زندگینامه و آثار پل سزان

نویسنده: ایکاروس، تاریخ: دو شنبه، ۹ تیر ۱۳۹۹

پل سزان نقاش فرانسوی و یکی از بزرگترین و تاثیرگذارترین نقاشان دوره پست امپرسیونیسم می باشد. آثار این نقاش بزرگ تاثیرات عمیقی را بر روی نقاشان قرن بیستم و سایر ادوار هنری از خود بر جای گذاشته است. یکی از جنبشهای بسیار قابل توجه و بزرگی که از این هنرمند نامدار تاثیر مشهود و فراوانی گرفت، جنبش کوبیسم بود. هنر سزان در طول عمر هنری اش، در اکثر مواقع مورد سوء برداشت قرار گرفت و تا حد زیادی بی اعتبار محسوب میگشت. یکی از مهمترین دلایل این امر اصرار ورزیدن او به قرائت شخصی خود از هنرش بود و همین موضوع باعث دوری جستن وی از امپرسیونیست ها بوده است.


پل سزان

پل سزان


پل سزان در نوزدهم ژانویه ۱۸۳۹ در شهر اکس‌آن‌پروانس در یک خانواده بورژوای ثروتمند به دنیا آمد و تحصیلات کلاسیک خود را در یک کالج معتبر سپری نمود. از آنجایی که پدر وی یک بانکدار موفق بود تصمیم گرفت وی را نیز در حرفه خود وارد کند و بدنبال آن، پل در سال 1858 وارد دانشگاه حقوق شد. او هیچ اشتیاق و علاقه ای در رشته حقوق از خود نشان نداد و بنابراین تحت حمایت مادر خود، پدر را راضی کرد که در رشته نقاشی و در پاریس به تحصیل بپردازد. اولین اقامتش در پاریس تنها پنج ماه به طول انجامید و به این نتیجه رسید که به اندازه همکلاسی هایش از توانایی و استعداد کافی برای یادگیری تکنیک های نقاشی برخوردار نیست و همین امر سبب افسردگی و عدم تعادل شخصیت در او شد. سزان تنها به دلیل ترغیب و تشویق های دوست خود امیل زولا به یادگیری ادامه داد. اما در نهایت به اکس‌آن‌پروانس بازگشت و تصمیم به اشتغال در کار بانکداری در کنار پدرش گرفت. اما مجددا دچار تردید شده و پس از یک سال دوباره به پاریس بازگشت. به هر روی دوره شکل گیری هنرش از سالهای 1858 تا سال 1872 به طول انجامید و در طول این سالها، به صورت متناوب در بین پاریس و اکس‌آن‌پروانس در سفر بود. اوایل دهه 1860 دوران اوج شور و فعالیتهای ادبی و هنری در پاریس بود و رویارویی میان نقاشان سبک رئالیسم به رهبری گوستاو کوربه و پیروان آکادمی پاریس در جریان بود. آکادمی در نمایشگاه سالیانه آثار نقاشان رئال را رد می کرد و فقط نقاشی های با سبک نئوکلاسیک و یا رمانتیسم را برای نمایش می پذیرفت. در سال 1863 امپراتور فرانسه در مقابل سالن آکادمی، سالنی را تاسیس کرد که به سالن ردیها (Salon des Refusés) مشهور شد. در این سالن آثاری که توسط آکادمی مردود اعلام می شد به نمایش در می آمد.


سزان 1879

سزان 1879


آثاری که در این سالن به نمایش در می آمد مورد نقد شدید منتقدین قرار می گرفت و همین امر منجر به تند تر و انقلابی تر شدن روحیه شرکت کنندگان در این سالن می شد. پل سزان نیز به واسطه سبک نامتعارف و جدید خود به طرف این سالن جذب شد و در حلقه جمعی از مشهور ترین و بزرگترین هنرمندان این سالن قرار گرفت. افرادی مانند ادوار مانه، کامی پیسارو ، کلود مونه، پیر اُگوست رنوآر و اِدگار دِگا. اغلب این هنرمندان در قرن بیستم فعالیت کرده و به نوعی نیز سبک شخصی خود را دنبال می کردند. به طور کل می توان گفت که امیل زولا، تنها دوست نزدیک و وفادار سزان بود. اما ارتباط این نقاش با دیگر هنرمندان بسیار محدود و کم بود. دلیل این امر هم رفتار سرد، خشن و گاها بی ادبانه وی با دیگران بود. با این وجود پل از شور حال انقلابی نقاشان دیگر تاثیر گرفت. برای مثال نقاشی های کوربه که حالاتی اجتماعی داشتند و از موضوعات و سوژه های معمولی اجرا می شدند بر آثارش تاثیر گذاشت. همینطور پل از نقاش رمانتیک فرانسوی اوژن دلاکروا نیز تاثیر گرفته بود. وی از ترکیب بندی ها و نوع رنگ گذاری دلاکروا در آثار خود استفاده می کرد. در طول این دوره سزان نقاشی هایی با سبک خشن و تاریک را خلق نمود. وی نقاشی هایی با سایه روشن های شدید، اغراق شده و خشن را به تصویر کشید. در اینکه سبک این آثار، جدید و منحصر به فرد بود شکی وجود ندارد، اما در این آثار میتوان به وضوح رد پای رنگ گذاری و ترکیب بندی دلاکروا را مشاهده کرد. حالات پویا و دینامیک بودن این آثار، شور و انرژی نقاش جوان را به نمایش میگذاشت. این آثار بعدها الهام بخش و دستمایه هنرمندان سبک فوویسم و اکسپرسیونیسم شد. نقاشانی مانند موریس دو ولامینک و ژرژ آنری روئو از آثار سزان در این دوره بسیار الهام گرفته اند.


پل سزان سلف پرتره

پل سزان سلف پرتره


در سال 1870 با درگرفتن جنگ میان فرانسه و آلمان، سزان پاریس را به طرف جنوب غربی فرانسه و شهر پروانس ترک کرد. در این سفر وی با زنی به نام ماری-هورتسن فیچه همراه گشت که بعدها همسر وی شد. کمی بعد وی در یک دهکده کوچک که در نزدیکی مارسی بود سکنی گزید. در این دهکده بود که شروع به خلق نقاشی های منظره نمود. در این آثار وی به مطالعه در به تصویر کشیدن طبیعت پرداخت و در عین حال سعی میکرد که این مناظر را با احساسات و سبک خود نیز تلفیق نماید. در کنار این روند الهامات ذهنی خود را نیز با این مناظر طبیعی ترکیب می کرد و از دل آنها تصاویر و آثار جدیدی خلق می نمود. پل کم کم شروع به خلق کردن آثاری کرد که از نظر سبک تا حدی به آثار امپرسیونیستی نزدیکی داشت. در این دوره دو نقاشی منظره خلق نمود. این دو اثر از نظر ترکیب بندی به آثار قبلی شباهت دارند اما از نظر نورپردازی و فضای کار پیشرفت های قابل توجه ای را می توان در آنها مشاهده کرد.


برف در استاک

برف در استاک


در ژانویه 1872 سزان صاحب یک فرزند پسر شد. بلافاصله پس از این اتفاق وی به دعوت کامی پیسارو برای زندگی به شهر پونتوآز رفت. در این محل پل به طور جدی شروع به یادگیری تئوری ها و تکنیک های سبک امپرسیونیسم از پیسارو نمود. می توان گفت به واقع پیسارو تنها نقاشی بود که توانست با اخلاق بد وی کنار آمده و به آموزش دادن به او ادامه دهد. این دو هنرمند به صورت متناوب تا سال 1874 با هم کار کردند. آنها بوم نقاشی را به نقاط مختلف و در فضاهای باز میبردند و به کار مشغول می شدند، این کار در آن دوران یک حرکت کاملا رادیکال و ساختارشکنانه به حساب می آمد. در این دوره وی تقریبا تمام انرژی و وقت خود را به نقاشی سبک منظره، طبیعت بیجان و پرتره اختصاص می داد. در کنار این روند پیسارو وی را به استفاده از رنگهای سبک تر و ضرب قلمهای بریده ترغیب می نمود؛ کاری که نقاشان امپرسیونیسم بسیار به آن گرایش نشان می دادند. سزان همین تکنیک را بعدها با سبک خود تلفیق کرد و از دل آن سبکی منحصر به فرد و خاص خود را به وجود آورد. حتی زمانی که او تحت آموزش پیسارو قرار داشت نیز سبک خود را دنبال می کرد به طوری که در آثار خلق شده توسط وی میتوان به وضوح سبک شخصی و منحصر به فردش را ملاحظه کرد. سبکی که کاملا از نقاشان امپرسیونیسم متمایز می باشد. باید این نکته را خاطرنشان کرد که سزان قطعا از تکنیک امپرسیونیسم ها در آثار خود بهره می برده اما به شکلی متفاوت. بدین معنا که او مانند امپرسیونیستها نور را یک سوژه کاملا اساسی و مستقل در اثر به حساب نمی آورد. به بیان دیگر هدف اصلی سزان در آثارش نور نبود، بلکه وی دست به اکتشاف لایه های پنهان و کشف ساختار اساسی موضوعاتی می زد که آنها را به تصویر می کشید. در آثارش می توان اشکال مکعب گونه و همینطور خطوطی که حال و هوای معماری داشتند را مشاهده کرد. از مشهور ترین نقاشی های وی در این دوره می توان به اثر خانه خودکشی که در سال 1873 خلق شد اشاره کرد.


خانه خودکشی

خانه خودکشی


در سال 1874 به پاریس بازگشت و در اولین نمایشگاه امپرسیونیست ها شرکت کرد. در این نمایشگاه آثار پل سزان به شدت مورد انتقاد قرار گرفت. با این حال وی با پشتکار به فعالیت ادامه می داد و دست از مطالعه و تمرین نمیکشید. در این دوران هیچ خریداری برای آثار وی وجود نداشت و یگانه خریدار آثار او یک مجموعه دار به نام ویکتور چوکت بود که سزان در سال 1877 پرتره او را به تصویر کشید.


پرتره ویکتور چوکت اثر پل سزان

پرتره ویکتور چوکت اثر پل سزان


از اواخر دهه 70 تا اوایل دهه 90 بود که وی دست به ارتقاء سبک خود زد. نقاشی های منظره وی در این دوران از پیشرفت چشمگیری برخوردار شد، به طوری که می توان گفت اثر دریای استاک را می توان اولین اثر استادانه او که به درجه پختگی و بلوغ رسیده بود به حساب آورد. این نقاشی نیز مانند اکثر آثار منظره وی حالتی تخت گونه را به بیننده القاء می نماید، اما در عین حال دارای عمق و پرسپکتیو نیز می باشد. به طور کلی می توان سزان را استاد مسلم به تصویر کشیدن سکون و سختی و عمق، در یک زمان به حساب آورد. یک جمله مشهور از وی این موضوع را تایید می نماید. او می گوید من به تصویر کشیدن پرسپکتیو را با استفاده از رنگها جستجو می نمایم. سزان را می توان یک نقاش با هوش به حساب آورد که عناصر بصری را جزء به جزء تجزیه تحلیل و آنالیز می نماید. او در نقاشی های خود نوعی واقعیت پایه و به بیان دیگر ریشه عناصر بصری را جستجو کرده و به تصویر می کشد. در جایی دیگر می گوید همه چیز در طبیعت از کره، مخروط و سیلندر (استوانه) ساخته شده است. نقاش باید بیاموزد که موضوع مورد نظر خود را با استفاده از همین احجام ساده به تصویر بکشد.


دریای استاک

دریای استاک


وی در این دوره آثار مشهور دیگری را خلق کرد که از مهمترین آنها میتوان به مجموعه کوه سنت-ویکتور اشاره نمود که در زمره مهمترین آثار این نقاش بزرگ جای می گیرد.


کوه سنت-ویکتور

کوه سنت-ویکتور


سزان از همین تکنیک و مبانی در نقاشی های پرتره خود نیز استفاده می کرد. از مهمترین آثار پرتره وی می توان به مادام سزان در روی صندلی دسته دار زرد، زن با قوری قهوه و کارت بازها اشاره کرد.


مادام سزان در روی صندلی دسته دار زرد

مادام سزان در روی صندلی دسته دار زرد


در سالهای پایانی قرن نوزدهم هنر پل سزان به اوج شکوفایی خود رسید. در نقاشی های وی می توان تخصص و مهارت بسیار بالا در ترکیب بندی، پختگی و غنای رنگها را به وضوح مشاهده کرد. پل در سالهای 1890 تا 1905 مجموعه ای از بهترین شاهکارهای خود را خلق کرد. در سالهای بعد وی گوشه گیر شد و کمتر در جمع دیده می شد. اما آثارش مشهور شد و کاراکتر این نقاش تبدیل به شخصیتی اسطوره ای شد. در سالهای 1899 و 1900 آثارش در نمایشگاه جهانی پاریس به نمایش درآمد و در نهایت مورد توجه گالری های معتبر قرار گرفت. نشنال گالری برلین یکی از آثار او را خریداری کرد. حالا دیگر هنرمندان جوان او را ستایش می کردند و از سبک سزان پیروی می کردند. اما آثار اواخر دوره هنری سزان، حاصل مدیتیشن و تنهایی او بود. به بیان دیگر وی به سویه های پنهان عناصر بصری در طبیعت دست یافت و در این دوره آثاری شعر گونه خلق کرد. به جرات می توان گفت که تعداد کمی از هنرمندان در جهان به این فاکتور ارزشمند دست پیدا کردند. وی می گوید منظره برای من تبدیل به انسان شد، تبدیل به فکر من شد و تبدیل به من شد و با من زندگی می کند. من قسمتی از آثارم هستم و آنها با من یکی می شوند.


یکی از آثار متاخر سزان

یکی از آثار متاخر سزان


اگر چه آثار این نقاش بزرگ تنها در دهه پایانی زندگی خود در میان منتقدین و جامعه هنری آن دوران مقبول افتاد لاکن پیش از آن نیز تلاش و کوشش او در جهت یافتن لایه های پنهان تکنیک و هنر نقاشی پیوسته ستایش همکارانش را بر می انگیخت. سزان همیشه آرزو داشت که آثارش راهگشا و کمکی برای نقاشان بعد از وی باشد و این آرزوی او کاملا محقق شد. نقاشانی مانند پل گوگن، پابلو پیکاسو، پیِر بونار، کازیمیر مالویچ، هنری ماتیس و مارسل دوشان آثار او را خریدند. در سال 1907 و در سالن پاییز پاریس، 56 نقاشی از وی به نمایش درآمد و تحسین همگان را بر انگیخت. در همان سال پیکاسو اثر مهم دوشیزگان آوینیون را خلق کرد که کاملا از اثر تن شویان بزرگ سزان الهام گرفته بود. مطالعات سزان و خلق آثارش در مورد فرم و فضاهای مختلف را به واقع می توان یکی از مهمترین نقاط الهام بخش برای جنبش کوبیسم و پیکاسو و براک قلمداد کرد. به طوری که آثار این هنرمند بزرگ یکی از ریشه های سبک کوبیسم در جهان قلمداد می شود. همینطور طرز قلم زدن این نقاش بزرگ و نوع رنگ گذاری او الهام بخش هنرمندانی چون ماتیس و همینطور دستمایه ای برای سبک فوویسم به حساب می آید. امروزه سزان به عنوان یکی از بزرگترین و تاثیر گذارترین چهره های هنری قرن بیستم شناخته می شود. نقاشی که نوعی زبان بصری جدید خلق کرد. به بیان دیگر جنبه های آکادمیک و تحلیلی نقاشی را با احساسات خالص در هم آمیخت و از دل این فرایند سبک جدیدی را به وجود آورد. جمله مشهوری از پیکاسو وجود دارد به این مضمون : او پدر همه ماست.


گرد آوری و تهیه مطالب: جواد اکبر زاده




دیدار - دریچه ای به کلاسهای اخیر

نگاه مختصری به آنچه که اخیرا در کلاسهای حضوری گذشته است.
فیلمهای کوتاه از کارهای در حال انجامی که در آموزشگاه نقاشی ایکاروس و توسط هنرجویان صورت گرفته است.


اثری از هنرمند آموزشگاه لیدا سماک، مرداد 1399

اثری از هنرمند آموزشگاه عباس درویش، مهر 1399

اثری از هنرمند آموزشگاه فاطمه خوشنامی، تیر 1399

اثری از هنرمند آموزشگاه مریم جعفری، آذر 1398

 

کلاسهای ایکاروس

دیـــدگـــاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بخش‌های مورد نیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ارسال نظرات



روزشمار هنری
امروز ۲۰۲۰/۱۱/۲۶ میلادی برابر با پنجشنبه، ۶ آذر ۱۳۹۹هجری شمسی که مصادف میباشد با سالروز تولد ویلیام سیدنی مونت، نقاش آمریکایی

ویلیام سیدنی مونت، نقاش آمریکایی

ادامه مطلب


 


مؤکداً از مراجعه حضوری از ساعت ۱۶ به بعد خودداری نمایید          آموزشگاه هنرهای تجسمی ایکاروس سه شنبه ها تعطیل است، همچنین چهارشنبه ها صبح