در باره هنر نائیف

نویسنده: ایکاروس، تاریخ: سه شنبه، ۲۱ بهمن ۱۳۹۹

هنر نائیف نوعی هنر بصری است که خالق آن دوره های متداول هنری را پشت سر نگذاشته است. به بیان دیگر هنرمند نائیف مانند یک حرفه ای، دوره های آناتومی، پرسپکتیو، تاریخ هنر و تکنیک های مختلف را از سر نگذرانده است. وقتی این سبک هنری به واسطه یک هنرمند حرفه ای و دوره دیده اجرا میشود اسم آن تغییر می نماید و غالبا آنرا هنر بدوی، نائیف کاذب یا نائیف مصنوعی می نامند. این هنر، نمی بایست با هنر فولکلور اشتباه شود. زیرا مانند فولکلور لزوما از یک فرهنگ محلی و عامیانه ناشی نمی شود. هنر به وسیله چاپ و دیگر مدیاها به نقاط دور و نزدیک نفوذ کرده و مردم را تحت تاثیر خود قرار داده است. همین امر نیز باعث شده است که مردم عادی نیز به خلق آثار هنری و کار در حوزه هنر گرایش پیدا کنند. هنرمندان نائیف به صورت ناخودآگاه از تکنیکهایی مانند پرسپکتیو استفاده نمی کنند، دلیل آن نیز عدم آموزش این نوع از تکنیک ها می باشد. اما هنرمندان سبکهای دیگر از این تکنیک ها بطور عمدی دوری می کنند (مانند کوبیسم). از طرف دیگر هنر خام نیز با همین روش و سمت و سوی به خلق آثار می پردازد، اما با حداقل مفهومهای درونی. به بیان دیگر هنر خام به نحو قابل توجهی هنری خلاصه شده می باشد که با حداقل مفهوم با جهان هنر ارتباط برقرار می کند. (منظور از مفهوم همان عبارت Concept می باشد)


یک اثر هنری نائیف اثر هانری روسو

یک اثر هنری نائیف اثر هانری روسو


به طور دقیق مشخص نیست که فعالیت هنر نائیف از چه تاریخی آغاز شد. اما میتوان گفت که این سبک هنری نیز مانند بسیاری از سبکهای هنری آوانگارد پلی بود مابین سبک کلاسیک و سبکهای مدرن. با این حال بیشتر کارشناسان بر این عقیده هستند که هنر نائیف در تاریخ 1885 متولد شد(زمانیکه پل سینیاک آثار ههانری روسو را مشاهده کرد). هنر نائیف اغلب به واسطه سادگی بی آلایشی و همچنین تکنیک بچه گانه ای که در کار دارد شناخته میشود. شاید بتوان گفت که هنرمندان این حوزه در پی یک نوع تکنیک کودکانه در آثار خود هستند. آثار در این سبک اکثرا حالت تخت دارند و عمق و پرسپکتیو در نقاشی های آنها حالت بسیار ابتدایی و آماتور دارد. یکی از اولین هنرمندان سبک نائیف هانری روسو می باشد. وی را در دسته هنرمندان پست امپرسیونیسم نیز قرار می دهد. باید گفت که هنرمندان سبک نائیف در برخی موارد در کنار این سبک هنری در دسته بندی های دیگر نیز قرار میگیرند. برای مثال روسو را در برخی محافل هنری یک هنرمند پست امپرسیونیسم قلمداد می نمایند. تعریف و تفکیک مرز بین این سبک هنری و سبکهای نزدیک به آن مانند هنر فولکلور یا هنر خام همیشه محل بحث هنرشناسان بوده و پیوسته اختلافات زیادی در بین آنها وجود داشته است. اگر بخواهیم تفاوت قابل تعریف و علمی مابین هنر فولکلور و نائیف را ارئه کنیم می توان گفت که هنر نائیف یک سبک هنرهای بصری می باشد که شخص هنرمند به صورت خود آموخته آنرا فرا گرفته است و صرفا ارزش هنری دارد. در حالی که هنر فولکلور توسط استاد کاران و هنرمندان محلی خلق شده و صرفا ارزش هنری ندارند، بلکه در کنار ارزش هنری آبجکتهای هنری آن کاربردهای مصرفی را نیز دارا می باشند. با این حال تمایز قرار دادن مابین آنها همیشه محل اختلاف بوده است. سبک دیگری از هنر که آن هم شباهت هایی با هنر نائیف دارد هنر استانی می باشد، اما این هنر با آموزش های ابتدایی همراه است و نمی توان کاملا آنرا یک هنر خود آموخته قلمداد کرد.


یک اثر نائیف از آلفرد والیس

یک اثر نائیف از آلفرد والیس


همانطور که گفته شد برای هنر نائیف آموزش های اکادمیک وجود نداشته و شخص هنرمند به صورت خودجوش و خود آموخته دست به خلق آثار هنری میزند. می توان گفت که این هنر برگرفته از درونیات شخص هنرمند بوده است و اشخاصی که در این حوزه فعالیت می کرده اند به صورت آماتور به خلق آثار هنری می پرداخته اند و به هنر بعنوان یک کار حرفه ای به منظور کسب درآمد نگاه نمی کرده اند. مثلا اثری که در بالا مشاهده می نمایید مربوط به آفرد والیس است. او یک ماهیگیر کورنی (قومیتی وابسته به کورنوال، در جنوب غربی انگلستان) بود. اما این تعریف مربوط به دوران قبل از قرن بیستم بوده است، چراکه امروزه هنر نائیف به عنوان یک سبک هنری و ژانر کاملا شناخته محسوب میگردد. در بسیاری از نقاط مختلف دنیا آکادمی هایی برای آموزش این ژانر هنری وجود دارند و در بسیاری از گالری های معتبر جهان آثار هنرمندان نائیف به نمایش در می آید. ویژه گی های یک اثر نائیف را می توان روابط خارج از اصول آکادمیک در بین المانهای آن دانست. به بیان دیگر آثار در این ژانر هنری به شکل خام دستانه خلق می شوند و از قواعد رسمی و متداول در نقاشی دوری می کنند. یکی دیگر از خصوصیات این سبک از نقاشی دوری جستن از سه قاعده مهم است که در دوران رنسانس برای هنرهای بصری تعریف شد: 1- کاهش اندازه موضوع به تصویر کشیده شده با هدف القاء فاصله به بیننده 2- نشان دادن فاصله به وسیله رنگ 3- به نمایش گذاشتن فاصله به وسیله کاهش جزییات در یک المان به تصویر کشیده شده. این سه اصل در واقع جزو مهمترین اصول نقاشی آکادمیک به حساب می آیند. میتوان گفت که هر سه این قوانین جزو علم پرسپکتیو دسته بندی می شوند. عدم رعایت این قوانین منجر به خلق یک اثر با خصوصیات کاملا متفاوت می گردد، به بیان دیگر کار نقاشی از نظر هندسی و حالات بصری اشتباه به نظر خواهد آمد. خصوصیاتی که در این آثار ملاحظه می شود به طراحی های کودکان و آثار قرون وسطایی شباهت پیدا می کند. اما مقایسه و شباهت با این قبیل آثار در همین جا به پایان میرسد، زیرا نقاشی های نائیف خصوصیات منحصر به فردی را نیز دارا می باشند که آنها را از آثار کودکان و یا قرون وسطایی متمایز می سازد. طرحی و الگوی های قوی، رنگهای خالص و گسترده در تمام سطح کار که بدون جداسازی از بکراند جای گذاری شده اند از خصوصیات این آثار می باشد. به بیان دیگر رنگ پس زمینه در اکثر مواقع با المان اصلی در کار یکی است. به تصویر پایین دقت کنید.


یک نمونه از هنر نائیف

یک نمونه از هنر نائیف


در این آثار دقت به جزییات در پس زمینه و موضوع اصلی غالبا یکسان می باشد. در این نقاشی ها سادگی و صراحت لهجه به شدت جای ظرافت و تکنیک را پر کرده است. شاید بتوان گفت که یکی از بارز ترین خصوصیات هنر نائیف همین مورد است. این خصوصیات و به طور کلی این سبک هنری به قدری محبوب و همه گیر شده است که در بسیاری از موارد عملا این خصوصیات در آثار تولید شده به شکل عمدی اجرا می شوند. به بیان دیگر آثار تولید شده در این ژانر مانند سابق حاصل آماتور بودن و خام دستی نقاش نیست، بلکه به شکل مصنوعی و عمدی می باشند. در حالی که ذات هنر نائیف خام دستی و آماتور بودن هنرمند نقاش است و خالق این نوع از اثر هنری نمی بایست در آکادمی و یا مراکز آموزشی هنر دوره دیده باشد. برای مثال آثار هنری که توسط هانری روسو خلق میشوند را می توان نوعی نائیف عمدی و یا تقلیدی به حساب آورد. به بیان دیگر آثار این هنرمند را نمی توان یک نائیف اورجینال به شمار آورد. زیرا این نقاشی ها جنبه خودآگاهانه دارند. باید توجه داشت که امروزه به دلیل گسترش اطلاعات و ارتقای سطح آموزش به وسیله اینترنت کمتر فردی را می توان یافت که دغدغه هنری داشته باشد اما از فضای آموزشی دور مانده باشد، هرچند به مقدار ناچیز و کم. البته باید گفت که این پدیده در تمام رشته ها بروز و ظهور دارد. باید گفت بسیاری از افراد در این دوره به خودآموزی روی آورده اند که همین خود آموزی نیز خود نوعی آموزش به حساب می آید. فرد با تمرین و با استفاده از وسایل ارتباطی اقدام به یادگیری می نماید. به همین دلیل امروزه ما نمی توانیم سبک نائیف را به شکل اصیل آن بیابیم، مگر در مواردی بسیار انگشت شمار و ناچیز. اگر بخواهیم نمونه هایی از هنرمندان معاصر که امروزه این سبک هنری را دنبال می کنند نام ببریم می توان به اسمهایی چون گری بانت، گیب لانگولتز و جیکی میلز اشاره کرد.


یک اثر از جیکی میلز

یک اثر از جیکی میلز


اما اگر بخواهیم به یک هنرمند سبک نائیف که تا حد زیادی می توان آثار او را اورجینال دانست اشاره کنیم می توان به هنرمند خود آموخته ایرانی مکرمه قنبری اشاره کرد. این هنرمند حتی سواد خواندن و نوشتن نیز نداشت و در سن 63 سالگی نقاشی را آغاز کرد. قنبری در طول فعالیت های هنری خود جوایز بین المللی زیادی را از آن خود کرد. در آثار وی می توان نشانه های زیادی در از سبک نائیف مشاهده کرد. البته بسیاری از هنرشناسان سبک وی را در دسته بندی هنر خام جای میدهند. اما همانطور که گفته شد این سبکها بسیار به هم نزدیک بوده و تفکیک آنها از یکدیگر کاری دشوار و تقریبا غیر ممکن می نماید.


مکرمه قنبری

مکرمه قنبری


در کنار هنر خام، هنر بدوی اصطلاح دیگری است که آنرا به هنر نائیف مرتبط می دانند. این اصطلاح نیز برای افراد هنرمند فاقد آموزش به کار می رود. اما این شکل از هنر به هنرمندانی مربوط می شود که تحت تاثیر یک فرهنگ محلی دست به خلق آثار هنری میزنند. اگر بخواهیم در مورد این هنر مثالی بیاوریم می توان به هنر بومیان آمریکای جنوبی و یا صحرای آفریقا اشاره کرد. به بیانی می توان گفت که این شکل از هنر نیز ارتباط تنگاتنگ را با هنر نائیف دارا می باشد.


یک اثر از پاول کلِه

یک اثر از پاول کلِه


یک نکته مهم دیگر که در مورد این سبک وجود دارد، اصلاح بدوی گرایی (primitivism) و یا نائیف گرایی (naïvism) شاخه ای متمایز از این سبک هستند. اینها سبکهایی هستند که هنرمندان حرفه ای و بزرگ با مطالعه بر روی فرهنگ ها و تمرین و تحقیق، آثار هنری خاصی را به وجود می آورند. مثال های بارز برای این سبک پل گوگن و پاول کلِه هستند.


یک اثر از پل گوگن با الهام از فرهنگ بدوی تاهیتی

یک اثر از پل گوگن با الهام از فرهنگ بدوی تاهیتی


به تعبیری میتوان گفت که هنرمندان نائیف به شکلی ناخودآگاه و ناخواسته نوعی خلاقیت خالص را به دنیای هنرهای زیبا هدیه کردند. یکی از مشهورترین گروهایی که از این سبک هنری تاثیر گرفت گروه زمین بود که در شهر زاگرب کرواسی به وجود آمد. این گروه در پی پاسخهایی در مورد مشکلات و مسائل اجتماعی بودند. آنها بر نوعی خلاقیت کاملا مستقل تاکید داشتند که همین خلاقیت مستقل آنها را به سبک نائیف ارتباط می داد. این گروه از سبکهای آکادمیک خارجی دوری می کردند. همین دوری جستن از سبکهای آکادمیک منجر به خلق ناخودآگاه آثار با سمت و سوی سبک نائیف شد. آنها براین عقیده بودند که نباید هنر را فقط برای هنر خلق کرد، بلکه اثر هنری می بایست بازتاب وقایع و مشکلات جامعه باشد. آثار این گروه با مخالفت دولت وقت روبرو شد و در سال 1935 فعالیت این گروه ممنوع شد. یکی از چهره های مشهور این گروه کرستو هگدوچیچ نقاش کروات می باشد.


یک اثر از کرستو هگدوچیچ

یک اثر از کرستو هگدوچیچ


اما سبک نائیف یک مکتب هنری را نیز به وجود آورد که به نام مکتب هلبین مشهور شد. این مکتب در دنیای هنر مشهور و تاثیر گذار می باشد. این اسم به تعدادی از هنرمندان کراوات اطلاق می شود که در دهکده ای در نزدیکی مرز مجارستان مشغول به فعالیت هنری شدند. این دهکده یک منطقه روستایی کوچک با کوچه های گل آلود و خانه های یک طبقه بود. هنرمندانی که در این منطقه فعالیت می کردند بر روی سبک نائیف یوگسلاوی بسیار تاثیر گذار بودند. در این روستا تعدادی دهقان و ساکنان محلی شروع به خلق آثار هنری کردند. تمام این دهقانان افرادی معمولی بودند که تحصیلات رسمی هنر نداشتند.


یک اثر از نقاشان هلبین

یک اثر از نقاشان هلبین


به واقع این پدیده یک جریان انقلابی و بسیار جالب توجه در دوران خود به حساب می آمد. این جنبش توسط هنرمند مشهور کروات کرستو هگدوچیچ رهبری شد و مدتی بعد و در سال1930 او مدرسه هلبین را تاسیس کرد. این ایده همچنین توسط شاعر مشهور میروسلاو کرلژا با هدف به وجود آوردن یک هنر داخلی که از خارج تاثیر نگرفته باشد پشتیبانی شد. ایوان جنرالیچ اولین استادی بود که از مکتب هلبین سر برآورد و سبک شخصی خود را ایجاد کرد. او در دنیای هنر به یک استاندارد سطح بالا دست یافت.


یک اثر از ایوان جنرالیچ

یک اثر از ایوان جنرالیچ


سبک هنری نائیف را می توان یک سبک بسیار مهم و تاثیرگذار به حساب آورد. شاید یکی از مهمترین دلایل اهمیت این سبک این است که این جنبش، هنر را به میان توده و عوام جامعه آورد و این پدیده باعث شد که هر شخصی در سطح جامعه احساس کند که می توان روزی یک هنرمند مشهور باشد. همین پدیده باعث گسترش فعالیت های هنری و ظهور چهره های خلاق در سرتاسر جهان شد.


گرد آوری و تهیه مطالب: جواد اکبر زاده





دیدار - دریچه ای به کلاسهای اخیر

نگاه مختصری به آنچه که اخیرا در کلاسهای حضوری گذشته است.
فیلمهای کوتاه از کارهای در حال انجامی که در آموزشگاه نقاشی ایکاروس و توسط هنرجویان صورت گرفته است.


اثری از هنرمند آموزشگاه لیدا سماک، مرداد 1399

اثری از هنرمند آموزشگاه لیدا سماک، آبان 1399

اثری از هنرمند آموزشگاه سحر تربر، آبهمن 1399

اثری از هنرمند آموزشگاه مریم جعفری، آذر 1398

 

کلاسهای ایکاروس

دیـــدگـــاه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

بخش‌های مورد نیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

ارسال نظرات



روزشمار هنری
امروز ۲۰۲۱/۰۳/۰۱ میلادی برابر با دوشنبه، ۱۱ اسفند ۱۳۹۹هجری شمسی که مصادف میباشد با سالروز تولد اسکار کوکوشکا نقاش اتریشی

اسکار کوکوشکا نقاش اتریشی

ادامه مطلب


 



مؤکداً از مراجعه حضوری از ساعت ۱۶ به بعد خودداری نمایید          آموزشگاه هنرهای تجسمی ایکاروس سه شنبه ها تعطیل است، همچنین چهارشنبه ها صبح