گرنیکا ، جاودانه اثر مشهور پیکاسو

نویسنده: ایکاروس، تاریخ: یکشنبه، ۱۸ اسفند ۱۳۹۸

در سال 1937 پیکاسو بغض و خشم خود علیه جنگ را با خلق تابلوی گرنیکا فریاد زد. وی با این تابلوی نقاشی اعتراضی، دعوت از جامعه و مردم در جهت پرهیز از جنگ را نجوا کرد. یک نقاشی بزرگ که میلیونها بازدید کننده را در نمایشگاه جهانی پاریس به خود جلب نمود. این اثر هنری به یک نماد ضد جنگ در قرن بیستم تبدیل شد و امروزه نیز همچنان یکی از نمادهای ضد جنگ به حساب می آید. این اثر در ابعاد عظیم 3/5 در 7/76 متر خلق شده است و متریال آن نیز رنگ روغن بر روی بوم می باشد. پیکاسو این اثر را درخانه شخصی خود خلق کرد. ابعاد بزرگ این نقاشی تاثیر گذاری آن را دو چندان کرده است. بسیاری از آثار نقاشی که تاثیرات روانی و تهییج کننده را در خود دارند در ابعاد بسیار بزرگ و نامتعارف خلق شده اند. زمانی که بیننده به گرنیکا نگاه می کند نمی تواند آنرا یک موضوع خارج از محیط پیرامون خود در نظر بگیرد و به دلیل بزرگ بودن نقاشی، تاثیر تراژیک آن بر بیننده بسیار زیاد بوده، و به مخاطب این حس دست می دهد که توسط این نقاشی تسخیر شده است. نوع به تصویر کشیدن این اثر هنری شبیه به تابلوی های بزرگ و حماسی می باشد که در سنت نقاشی اروپا سابقه ای طولانی دارد. به این معنی که تعدد فیگور و المانهای گوناگون در کار، و نوع چینش آنها همانند آثار قدیمی و ریشه دار اروپایی میباشد. اما چرا پیکاسو دست به خلق یک چنین اثری زد؟

در سال 1936 دولت وقت اسپانیا از پیکاسو درخواست کرد که یک اثر نقاشی را برای غرفه اسپانیا در نمایشگاه جهانی پاریس خلق کند. موضوع رسمی این نمایشگاه تجلیل از تکنولوژِی بود. با این حال پیکاسو یک موضوع کاملا سیاسی را به تصویر کشید، موضوعی که در آن دوران طرفداران زیادی نداشت.

در سال 1936 جنگ داخلی در اسپانیا آغاز شد و دولت دمکراتیک و قانونی اسپانیا با حزب فاشیست در آن کشور به رهبری ژنرال فرانکو وارد جنگ شد. در این گیر و دار نیروی دولت آلمان نازی و هیتلر به حمایت از ژنرال فرانکو برخاست و نیروی هوایی قدرتمند آلمان اقدام به بمب باران یک دهکده به نام گرنیکا در شمال اسپانیا کرد. این دهکده هیچ ارزش استراتژیک نظامی نداشت. از این بمب باران می توان به عنوان اولین بمب باران یک منطقه غیر نظامی در تاریخ نام برد. این بمب باران در کمال خونسردی به انجام رسید و نیروی هوایی هیلتر در پی یک عملیات آموزشی بود و در عین حال قصد امتحان سلاح های جدید خود را نیز داشت. از طرف دیگر آنها می خواستند با این اقدام دست به ایجاد رعب وحشت در میان مردم عادی بزنند. در عرض سه ساعت 50 تن بمب انفجاری و آتش زا بر روی این دهکده فرو ریخت. این شهر به ویرانه ای تبدیل شد و از طرف دیگر بیست هواپیمای جنگده دیگر نیز دست به کشتار مردم بی دفاعی زدند که سعی در فرار داشتند. هفتاد درصد شهر نابود شد و یک سوم از جمعیت شهر قتل عام شدند.


خرابه های گرنیکا

خرابه های گرنیکا


پیکاسو اخبار را شنید! در یکم می 1937 خبر این کشتار هولناک به پاریس رسید. گزارشها و عکسها، صفحات اول روزنامه های محلی و بین المللی را پر کردند. پیکاسو با دولت دمکراتیک و مردم وطن خود اسپانیا ابراز همدردی کرد. کمی بعد با دیدن گزارشهای بیشتر و تصاویر هولناک به وحشت افتاد. گرنیکا تبدیل به پاسخی برای وحشت پبکاسو و این قساوت هولناک بود. بعد از صدها اسکیس و رسیدن به طرح اصلی او در عرض کمتر از یک ماه کار اصلی را اجرا کرد و آنرا به محل نمایشگاه جهانی پاریس و غرفه اسپانیا جایی که تبدیل به مرکز توجه همگان شد تحویل داد. در کنار این تابلو تصاویر و قطعه فیلمهای مستد از این فاجعه دلخراش توجه تمام جهان را به خود جلب کرد. در رویدادی که قرار بود به فناوری و پیشرفت علم و تکنولوژی بپردازد همه چیز به شکل دیگری پیش رفت و این رویداد به محلی برای نمایش زجر و اندوه مردم اسپانیا تبدیل شد.

چند سال بعد و در سال 1940 زمانی که پاریس توسط آلمانی ها اشغال شد یک افسر نازی به بازدید از استودیوی پیکاسو رفت و او را ملاقات کرد. سپس از او پرسید تو آنرا (گرنیکا) کشیدی؟ پیکاسو در حالی که عکس اثر گرنیکا در مقابلش بود پاسخ داد خیر تو آنرا را کشیدی!

اما زمانی که نمایشگاه بین المللی پاریس به پایان رسید دولت دمکراتیک اسپانیا تابلو را به تورهای بین المللی فرستاد. هدف این کار مطلع کردن مردم جهان از عواقب جنگ و همینطور کمک به پناهندگان اسپانیایی بود. گرنیکا برای نوزده سال به نقاط مختلف جهان مسافرت کرد و در انتها برای نمایش به موزه هنرهای مدرن نیویورک تحویل داده شد. در سال 1968 فرانکو درخواست تحویل اثر به اسپانیا را داد. اما پیکاسو بازگشت این اثر به اسپانیا را قبول نکرد و اینطور گفت که تا زمانی که اسپانیا به یک ساختار و حکومت دمکراتیک دست پیدا نکند و آزادی بیان در این کشور حاکم نشود من ورود گرنیکا به اسپانیا را نخواهم پذیرفت.

اما تا به اینجا به تاریخچه این اثر و چرایی به وجود آمدن آن پرداختیم، اکنون کمی از نقطه نظر بصری این اثر را مورد تجزیه و تحلیل قرار خواهیم داد. به نظر می رسد که در نقطه نقطه این نقاشی مرگ و آثار آن به چشم می خورد. در میان چشمان بیننده اعمال دهشناک و وحشیانه ای در حال وقوع می باشند و در این میان چهره ها و فیگورها شروع به ظهور می کنند. در سمت چپ زنی دیده می شود که سر را به عقب برگردانیده و از درد و غم در حال جیغ زدن می باشد و در میان دستان خود بدن بیجان فرزندش را نگه داشته است. این صحنه یکی از ویران کننده ترین و فراموش نشدنی ترین صحنه ها در تاریخ نقاشی است. در سمت راست تصویر این زن، بخشی از بدن یک گاو سفید و بزرگ قابل رویت است. این تنها تصویر آرام و بدون وحشت در میان این فضای پر آشوب می باشد. در قمست پایین این زن و گاو، مردی زخمی با دست قطع شده و بدن مثله شده که شمشیری شکسته نیز در دست قطع شده خود دارد ملاحظه می شود. فقط دستان و بدن این مرد قابل رویت می باشد و قسمتهای دیگر بدن در میان اتفاقات دهشتناک پیرامون مخفی شده اند. در قسمت مرکزی نقاشی یک اسب وحشتزده وجود دارد، دهان حیوان باز بوده و از شدت درد نعره میزند و نیزه ای شکسته نیز در بدن او فرو رفته است. سمت راست نقاشی سه زن دیگر وجود دارند، یکی از آنها در حال یورش بردن به چراغ مرکز تصویر می باشد. دیگری از پنجره خانه ای در حال سوختن آویزان شده است، یکی از بازوهای وی به طرف بیرون دراز شده و چراغی را در دست دارد. اما زن سوم در میان آتش یک ساختمان در حال سوختن گیر افتاده است و فریادهای جان خراشی از وحشت می کشد. در تمام صورت ها سکرات مرگ و حالات جان کندن مشاهده می شود. چشمان از حدقه بیرون زده اند، دهانها به شکل هولناکی باز هستند و زبانها به شکل خنجر از حلق بیرون زده اند.


تابلوی گرنیکا

تابلوی گرنیکا


پیکاسو تصمیم گرفت که گرنیکا را در بصورت تک رنگ و سیاه و سفید خلق کند. دلیل این امر ممکن است مطلع شدن او از این خبر هولناک به واسطه روزنامه باشد. به بیان دیگر هنرمند نقاش به وسیله یک تصویر سیاه و سفید در روزنامه های آن دوران، به روی دادن این حادثه غم بار پی برده است و همین امر بر روی تصویری که در ذهن داشته تاثیر گذاشته است. همینطور اگر به قسمت مرکز اثر نگاه کنید حس وحال یک روزنامه را در ذهن شما ایجاد خواهد کرد. از طرف دیگر کنتراست تیز و شدیدی که در سطح نقاشی وجود دارد منجر به نوعی نورپردازی می گردد که یک انرژِی بصری قوی ای را ایجاد کرده و باعث حرکت چشم در سطح نقاشی می شود.

در نگاه اول تابلوی گرنیکا یک ترکیب بندی پیچیده و پر هرج و مرج را در خود جای داده است. به بیننده این حالت دست میدهد که پنداری در میان اعمال خشونت آمیز در حال غرق شدن است. همه چیز در میان تلاطمی از خون و خشونت در حال غرق شدن می باشد. این المانها یک حس خاص و مبهم را به بیننده القا مینماید که حاصل پرسپکتیو خاص و نقاط دید چند وجهی اثر است. واضح است که این حالات از سبک کوبیسم پیکاسو نشأت گرفته است. تصاویر با هم تداخل دارد و در بسیاری از مناطق همدیگر را قطع می نمایند و یا از وسط یکدیگر می گذرند. همین موضوع به اشکال، حالتی مبهم می دهند که تمیز دادن آنها از یکدیگر دشوار به نظر می آید. به تفسیر دیگر مرزها در این نقاشی در هم پیچیده اند و در یکدیگر محو شده اند. بدنها به شدت دفرمه هستند و حالت نیمه آبستره به خود گرفته اند. فرمها در این اثر نیمه کاره و ناقص الخلقه هستند و به طور بریده بریده به تصویر کشیده شده اند. همه چیز به نظر در هم آمیخته و در هم تنیده می آید. از طرف دیگر خطوط تیز و زاویه دار باعث دیده شدن اجساد و بدنها به صورت سوراخ سوراخ و تکه پاره می شوند. اما با تمام این تفاسیر می توان در این نقاشی نوعی نظم منحصر به فرد و خاص را نظاره کرد. پیکاسو فیگورها را در این اثر به سه گروه منظم تقسیم کرده است که از سمت چپ به راست در حال حرکت می باشند، در حالی که فیگورهایی که در مرکز کار قرار دارند توسط یک سه ضلعی بزرگ از نور ثابت شده اند.

در مورد معانی تصاویری که در تابلوی گرنیکا وجود دارد تفسیرهای بی شماری شده است. پیکاسو در پاسخ به این پرسش که آیا این اثر گرایشهایی از سبک سمبلیسم را در خود دارد یا خیر گفته است که این نقاشی فقط عکس العملی در برابر کشتار مردم بی گناه و حتی حیوانات است. من این نقاشی را یک اثر هنری قلمداد می نمایم و نام آنرا گرنیکا می گذارم. از طرف دیگر من از سیستم نظامی و ارتشی که مردم اسپانیا را در اقیانوسی از درد و مرگ فرو برده است ابراز انزجار می کنم.

اسب و گاو تصویری است که پیکاسو در بسیاری از آثار خود از آنها استفاده کرده و آنها را به تصویر کشیده است. وی این دو حیوان را در مراسم گاو بازی که یکی از سنتهای اسپانیا می باشد دیده بود. این مراسم یک رسم خشن و مرگبار در اسپانیا است و پیکاسو اولین با در دوران کودکی چنین منظره ای را مشاهده کرده بود. برخی از متفکرین اسب و گاو را به دو نماد تفسیر کرده اند. بدین صورت که اسب را نماد نیروی دمکراتیک اسپانیا و گاو را نماد ارتش ژنرال فرانکو قلمداد کرده اند که در نبرد با یکدیگر می باشند. پیکاسو در جایی گفته که گاو سمبل بی رحمی و تاریکی است با این حال وظیفه یک نقاش توضیح و تفسیر این سمبل ها نیست! اگر اینگونه بود بهتر بود در عوض نقاشی کردن مطالب خود را به تحریر در می آورد. انسانهایی که به یک تصویر و یا یک نقاشی نگاه می کنند باید بتوانند تفسیر شخصی خود را از اثر داشته باشند. به بیان دیگر یک اثر هنری می بایست برای ناظر قابل فهم و درک باشد. اما در نهایت می توان گفت که از گرنیکا نمی توان یک معنی و یا یک تفسیر کاملا مشخص و بسته ارائه کرد. به طور کلی این اثر حالات مبهم و نامشخصی را در خود دارد. شاید هنرمند نقاش تعمدا گرنیکا را به این صورت خلق کرده باشد و دلیل آن نیز این است که جنگهای خانمان سوز و کشتار قبل از خلق این اثر وجود داشته و بعد از این اثر نیز پایان نخواهد یافت.

نقاشی گرنیکا تاثیرات زیادی را بر روی هنرمندان بعد از خود در سراسر جهان داشته است و بسیاری از هنرمندان با الهام از این اثر دست به خلق آثار قابل توجه و مهمی زدند. برای مثال گوشکا ماکوگا هنرمند مفهومی در سال 2009 یک چیدمان را با الهام از گرنیکا خلق کرد. این چیدمان در ویت چاپل گالری لندن به نمایش درآمد. این چیدمان طبیعت جانور وحشی نام داشت که یکی از عناصر اصلی آن، نقاشی گرنیکا بر روی یک پرده کار شده بود.


صحنه ای از چیدمان

صحنه ای از چیدمان


در سال 2016 منتقد مشهور انگلیسی جاناتان جونز گرنیکا را یک کوبیسم آخرالزمانی نامید. وی گفت پیکاسو تلاش کرد که حقیقت را بی پرده و به صورت عیان به ما نشان دهد. این اثر به واقع دارای تاریخ نیست و در تمام دورانها دارای مفهوم است. این گرنیکا همیشه می تواند ظلم، ستم و دروغگویی دیکتاتورها را عیان کند.

در پایان باید گفت که گرنیکا یکی از تاثیر گذارترین آثار هنری دوره مدرن به حساب می آید. این اثر با گرایشات سیاسی و ضد جنگی که دارد و با توجه به پیشینه آن تبدیل به نمادی برای مبارزه علیه جنگ طلبی و کشتار در تاریخ هنر جهان شده است. گرنیکا پس از مسافرتهای بسیار در سراسر جهان و در سال 1981 در موزه ملی مرکز هنر رینا سوفیا در شهر مادرید اسپانیا آرم گرفت و امروزه نیز در همین مکان تعداد زیادی از مردم از آن بازدید می نمایند.


گرد آوری و تهیه مطالب: جواد اکبر زاده




دیدار - دریچه ای به کلاسهای اخیر

نگاه مختصری به آنچه که اخیرا در کلاسهای حضوری گذشته است.
فیلمهای کوتاه از کارهای در حال انجامی که در آموزشگاه نقاشی ایکاروس و توسط هنرجویان صورت گرفته است.


اثری از هنرمند آموزشگاه لیدا سماک، مرداد 1399

اثری از هنرمند آموزشگاه لیدا سماک، آبان 1399

اثری از هنرمند آموزشگاه زهره آقا بابا، مهر 1399

اثری از هنرمند آموزشگاه مریم جعفری، آذر 1398

 

کلاسهای ایکاروس

دیـــدگـــاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بخش‌های مورد نیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ارسال نظرات



روزشمار هنری
امروز ۲۰۲۰/۱۱/۲۶ میلادی برابر با پنجشنبه، ۶ آذر ۱۳۹۹هجری شمسی که مصادف میباشد با سالروز تولد ویلیام سیدنی مونت، نقاش آمریکایی

ویلیام سیدنی مونت، نقاش آمریکایی

ادامه مطلب


 


مؤکداً از مراجعه حضوری از ساعت ۱۶ به بعد خودداری نمایید          آموزشگاه هنرهای تجسمی ایکاروس سه شنبه ها تعطیل است، همچنین چهارشنبه ها صبح