروز نیز می توان تاثیرات آن را بر روی دنیای هنر و نقاشی مشاهده کرد.


گرد آوری و تهیه مطالب: جواد اکبر زاده


مؤکداً از مراجعه حضوری از ساعت ۱۶ به بعد خودداری نمایید          آموزشگاه هنرهای تجسمی ایکاروس سه شنبه ها تعطیل است