نقاشی اکسپرسیونیسم

نویسنده: ایکاروس، بروز رسانی: پنجشنبه 31 خرداد 1397

نقاشی اکسپرسیونیسم به سبکی از نقاشی گفته میشود که در آن، درونگرایی و بیان احساسات و عواطف درونی هنرمند به عنوان هدف و اولویت اصلی نقاشی قرار میگیرد. در اکسپرسیونیسم، هنرمند به دنبال واقعیت عینی نیست، بلکه نقاشی محملی است برای برون ریزی عواطف و واکنشهای ذهنی هنرمند. یک هنرمند اکسپرسیونیسم از طریق دفرمه کردن، اغراق ، ایجاد تصویر نامتعارف، دخالت دادن فانتزی ها و تخیلات بسیار در اثر هنری، به بیان و نمایش احساسات خود می پردازد. هنر اکسپرسیونیسم یکی از گسترده ترین هنرها در قرن نوزدهم و بیستم می باشد، تکنیکهای این هنر بسیار ذهنی ،شخصی و خودجوش است که شامل طیف گسترده ای از هنرمندان در عرصه های گوناگون می باشد. در مورد پیشینه این مکتب هنری نکته جالبی که وجود دارد این است که رگه هایی از مکتب اکسپرسیونیسم را می توان در دوران قرون وسطی و مخصوصا در زمان تغییرات اجتماعی آن دوران - در زمان رخداد بحران هویت در اروپای شمالی خصوصا آلمان – مشاهده کرد. همین گرایشات و رگه ها با تلفیق منطق گرایی در دوران روشنگری، اصل و اساس جنبش اکسپرسیونیسم مدرن در قرن بیستم را شکل میدهند. با نزدیک شدن به قرن بیستم و ظهور تکنولوژی های جدید و تغییرات بزرگ در جامعه بشری، هنر نیز دستخوش تغییر شد، گسترش شهرها دیدگاهای فردی افراد را دچار تغییر کرد، دو جنگ جهانی روح و ریشه اروپا را زخمی و عزادار کرد. طبیعتا حساس ترین قشر جامعه، یعنی هنرمندان، در این بین دچار تغییر و تحولات روانشناختی شدند، بنابراین تصورات و احساسات آنها پیچیده تر شده و کم کم از حوزه هنر رئالیسم فاصله گرفت، ارائه آنچه درونشان میگذشت در حوزه رئال مشکل می نمود بنابراین نیاز به یک گویش جدید در دنیای هنر به شدت احساس می شد.

جنبش اکسپرسیونیسم اولین جنبش هنر آوانگارد بود، که به دو بخش فرانسوی و آلمانی تقسیم می شود، نوع فرانسوی آن ریشه های فوویسم فرانسوی را دارا می باشد.

خصائص کلی نوع فرانسوی:
1- از رنگهای تند و غیر طبیعی استفاده می کنند، فرانسوی ها در رنگ سازی دستورالعمل نقاشان امپرسیونیست سالهای 1870 را پیروی میکردند، و در روند رنگ گذاری به واقعی بودن تصاویر توجه ویژه ای داشتند اما اکسپرسیونیستهای فرانسوی تصاویر را در راستای احساسشان خلق می کردند. با این حال کمی از رگه های رنگ سازی فرانسوی اصیل را میتوان در کارهای آنها مشاهده کرد.
2- ساده سازی فرمها، از نظر اکسپرسیونیستهای فرانسه ورود جزییات در فرمها ایده مناسبی نیست! آنها معتقدند اساسا جزییات در موضوع و فرمها وجود ندارند.
3- سایه روشن در آثار اکسپرسیونیسم های فرانسوی وجود ندارد.
4- از بین بردن پرسپکتیو.
5- تصاویر روزمره را نقاشی میکنند.

خصائص نوع آلمانی:

1- آنها در نقاشی های خود طبقه ثروتمند جامعه را مورد حمله قرار می دادند.
2- برای نقد جامعه بعضا از طنز سیاه و طعنه نیز استفاده می کردند.
3- برعکس نوع فرانسوی که تصاویر روزمره را به نمایش میگذارد نوع آلمانی توجه خاصی به دنیای سیاسی و طبقه خاص جامعه دارد.
4- خطوط متقاطع در اکسپرسیونیسم آلمانی بسیار به چشم می خورد.

قبل از پرداختن به تاریخ نقاشی اکسپرسیونیسم به بیان سه نکته مهم در نقد و تعریف هنر اکسپرسیونیسم میپردازیم:

1- با ظهور هنر اکسپرسیونیسم در دنیای هنر استاندارها و قضاوت های جدیدی به وجود آمد. هنر معنی جدیدی پیدا کرد، بدین صورت که هنر تبدیل به پدیده قدرتمندی شد که از درون هنرمند فوران کرده و اطراف را تحت تاثیر قرار می دهد. مبانی زیبایی شناسی در این مکتب دستخوش تغییر شد، کیفیت اثر هنری کاملا وابسطه به کاراکتر و احساسات درونی هنرمند شد و همینطور ترکیب بندی اثر هنری از دورن هنرمند نشات می گرفت.
2- قلموی یک هنرمند اکسپرسیونیسم با حرکات تند و اغراق آمیز حرکت می کند به جای کنترل و توجه به تناسبات، احساسات قوی حکمرانی می کنند، رنگها معمولا گرم و قوی هستند همچینین بافت زمخت و لایه های قطوری دارند. این تکنیک کاملا احساسات درونی که بازخورد مسائل و اتفاقات پیرامون هنرمند است را به تصویر می کشد.
3- در درگیری با دنیای شهری قرن بیستم هنرمند اکسپرسیونیسم به ابزار قوی نقاشی دست یافت، در درون جامعه با استفاده از این ابزار شروع به نقد و به چالش کشیدن مسائل و مشکلات اجتماع کرد. همچین در جریان تحرکات مدرنیستی و سیاسی، نقاش این سبک سعی در به چالش کشیدن انحرافات و انتقاد از نظام سرمایه داری کرد.

توجه داشته باشید که نقاشی اکسپرسیونیسم حجم وسیعی از سبکها و تکنیکها را در بر میگیرد، برای مثال میتوان در قالب طبیعت بی جان به القاء و بیان احساسات درونی پرداخت و یا با خلق یک سلف پرتره و... به این منظور دست یافت. برای نمونه به اثر زیر توجه نمایید:

پرتره اکسپرسیونیستی اثر جنی ساویل

پرتره اکسپرسیونیستی اثر جنی ساویل

این جنبش در آلمان و فرانسه شکل گرفت ، اما بخش قدرتمند و بسیار تاثیر گذار آن در آلمان بود، طبیعتا بیشتر هنرمندان این سبک نیز آلمانی بودند، اما در میان این هنرمندان نقاشانی از کشورهایی امثال اتریش، فرانسه و روسیه نیز به چشم می خورند. مکتب اکسپرسیونیسم قبل از جنگ جهانی اول فعال شد و تا مدتهای طولانی به فعالیت خود ادامه داد. ریشه های این جنبش آلمانی را میتوان در آثار ونگوگ، ادوارد مونچ و جیمزانسور، در سالهای 1885 تا 1900 یافت. کاملا واضح است که سبک این سه هنرمند کاملا شخصی و مرتبط با احساسات درونی آنها می باشد. این سه نفر اغلب از رنگهای شدید و احساسی و خطوط قوی و خشن برای دستیابی به تمهای دراماتیک بهره می بردند. آنها برای انتقال حسهای وحشت ، توهم و یا استرس با استادی تمام از المانهای روزمره و قابل یافت در طبیعت بهره می بردند.


نقاشی اکسپرسیونیسم

تابلوی جیغ، اثر اکسپرسیونیستی ادوارد مونش،
یکی از گرانقیمت ترین آثار هنری جهان


اینها جزو اولین کسانی بودند که قوانین آکادمیک را در هم شکستند و در عین حال قانونی جدید و قابل قبول را در دنیای هنرهای زیبا ارائه کردند.

موج دوم جنبش اکسپرسیونیسم در سال 1905 ظهور کرد، زمانی که گروه هنری نقاشان آلمانی به نام دی بروکه ، به معنی: «پُل» با رهبری ارنست لودویگ کیرشنر تاسیس شد. اینان گروهی از نقاشان و چاپگران آلمانی بودند که از سال ۱۹۰۵ تا ۱۹۱۳ فعالیت می‌کردند و در این مدت نقشی محوری در گسترش اکسپرسیونیسم داشتند. هنرمندان این گروه شروع به مقابله با آنچه آنان سطحی گرایی سبک ناتورالیسم و امپرسیونیسم کلاسیک بود پرداختند. آنها میخواستند هنر آلمان را که به عقیده این گروه روح معنوی خود را از دست داده بود با استفاده از بیان احساسات شفاف دوباره زنده کنند. به زودی هنرمندان معروف دیگری مانند ماکس پشتاین و امیل نولده به آنها ملحق شده و نفوذ کلام بیشتری را در جامعه هنری پیدا کردند. گروه تحت تاثیر سه هنرمند بزرگ سالهای 1890 که توضیح آن در بالا ذکر شد قرار داشتند، همچنین آنها توجه خاصی به کنده کاریهای روی چوب آفریقایی داشتند. آنها از هنرمندان دوره رنسانس مانند آلبرشت دورر نیز تاثیر گرفتند.

اکسپرسیونیسم آلمانی به سرعت در دنیای هنر مورد توجه قرار گرفت، یکی از دلایل این اقبال به تصویر کشیدن با جسارت و بی پروای خشونت و افسردگی که در جامعه آن زمان وجود داشت، بود، آنها از خطوط شکسته و خشن، ضربات شدید قلم، و رنگهای قوی و اغراق شده برای به نمایش گذاشتن فضاهای شهری و موضوعات دیگر جهان معاصر استفاده می کردند. همچینین از ترکیب بندیهای پر هیجان در جهت به وجود آوردن یک اتمسفر پر انرژی و تاثیر گذار استفاده می شد. بیشتر آثار این هنرمندان خشم، عصیانگری، درگیری های روحی، زشتی و خشونت عریانی که در زندگی مدرن آن زمان وجود داشت را به نمایش میگذاشت. خطوط خشن و ضخیم بعلاوه کنتراست های بسیار شدید یکی از المانهای مورد علاقه هنرمندان اکسپرسونیسم آن زمان بود. به پیروی از دی بروکه هنرمندان دیگر در اروپا شروع به کار در این سبک کردند، اسکار کوکوشکا و اگون شیله در اتریش شروع به کار در سبک اکسپرسیونیسم با خطوط شکسته و خصوصیات بارز آن کردند. ژرژ رئو در فرانسه تبدیل به نقاش اکسپرسیونیسم شد و در حوزه فیگوراتیو شروع به کار و معرفی این سبک از نقاشی کرد. در آلمان این هنر به پیشرفت خود ادامه داد و هنرمندانی نظیر مکس بیکمن و کتی کولویتس، آثار بسیار قابل توجه و مهمی را خلق کردند.


اثری از کتی کولویتز، اکسپرسیونیست زن آلمانی

اثری از کتی کولویتز، اکسپرسیونیست زن آلمانی


چند دهه جلوتر نوع دیگری از مکتب اکسپرسیونیسم به نام نئواکسپرسیونیسم ظهور کرد، این مکتب در سال 1970 در برابر هنر مفهومی و هنر مینیمال قد علم کرد. نئواکسپرسیونیسم بر بازگشتن به سنت نقاشی کردن موضوعات و اشکال قابل شناخت تاکید داشت، مانند بدن انسان حتی به صورت آبسترک اما شدیدا احساسی . این جنبش شامل آثار گوناگونی از نقاشان جوانی می‌شد که در واکنش به هنر انتزاعی دهه ۱۹۷۰، به هنر فیگوراتیو یعنی تصویر کردن بدن انسان و دیگر اشیا قابل تشخیص، روی آورده بودند. نئواکسپرسیونیسم در دهه 1980 به شکل بسیار وسیعی بر مارکت هنر سیطره یافت، این سبک به سرعت بر تمام دنیا نفوذ کرد و نمایشگاههای بسیاری در سراسر جهان بر پا شد. منتقدان هنری معروف جهان نظیر بنجامین بوخلو( Benjamin Buchloh) و هال فاستر( Hal Foster) به شدت شروع به انتقاد از تجاری شدن این هنر کردند، زنها در این جنبش به حاشیه رانده شدند و آثار چند تن از هنرمندان زن از نمایشگاهها حذف شد.


ااثری از کوین لارم، ساحل شیکاگو

اثری از کوین لارم، ساحل شیکاگو


در پایان باید متذکر شد که جنبش اکسپرسیونیسم یکی از مهمترین حرکتهای هنری قرن بیستم می باشد و تاثیرات عمیق آن بر هنرهای دیگر مانند سینما، ادبیات، و حتی موسیقی کاملا مشهود و مشخص است. تلفیق این سبک با سبکهای دیگر در دوران معاصر باعث به وجود آمدن نقاشی های بسیار تاثیر گذار و بحث برانگیزی شده است، به طوری که هنوز نیز در آثار هنرمندان معاصر میتوان تاثیرات این جنبش انتقادی را به طور واضح و مشهود مشاهده کرد.


اجرای یک نقاشی اکسپرسیونیستی با استفاده از تکنیک هایپررئال

اجرای یک نقاشی اکسپرسیونیستی با استفاده از تکنیک هایپررئال
گادفرید هلن وین نقاش اتریشی


گرد آوری و تهیه مطالب: جواد اکبر زاده


مؤکداً از مراجعه حضوری از ساعت ۱۶ به بعد خودداری نمایید          ما سه شنبه ها تعطیلیم