زندگی هنری فریدا کالو

نویسنده: ایکاروس، تاریخ: دوشنبه، ۲۲ دی ۱۳۹۹

ماگدالنا کارمن فریدا کالو ی کالدرون د ریورا که او را به نام فریدا کالو در دنیای هنر می شناسند یکی از مهمترین چهره های هنری در رشته نقاشی در قرن بیستم می باشد. وی همینطور به نقاشی که تصاویر دردهای مزمن خود را به تصویر می کشد نیز شهرت دارد. این نقاش به دلیل به تصویر کشیدن سلف پرتره و پرتره های زیاد مشهور است. وی الهامات زیادی که از طبیعت و همچنین از فرهنگ عامه مردم مکزیک گرفته را در آثار خود استفاده نموده و در کنار اینها از مصنوعات تولید سنتی مکزیک نیز در آثارش بسیار بهره می برده است. می توان سبک هنری این نقاش را به نحوی سبک هنر نائیف (از نظر تکنیک) به حساب آورد که با استفاده از آن به جستجوی هویت، جریانات پسا استعمار، جنسیت، طبقه و نژاد مکزیکی می پرداخت. آثار این هنرمند اکثرا با بیوگرافی و وقایع زندگی خود او آمیخته بود و در کنار آن از نوعی سبک رئالیسم توام با تخیلات درونی نیز استفاده می نمود. کالو همینطور به جنبش پسا انقلاب مکزیک نیز تعلق خاطر داشت. این جنبش سعی در تعریف هویت جامعه و مردم مکزیک آن دوران داشته است. برخی از هنر شناسان سبک این نقاش را نوعی سورئالیسم و یا رئالیسم جادویی قلمداد می کنند.


فریدا کالو

فریدا کالو


کالو از یک پدر آلمانی و یک مادر مستیسو متولد شد. وی بیشتر عمر خود را در لا کازا آزول گذراند. این نام، اسم خانه خانوادگی فریدا می باشد که در کویوآکان که یکی از مناطق مشهور و تاریخی مکزیک است واقع شده است. اکنون این خانه به موزه تبدیل شده است. هرچند که وی در کودکی به بیماری فلج اطفال مبتلا شد اما امید و انرژی خود را از دست نداد و تصمیم داشت که در زمان بزرگسالی در رشته پزشکی تحصیل کند. فریدا از دوران کودکی نیز به هنر و نقاشی علاقمند بود. وی زیر نظر یک چاپگر به نام فرناندو فرناندز آموزش طراحی می دید. این چاپگر دوست پدر فریدا بود و در آن دوران، فریدا در یک دفتر اسکیس به کار طراحی می پرداخت.


فریدا در یازده سالگی

فریدا در یازده سالگی


در سال 1925 وی جهت کمک به خانواده، شروع به کار کرد و به عنوان یک چاپگر چاپ سنگی مشغول به کار شد. پس از مدتی دستیار فرناندز شد. فرناندز تحت تاثیر استعداد فریدا قرار گرفت. اگرچه فریدا این کار را به عنوان یک کار ثابت در نظر نمی گرفت. تصادف سال 1925 باعث شد که وی باقی سالهای عمر خود را با درد سپری کند. وی مجبور شد به مدت سه ماه در تخت خواب دوران نقاهت را سپری کند. وی در این دوران به عنوان یک طراح پزشکی دست به خلق تصاویر می زد و به نحوی آثاری که ریشه و پایه پزشکی و علمی داشتند را با علایق خود ترکیب می نمود. مادرش نوعی سه پایه نقاشی برای او تهیه کرد که با این وسیله فریدا میتوانست در تخت خواب، کار طراحی و نقاشی را ادامه دهد. نقاشی تبدیل به وسیله و راهی شد که فریدا کالو شروع به تفکر در مورد فلسفه وجود و هویت خود کند. وی در جایی گفته است من تصویر خودم را نقاشی می کنم، زیرا در بیشتر ساعات زندگی تنها هستم و هیچ کس را بهتر از خودم نمی شناسم. و همینطور گفته است که این تصادف رویکرد من را نسبت به موضوعات پیرامون تغییر داد و باعث شد آنها را همانطور که با چشمهایم می دیدم به تصویر بکشم و نه چیزی بیشتر از آن. بیشتر نقاشی هایی که فریدا در این دوره کار کرده است تصاویری از خودش، خواهرش و همکلاسی های وی می باشد. آثار متقدّم وی و همینطور نوشته های او نشان می دهد که در این دوره از استادهای اروپایی خصوصا استادان دوره رنسانس مانند بوتیچلی و برونزینو در کارهای خود الهام گرفته است. همینطور از سبکهای دوره آوانگارد مانند عینیت نو و یا کوبیسم نیز در آثارش استفاده کرده است. فریدا کالو کمی بعد به سیاست علاقمند شد و به حزب کمونیست مکزیک پیوست. در این حزب بود که وی نقاش مشهور مکزیکی، دیه‌گو ریورا را ملاقات نمود. آنها در سال 1929 با یکدیگر ازدواج کردند. در همان سال به همراه همسر خود به ایالت مورلوس عزیمت کردند و در شهر کورناواک اقامت گزیدند. فضای این شهر تاثیراتی را بر روی فریدا گذاشت و در سبک هنری او تغییراتی ایجاد نمود. در این شهر، وی تحت تاثیر هنرهای محلی مکزیک قرار گرفت. آندرا کتنمان مورخ هنری در مورد این دوره فریدا کالو می گوید که وی ممکن است تحت تاثیر فیتو بست، کارگردان و نقاشی مکزیکی قرار گرفته باشد. زیرا خصوصیات زیادی مانند عدم وجود پرسپکتیو و ترکیب المانهای دوره استعمار مکزیک و همچنین دوران پیشا-کُلُمبی در آثارش دیده می شود.


اتوبوس 1929

اتوبوس 1929


در سال 1935 کالو به همراه همسرش به آمریکا و شهر سانفرانسیسکو نقل مکان کردند. در آنجا فریدا کالو با هنرمندان مشهور آمریکایی مانند ادوارد وستون، رالف استاکپول ، تیموتی الفلور و نیکلاس موری آشنا شد. شش ماه اقامت در سانفرانسیسکو باعث پیشرفت چشمگیری در هنر فریدا شد و در این دوره او آثاری را که در مکزیک خلق کرده بود کامل نمود. بعلاوه دست به خلق تعدادی پرتره از آشنایان زد و همینطور تابلوی فریدا و دیه گو ریورا را خلق کرد. همچنین یک پرتره از طبیعتدان آمریکایی لوتر بوربانک را به تصویر کشید. وی در این اثر بوربانک را یک نیمه انسان و نیمه گیاه به تصویر کشیده است.


فریدا و دیه گو ریورا

فریدا و دیه گو ریورا


وی همچنان در محافل هنری بیشتر خود را همسر ریورا معرفی می کرد تا یک هنرمند نقاش. اما برای اولین بار در یک نمایشگاه نقاشی شرکت نمود. این نمایشگاه مربوط به ششمین دوره زنان هنرمند سانفرانسیسکو بود. فریدا پس از مدتی به همراه همسرش به شهر دیترویت رفتند. در این مدت مشکلات عدیده مربوط به سلامتی پیدا کرد که بیشتر آنها مربوط به بارداری نا موفقی بود که تجربه کرد. علیرغم این مشکلات و همینطور بیزاری کالو از دنیای سرمایه داری، اما اقامتش در این شهر از جنبه هنری برای او بسیار مفید بود. او در این شهر تکنیکهای متنوعی را فرا گرفت و تجربه کرد. تکنیکهایی مانند چاپ دستی و نقاشی فرسک از مهمترین آنها بود. نقاشی های وی حس و حال حکایت گونه قوی تری به خود گرفت. بعلاوه در همین دوره بود که در آثارش به مفهوم های رنج، وحشت و درد پرداخت. علیرغم محبوبیت نقاشی دیواری در مکزیک در آن دوران، وی کاملا یک مدیوم متفاوت را برای کار انتخاب کرد. فریدا کالو شروع به کار بر روی تصاویر مذهبی و مقدس گونه نمود که آنها را بر روی صفحات فلزی خلق میکرد. این روش، روش هنرمندان آماتور بود. از جمله آثاری که وی در این سبک خلق کرده می توان به بیمارستان هنری فورد 1932، تولد من 1932 و سلف پرتره در مرز مکزیک و ایالات متحده اشاره کرد.


سلف پرتره در مرز مکزیک و ایالات متحده

سلف پرتره در مرز مکزیک و ایالات متحده


در این دوره وی با یک نشریه در شهر دیترویت مصاحبه ای را انجام داد. در این زمان هیچ کدام از آثارش در شهر دیترویت به نمایش در نیامده بود و مصاحبه فریدا تحت عنوان (همسر نقاش مشهور دیواری به هنر و نقاشی علاقه دارد) چاپ شد. کالو سال بعد به مکزیک بازگشت، اما به دلیل مشکلات سلامتی نتوانست کار نقاشی را ادامه دهد و فقط دو اثر خلق کرد. با این حال در سالهای 1937 و 1938 فعالیت هنری کالو پس از جدایی و آشتی مجدد با ریورا بسیار پر بار بود. وی تقریبا بیشتر از آنچه در سالهای قبل به تصویر کشیده بود خلق نمود. از آثار مهم وی در این دوره می توان به من و پرستارم 1937، حافظه یا قلب 1937، چهار ساکن مکزیک 1938 و آنچه آب به من داد را نام برد. اگرچه فریدا هنوز از آثار خود مطمئن نبود اما دانشگاه ملی مکزیک برخی از آثار وی را در اوایل سال 1938 به نمایش گذاشت.


حافظه یا قلب 1937

حافظه یا قلب 1937


فریدا کالو اولین تابلوهای خود را در تابستان 1938 فروخت. خریدار این تابلو یک بازیگر آمریکایی رومانیایی به نام ادوارد جی رابینسون بود که چهار اثر را به مبلغ 200 دلار خریداری کرد. شهرت فریدا زمانی بیشتر شد که آندره برتون فرانسوی به دیدار ریورا آمد. وی به شدت تحت تاثیر آثار کالو قرار گرفت و به سرعت او را یک سورئالیست نامید. برتون نقاشی های فریدا کالو را به یک روبان که بر روی یک بمب پیچیده شده تشبیه کرد. وی به فریدا قول برگزاری یک نمایشگاه در پاریس را داد. در ماه اکتبر کالو به تنهایی به نیویورک سفر کرد. جایی که با لباسهای رنگارنگ مکزیکی خود توجهات را برانگیخت و تا حدی عجیب و غریب به نظر آمد. نمایشگاه در نوامبر بود و چهره های مشهوری مانند کلر لوس دیپلمات مشهور آمریکایی و جورجیا توتو اوکیف نقاش مشهور آمریکایی نیز حضور داشتند. این دو از فریدا حمایت کردند و نظرات مثبتی را در مورد او ارائه کردند، هر چند که نشریات نقد بسیار تندی را در مورد فریدا کالو مطرح کردند. برای مثال تایمز در مورد وی نوشت تصاویر فریدای کوچک... مینیاتور های ظریف، قرمز های گرم و بازیگوشی های یک بچه با احساسات توهم گونه. در آن دوران رکود بزرگی در آمریکا برقرار بود اما با این وجود کالو نیمی از 25 اثر ارائه شده در آن نمایشگاه را فروخت. وی همچنین سفارش کار از رئیس وقت موزه موزه هنر مدرن منهتن دریافت کرد. در کنار این سفارش او از کلر لوس نیز سفارش یک پرتره دریافت کرد که قرار شد پرتره دوست لوس را به تصویر بکشد. دوست لوس به نام دورتی هالی یک هنرپیشه بود که در آن زمان به واسطه پریدن از یک ساختمان دست به خودکشی زده بود. در طول سه ماه اقامت در نیویورک کالو بسیار کم دست به خلق آثار هنری زد و در عوض تا جایی که شرایط فیزیکی او جواب می داد به گشت و گذار در شهر نیویورک پرداخت.


خودکشی دورتی هالی

خودکشی دورتی هالی


در ژانویه 1939 فریدا کالو به دعوت برتون و برای برگزاری نمایشگاه به پاریس رفت. زمانی که وی به پاریس رسید برای دریافت مجوز آثارش از گمرک به مشکل خورد و گالری ها به دلیل این مشکل از پذیرش آثارش سر باز می زدند. در این زمان مارسل دوشان به کمک وی شتافت و با کمک این هنرمند مشهور و بزرگ توانست نمایشگاهی را در گالری رونو ای کال برگزار کند. اما باز هم برای نمایش آثار به مشکل برخورد کرد. گالری از نمایش آثارش، به جز دو اثر خودداری کرد. دلیل این امر را هم اینگونه ذکر کرد که این آثار برای مخاطب بسیار شوک آور و تکان دهنده میباشد. برتون اصرار داشت که آثار فریدا را در کنار عکسهای مانوئل آلوارز براوو عکاس مکزیکی و مجسمه های پیش از استعمار مکزیک و پرتره های قرن نوزدهم مکزیک به نمایش بگذارند. اما فریدا کالو با این تصمیم مخالف بود چرا که این آثار را بی ارزش می پنداشت و اینطور می گفت که اینها از مارکت های دست دوم فروشی مکزیک خریداری شده اند. این نمایشگاه در ماه مارس افتتاح شد ولی نسبت به نیویورک از این نمایشگاه استقبال کمتری شد. فریدا دچار ضرر مالی شد و به همین دلیل نمایشگاه لندن را لغو کرد. اما موزه لوور یکی از آثار او را خرید. و بدین ترتیب فریدا کالو اولین هنرمند مکزیکی لقب گرفت که اثرش در موزه لوور به نمایش درآمد.


قاب، اثر فریدا کالو خریداری شده توسط موزه لوور

قاب، اثر فریدا کالو خریداری شده توسط موزه لوور


وی همچنین مورد استقبال بزرگان پاریسی قرار گرفت. هنرمندانی مانند پابلو پیکاسو و خوان میرو فرا از این دسته بودند. فریدا همینطور مورد توجه صنعت مد نیز قرار گرفت. السا اسیکاپارلی طراح مشهور مد با الهام از وی دست به خلق یک لباس زد که بعدها بر روی جلد مجله مشهور وو پاریس چاپ شد. با تمام این موفقیت ها نظر وی در مورد پاریس و سورئالیسم پیوسته منفی بود به طوری که در نامه ای برای موری عکاس آمریکایی چنین نوشت: آنها دسته ای کوکو (انسانهای باری به هر جهت با کلام مبتذل) و مجنون و احمق هستند. وی آنها را دسته ای دیوانه با افکار پوسیده خطاب کرد که تحمل آنها بسیار سخت می باشد. در ایالات متحده ، نقاشی های کالو همچنان مورد توجه قرار می گرفت. در سال 1941 ، آثار وی در انستیتوی هنرهای معاصر بوستون به نمایش در آمد.


سلف پرتره فریدا کالو 1941

سلف پرتره فریدا کالو 1941


رقم دقیقی از تعداد آثار برجای مانده از فریدا کالو وجود ندارد. تعداد بین 150 تا 200 اثر از او بر جای مانده. در آثار متقدّم او می توان تاثیر اساتید رنسانس را مشاهده کرد. همینطور تاثیراتی را از نقاش بزرگ ایتالیایی آمادئو مودیلیانی را می توان در آثارش دید. در آثار متأخر تاثیر هنر محلی مکزیک به همراه المانهای سورئالیسم با موضوع درد و مرگ به چشم می خورد. یکی از اولین مدافعان و پشتیبانان فریدا، آندره برتون بود. برتون مدعی بود که این نقاش بدون خبر داشتن از جنبش سورئالیسم پای در این راه نهاده و ناخودآگاه دست به خلق آثاری در این سبک زده است. برتران دی ولف نویسنده، سبک فریدا کالو را نوعی سورئالیسم ساده و ابتکار خود این هنرمند به حساب می آورد. هرچند که فریدا کالو پس از شرکت در نمایشگاههای سورئالیسم از این جنبش دوری جست و آنرا سبکی برای طبقه بوژوا قلمداد کرد که برای توده مردم حرفی برای گفتن ندارد. بر اساس نظر آندرا کتنمان، کالو یک نقاش نماد گرا بود که با استفاده از سمبلیسم مخصوص خود تجربیات درونی اش را به تصویر می کشید. اما دکستر، کیوریتور و نمایشگاه گردان انگلیسی، سبک فریدا کالو را ترکیبی از میتولوژی تمدن آزتک ها و همینطور فرهنگ مکزیک تعبییر می کند و به جای سورئالیسم در او نوعی رئالیسم جادویی می بیند.


خانه فریدا کالو در کودکی

خانه فریدا کالو در کودکی


فریدا کالو را میتوان یکی از قدرتمند ترین زنان هنرمند در عصر خود به حساب آورد. هنرمندی که علیرغم مصائب زیاد و مشکلات فیزیکی هرگز عقب ننشست و دست از تلاش و خلق آثار تحسین برانگیز برنداشت.


گرد آوری و تهیه مطالب: جواد اکبر زاده


مطلب قبلی


دیدار - دریچه ای به کلاسهای اخیر

نگاه مختصری به آنچه که اخیرا در کلاسهای حضوری گذشته است.
فیلمهای کوتاه از کارهای در حال انجامی که در آموزشگاه نقاشی ایکاروس و توسط هنرجویان صورت گرفته است.


اثری از هنرمند آموزشگاه لیدا سماک، مرداد 1399

اثری از هنرمند آموزشگاه لیدا سماک، آبان 1399

اثری از هنرمند آموزشگاه صبا عزیز زاده، تیر 1397

اثری از هنرمند آموزشگاه مریم جعفری، آذر 1398

 

کلاسهای ایکاروس

دیـــدگـــاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بخش‌های مورد نیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ارسال نظرات



روزشمار هنری
امروز ۲۰۲۱/۰۱/۲۲ میلادی برابر با جمعه، ۳ بهمن ۱۳۹۹هجری شمسی که مصادف میباشد با سالروز تولد فرانسیس پیکابیا ، نقاش و نویسنده فرانسوی

فرانسیس پیکابیا ، نقاش و نویسنده فرانسوی

ادامه مطلب


 



مؤکداً از مراجعه حضوری از ساعت ۱۶ به بعد خودداری نمایید          آموزشگاه هنرهای تجسمی ایکاروس سه شنبه ها تعطیل است، همچنین چهارشنبه ها صبح