اوج اثر

نشریه هنری تندیس، ۲۲ آذر ١٣٨٤

نشریه هنری تندیس، ۲۲ آذر ١٣٨٤


عنوان مقاله: اوج اثر
این مقاله به قلم سیاوش مهویس و در باره آثار هنرمند معاصر جمشید حقیقت انصاری نگاشته شده و به چاپ رسیده است



کسانی که دستی به کار دارند بخوبی از دشواری های نقاشی کردن در ابعاد بزرگ خبر دارند. اجرا و پیاده کردن طرح اولیه، اصلاح نقاط ضعف و برطرف نمودن ایرادهای ضمن اجرا، عموما نقاش را در انجام اینگونه کارها به تصمیم گیریهای آنی و دشواری وادار می سازد که این دشواری بسته به تکنیک انتخاب شده و همچنین مضمون و چهارچوب محتوایی اثر، درجه بندی شده و شدت و ضعف می یابند. آنچه که در نمایشگاه آثار جمشید حقیقت انصاری از چشم صاحب نظران و کار آشنایان پنهان نمی ماند، همین تلاش و تقلای نقاش برای عبور موفقیت آمیز از این مراحل دشوار می باشد. نگاهی به طراحی ها و سیاه مشقهای کوچک، در کنار آثار با ابعاد بزرگ، بخوبی علائق و فضاهای ذهنی و نگرشی هنرمند را عیان می سازد و همین نقطه جایگاهی است که می توان از آن به ترسیم خطی پرداخت که نمودار حرکت و مسیر پیموده شده توسط نقاش، تا رسیدن به کارهای ابعاد بزرگش باشد. طراحیها عموما حالت تمرین و مطالعه دارند و در طول سالیانی که هنرمند به تدریس و تعلیم هنرجویان مشغول بوده خلق شده اند و از زمره تجربیاتی محسوب می شوند که غالبا هر هنرمندی برای ارضاء حس تکنیک گرایی خویش به آنها دست می زند. این کارها در عین حال که خصلتی تجربه گرایانه دارند، پتانسیلی نهفته در خطوط و لکه های تنال بکار گرفته شده در خود را به نمایش می گذارند. پتانسیلی که پیوسته بدنبال مفری برای رهایی و آزاد شدن می گردد. اولین سری از کارهای بزرگ این هنرمند، آغازی برای این رهایی محسوب می شوند و گویای نقاط روشن شده ای هستند که شاید تا پیش از این و در طراحیها و سیاه مشقها به صورت گره های مبهم و مجهول باقی مانده بودند: جریان سیال تاثیر پذیری ذهن از واقعیات و محیط اطراف، زندگی، اجتماع و آدمها ...

  وی در این آثار با انتخاب ابعاد بزرگ برای بومش و رنگ آکریلیک بعنوان متریال اصلی کارش، شور و هیجان کافی برای درهم شکستن قیود تکنیکی گذشته را بدست می آورد و تا آنجا در این امر پیش می رود که حتی به شستن بوم بزرگ نقاشی خود با آب و تی هم متوسل می شود و بنا بر شدیدترین مجذوبیتهای خود، آثاری را به ظهور می رساند که با وجود دگرگونی و تنوع و فی البداهگی در وصف و روش بیان، همچنان از پیشینه هویتی و شخصیتی وی آب و رنگ می گیرد. حرکت نرم و ملایم و گردش فرم و خطوط چهره ها و چسبیدگی و درهم آمیختگی تنوعات بصری پس زمینه ای، گاه کمپوزیسیونی واقعا کامل از یک نقاشی با موضوع انسان را ارائه می دهد. تک چهره ها و صورتها و بعضا نیم تنه هایی که احساسات و افکار عجیب به خواب رفته در بطون آنها غم ساکن و وهم انگیز انسانهایی را به تصویر می کشد که حکمران همه چیز و محکوم همه چیز می باشند. هر چیزی که استعداد نفوذ در آن وجود داشته باشد، نفوذ می کند و کارهایی که نقاش توانسته در آنها، از شدت و قدرت لایه های رنگ زنده در کنار سایر کیفیتهای بصری ایجاد شده، بهره مناسب تری ببرد و بدون لطمه زدن به طراوت وتازگی ترکیب رنگها به منظور خویش دست یابد، بخوبی این استعداد نفوذ را کسب کرده است. این شکل زندگانی است که در آثار موفق تر نقاش بر ذوق و احساساتش فرمانروایی می کند و احساسات خود را از روی نادانی و نو گرایی نمایشگونه، با تکنیکهای امروزی وفق نداده است. برای اینکه بگوید هنرمندی است که چون از دایره ای که قدیمی ها کشیده اند، پا را بیرون گذاشته، پس راه درست را پیدا کرده و رفته است. این طریقه راه رفتن نیست، طریقه پرت شدن است و نو گرایی بی رگ و ریشه و نمایشگونه هیچ فرقی با پاسبانی از قبرستانهای مملو از مرده ندارد. راه درست را نیازمندیهای گوناگون زندگانی در هر زمانی به گویندگان و هنرمندان کوشا و جستجو گر نشان می دهد. باشد که ما هم از پویندگان این راه باشیم ...


مؤکداً از مراجعه حضوری از ساعت ۱۶ به بعد خودداری نمایید          ما سه شنبه ها تعطیلیم